نمکتاب

(نهضت ملی کتابخوانی (نمک) / غذا بدون نمک مزه نداره / زندگی بدون کتاب معنا نداره

نمکتاب

(نهضت ملی کتابخوانی (نمک) / غذا بدون نمک مزه نداره / زندگی بدون کتاب معنا نداره

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!
(سروش)
معرفی کتاب + فروش اینترنتی کتاب: ketabduniiieman@
هر ایرانی؛باید برای یکبار هم که شده این کتاب هارا بخواند: ja_ketab_i@
از او...yaremana@
یاران صمیمی: yaran_samimii@

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۹ ارديبهشت ۹۷، ۱۵:۱۲ - متیو تل
    عااالی
  • ۲۴ ارديبهشت ۹۷، ۲۰:۲۱ - متیو تل
    سپاس
  • ۲۲ ارديبهشت ۹۷، ۰۲:۵۴ - ㄎム尺ム ❤
    ممنونم
  • ۲۲ ارديبهشت ۹۷، ۰۱:۰۵ - sara 2528
    لایک!!

۳ مطلب با موضوع «جوان :: اهل بیت» ثبت شده است

جمعه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۷، ۰۳:۰۰ ب.ظ

ناقوس ها به صدا در می آیند



#ناقوس_ها_به_صدا_در_می_آیند
📚💐📚💐📚💐📚💐📚💐
#ابراهیم_حسن_بیگی

بعضی ها گنج دارند و باز هم در فقر و نداری زندگی می کنند.آن وقت کسان دیگری از این گنج بهره می برند. این کتاب نقشه آن گنج است.در بهره بردن از این گنج تردید نکن.

💠 ابراهیم حسن بیگی نویسنده ی توانمند و دست به قلمی است که داستان کتابش نه تنها خواننده را خسته نمی کند بلکه به راحتی، با بازی با کلمات، روح و روان خواننده را نیز به تسخیر در می آورد.
 داستان #ناقوس_ها_به_صدا_در_می_آیند  داستانی جذاب در ارتباط با قدیسی به نام حضرت علی ابن ابی طالب علیه السلام است که
1⃣ چکیده ای کامل و بی نقص از سخنان ایشان،
2⃣داستان زندگی حضرت
3⃣حتی بررسی ابعاد وجودی، سیاسی، معنوی شخصیت ایشان از منظر مخالفان و معاندانی چون عمرو عاص را به تحریر درآورده است.
🌀یکی از نقاط قوت این داستان ارتباط مسیحیان و مسلمانان را مستحکم تر می کند و همه ی این ها حاصل هنر غیر قابل انکار ابراهیم حسن بیگی است.
🌀حمایت انتشارات عهد مانا نیز در موفقیت این کتاب نقش موثری داشته است.
🌀 خواندن این کتاب، انسان را برای ساعتی از فعل و انفعالات جهان و افکار روزمره جدا می سازد و
 ✅ حداقل اثرش، تشویق مخاطبان به خواندن #نهج_البلاغه است.


سیر داستان

 داستان دلدادگی یک کشیش مسیحی است که در مسکو زندگی می‌کند. او کتاب‌ها و آثار خطی و قدیمی بسیاری دارد و به این کار عشق می‌ورزد. وقتی یک نسخه قدیمی از مردی تاجیک به دست او می‌رسد، علاقه‌مند می‌شود که کتاب را از او بخرد، اما مرد تاجیک کشته می‌شود و از اینجا به بعد، کشیش روسی پا در مسیری می‌گذارد که به شناخت امام متقین، امیرالمؤمنین، علی (ع) منتهی می‌شود. کشیش به خاطر حفظ جان خود مجبور به ترک مسکو می‌شود و به بیروت می‌رود. او کودکی‌ها و بخشی از عمرش را در این شهر گذرانده و پسر، عروس و نوه‌اش در آنجا زندگی می‌کنند. علاوه بر این، او در پایتخت لبنان، دوستان و محققان فراوانی از جمله «جرج جرداق» نویسنده کتاب «الامام علی صوت‌العداله‌الانسانیه» را دارد که می‌توانند در کشف شخصیت امام علی (ع) به او کمک شایانی کنند. این کشیش روسی با مطالعه آثار فراوانی از نویسندگان مسیحی و اهل تسنن، امیر مؤمنان را به نیکی می‌شناسد و از موعظه‌ها و پندهای آن امام در سخنرانی‌های خود استفاده می‌کند. او همچنین، سخنان شیوای حضرت علی (ع) را سرلوحه زندگی خود قرار می‌دهد و توصیه‌هایی در باب مرگ و جهان پسین به فرزندش دارد. داستان با دستگیری جنایتکارانی که به خاطر به دست آوردن نسخه خطی، هم دست به قتل مرد تاجیک زده و هم از کلیسا و منزل کشیش سرقت کرده‌اند، خاتمه می‌یابد و کشیش که آرامش از دست رفته را بازیافته است، همراه با همسرش به مسکو برمی‌گردد؛ گویی که او تعالیم علی (ع) را به عنوان بهترین و ارزشمندترین سوغات بیروت به خانه برده است؛ چرا که چمدان حاوی کتاب‌ قدیمی و سایر آثار خریداری شده از سوی کشیش در فرودگاه جابه‌جا شده و او با چمدان دیگری به خانه رفته است.

برشی_از_یک_کتاب ✂️

جرج گفت: کلام همه پیامبران و عدالت خواهان جهان ،شبیه کلام علی ست.برای همین من اسم کتابم را گذاشتم علی صدای عدالت انسان .
کشیش گفت: برای همین امروز پیش تو هستم تا درباره ی علی بیشتر بدانم .
جرج گفت : برای شناخت علی باید به وجدان خودت رجوع کنی پدر و تعصب مسیحیت را از خودت دور کنی و علی را با هیچکس قیاس نکنی جز خودش‌...

دانلود پوستر کتاب ناقوس ها به صدا درمی آیند
۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۰۰
نمک کتاب
جمعه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۶، ۰۶:۲۲ ق.ظ

کشتی پهلو گرفته


روزگار غریبی است دخترم! دنیا از آن غریبتر! این چه روزگاری است که یک راز آفرینش زن را در خود تحمل نمی کند. این چه عالمی است که دردانه ی خدا را از خویش می راند؟
آنجا جای تو نیست.دنیا هرگز جای تو نبوده است. بیا دخترم. بیا تو از آغاز هم دنیایی نبودی. تو از بهشت آمده بودی. تو از بهشت آمده بودی

✂️برشی از کتاب✂️
▫️گریه نکنید عزیزان من!
از این پس جای گریستن بسیار دارید.
بر هر کدام از شما مصیبت ها می رود که جگر کوه را کباب می کند و دل سنگ را آب.
▫️حسن جان! این هنوز ابتدای مصیبت است، رود مصیبت از بستر حیات تو عبور می کند.
مظلومیت جامه ای است که پس از پدر قاعده ی تن تو می شود...
حسین جان! زود است برای گریستن تو!
تو دیگر گریه نکن! تو خود دردانه ی #اشک آفرینشی....✨

#کشتی_پهلو_گرفته
#سید_مهدی_شجاعی
#نیستان

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۶ ، ۰۶:۲۲
نمک کتاب
جمعه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۵۴ ب.ظ

اقیانوس مشرق



جوان است و عاشق و سر به هوا
همه ی لذت های دنیا را با هم می خواهد
به هیچ چیز هم اعتقاد ندارد جز شنیده هایش
دنبالش برود حتما به آن می رسد ، قدرت و انگیزه جوانیش را بر می دارد و می افتد دنبال عشقش....

بریده ای از کتاب :

    شمشیردار با نوک شمشیر سکه های بر زمین افتاده را پس و پیش می کند.

- باقی اش کو؟

    پینه دوز نگاهش می کند. 

- باقی؟ تنها همین بود؟

-  دروغ نگو پیرمرد. تمام دارایی تو تنها همین دو کیسه است؟ می خواهی باور کنم؟

-  شمشیردار نگاهش را تیز می کند و شمشیرش را بالا می آورد و به راحله اشاره می کند.

-   و آنکه در دست های توست؟!

پینه دوز سر تکان می دهد:

-  او با خود کیسه ای ندارد.

-   شمشیردار می خندد: خودش را می گویم، خودش از هزار سکه بیشتر می ارزد، نمی ارزد؟!

     پینه دوز ترسیده ، راحله را تنگ در آغوش می گیرد.

      -  هرگز اجازه نمی دهم.

     راحله ترسیده، در خود می لرزد

      -  پدر.. مبادا بر من دست یابد!

                 ص 139

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۵۴
نمک کتاب