نمکتاب

(نهضت ملی کتابخوانی (نمک) / غذا بدون نمک مزه نداره / زندگی بدون کتاب معنا نداره

نمکتاب

(نهضت ملی کتابخوانی (نمک) / غذا بدون نمک مزه نداره / زندگی بدون کتاب معنا نداره

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!
سایت نمکتاب را حتما دنبال کنید:namaktab.ir
(سروش)
هر ایرانی؛باید برای یکبار هم که شده این کتاب هارا بخواند: ja_ketab_i@
از او...yaremana@
یاران صمیمی: yaran_samimii@

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۵ مهر ۹۷، ۰۰:۴۵ - خانم معلم
    لایک
جمعه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۵۲ ق.ظ

ماه به روایت آه


همیشه وقتی آه می‌کشی که هیچ راهی نداری تا از رنج و سختی رها شوی، تنها میتوانی آه بکشی و دیگر هیچ...
اما می‌شود که آه تو آنقدر سنگین باشد و آنقدر عمیق، که دلها ی همگان را تا انتهای تاریخ بسوزاند...
آنقدر هم آتشش تند است که می‌شود راجع به آن داستان های طولانی و بلند نوشت و خواند و گفت...



ابوالفضل زرویی نصرآباد (متولد اردیبهشت ۱۳۴۸) شاعر، پژوهشگر و طنزپرداز، این بار به سراغ سبکی دیگر رفته و ثابت کرده است که در نگارش آثار داستانی تاریخی نیز، توانمند است.
"ماه به روایت آه" روایت زندگانی ماه بنی هاشم، حضرت ابوالفضل عباس است. زرویی برای نگارش این کتاب، به بیش از ۶۰ منبع پژوهشی در ارتباط با حضرت عباس مراجعه کرده است.

نویسنده در این کتاب، با قلمی استوار و جذاب، با سبک داستانی، به نقل زوایایی از زندگانی شخصی و شخصیت حضرت قمر بنی هاشم به روایت ۱۲ تن پرداخته است. این ۱۲نفر، برخی، مانند حضرت ام البنین، بانو لبابه(همسر) و جناب عبیدالله (فرزند)، از خاندان حضرت عباس می‌باشند. اما برخی هیچ نسبتی با ایشان ندارند.
به طور کلی ویژگی ممتاز این کتاب، نقل روایت‌هایی از زندگانی حضرت عباس است که کمتر شنیده و یا اصلا نشنیده‌ایم. بخش‌هایی از زندگی ایشان مانند همسر و فرزندان، ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی و برخی کرامات ایشان.
دیگر ویژگی قابل توجه کتاب، تطبیق تاریخ وقایع، با تاریخ شمسی است.

برشی از کتاب:
اگر چه مرسوم و معمول نبود ولی می‌گفتند ثروتمندان و اعیان مدینه، تلویحا و با زبان بی زبانی، از او برای ازدواج با دختران‌شان خواستگاری می‌کنند.
اما زیباترین، رشیدترین و محجوب‌ترین جوان مدینه، آهوی دست‌آموز و کبوتر صحن و سرای برادرش حسین بود.
آن روز، وقتی پدرم سرزده به خانه بازگشت، به شدت نگران شدیم. اما وقتی با خوشحالی خبر داد که حسین بن علی از من برای برادرش عباس خواستگاری کرده است، مادرم با چشم و دهانی بازمانده از تعجب و شادمانی، ابتدا لحظه‌ای مکث کرد و سپس پرسید: چه گفتی؟! حسین؟ عباس؟ لبابه؟!ص ۵۵

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۱۰
نمک کتاب

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی