نمکتاب

(نهضت ملی کتابخوانی (نمک) / غذا بدون نمک مزه نداره / زندگی بدون کتاب معنا نداره

نمکتاب

(نهضت ملی کتابخوانی (نمک) / غذا بدون نمک مزه نداره / زندگی بدون کتاب معنا نداره

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!
معرفی کتاب + فروش اینترنتی کتاب: ketabduniiieman@
هر ایرانی؛باید برای یکبار هم که شده این کتاب هارا بخواند: ja_ketab_i@
از او...yaremana@
کتابای خوبی که فکر میکنیم باید به دست همه برسه به اشتراک بگذاریم♻️ ketab_gardon@
معرفی کتاب + یک جرعه نقد: Vitrin_Mah@
یاران صمیمی: yaran_samimii@

آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۲ فروردين ۹۷، ۱۹:۴۳ - ALI DARBANI
    +
  • ۱۷ فروردين ۹۷، ۲۱:۴۲ - محسن رحمانی
    :)
دوشنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۴۸ ق.ظ

آسمان شیشه ای نیست



درباره کتاب:

آسمان آسمان است؛ صاف و سالم. چه برای پسر داستان چه برای دختران داستان؛ آنها اگر حواسشان به خودشان نباشد...ترک می خورند؛ هر چند که با اشتباهشان آسمان ترک نمی خورد...آسمان همیشه صاف است.

بعضی رمان ها را نمیتوان فقط برای تفریح و وقت گذرانی خواند...
باید روی جمله جمله اش تفکر کرد
آسمان شیشه ای نیست  از همین قبیل است


خلاصه کتاب:

«آسمان شیشه‌ای نیست»، نوشته مرتضی انصاری‌زاده، روایتی است از سرگشتگی جوانی دانشجو به نام حامد، که از مشهد برای ادامه تحصیل به تهران آمده است.

او در این محیط، دچار سرگشتگی می‌شود؛ سرگشتگی میان آنچه با آن بزرگ شده و با آن خو گرفته و آنچه امروز می‌بیند و به سمت آن کشیده می‌شود. سرگشتگی میان راه‌هایی که هیچ یک به طور کامل موجب رضایتش نمی‌شوند.

حامد دانشجوی علوم اجتماعی است و در خوابگاه زندگی می کند. به خانه خاله‌اش در تهران رفت و آمد دارد و از قدیم عشقی نگفته به دخترخاله‌اش، مریم دارد. آنچه باعث می‌شود ملغمه افکارش شلوغ‌تر شود، علاقه به یکی از همکلاسی‌هایش به نام سارا است. دختری متفاوت با مریم.


برشی از کتاب:

نمی دانست چرا همیشه زن های روبرو و طرف دیگر ایستگاه به نظرش زیباتر می آمدند. شاید به این خاطر که دست نیافتنی تر بودند. اگه کسی به مریم نگاه کنه  و این جوری فکر کنه ناراحت نمیشی؟
 از ترس اینکه مرد دیگری در مریم حتی به اندازه  یک نگاه شریک شود ؛ نگاهش را قطع کرد ولی ذهنش باز هم دست از سر او برنداشت.
یعنی اگر مریم نبود ، حق داشتی به هر زنی که خواستی نگاه کنی ؟ص 13


گاهی قبل از نماز از خودش می پرسید که چرا نماز می خواند ؟و با وجود این همه شک و تردید ، آن را حداقل برای مدتی کنار نمی گذارد ؟ و همیشه با مطرح شدن این سوال نوار جواب های آماده و تکراری به ذهنش می رسید :«تا پایت در یک طرف جوی محکم نشده ،پای دیگرت را بر ندار . چقدر نماز نخواندن بهت کمک می کند ؟ میشه همه شک ها رو با این روش برطرف کرد ؟ چرا در چنین مواقعی فقط کنار گذاشتن دین به ذهن افراد میرسه ؟ و به طرف دیگر فکر نمی‌کنند که مثلا برای مدتی کارهایی که شک هایشان را دامن می زند انجام ندهند؟... ص120

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۲۸
نمک کتاب

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی