نمکتاب

(نهضت ملی کتابخوانی (نمک) / غذا بدون نمک مزه نداره / زندگی بدون کتاب معنا نداره

نمکتاب

(نهضت ملی کتابخوانی (نمک) / غذا بدون نمک مزه نداره / زندگی بدون کتاب معنا نداره

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

کتاب ها رو اگر موجود داشته باشیم از این آیدی برای خرید میتونید سفارش بدید: ketabchiii@

سایت نمکتاب را حتما دنبال کنید:namaktab.ir

(سروش)
هر ایرانی؛باید برای یکبار هم که شده این کتاب هارا بخواند: ja_ketab_i@
از او...yaremana@
یاران صمیمی: yaran_samimii@

آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۸ مطلب با موضوع «جوان :: محرم» ثبت شده است

شنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۷، ۰۳:۰۰ ب.ظ

موکب آمستردام

موکب آمستردام ، بهزاد دانشگر

موکب آمستردام : داستان هایی از جوانان اروپایی و اربعین حسینی

موکب آمستردام : داستان هایی از جوانان اروپایی و اربعین حسینی

معرفی: خرده روایت هایی از زائرانی که امام حسین را نه در کربلا و نجف و قم و مشهد و… بلکه در قلب اروپا یافته اند،
زائران دور دست سید الشهدا،
زائرانی که از اروپا به مقصد زیارت پیاده امام حسین (ع) رهسپار شده اند.
زائرانی که دریافته اند که عشق حسین، زمین و زمان و مکان نمی شناسد و چه بخواهیم و چه نخواهیم عالم گیر خواهد شد.
فقط باید خودت را به این دریای عظیم بسپری تا به ساحل آرامش برسی.
بریده ای از کتاب:
وصف نمایشگاهمان دیگر از هلند و شهرهایش گذشته و به دیگر کشورها رسیده ما نه تنها توی دیگر کشورهای اروپایی هم درخواست برگزاری نمایشگاه را داشته ایم بلکه از بقیه کشورها مثل آرژانتین هم درخواست داده اند نمایشگاه را برایشان کپی کنیم و بفرستیم تا آن جا هم برگزار شود…

http://namaktab.ir/

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۷ ، ۱۵:۰۰
نمک کتاب

فصل شیدایی لیلاها ، سیدعلی شجاعی

اگرمی خواهی لذت محبت امام حسین (ع) را بچشی این کتاب را بخوان: فصل شیدایی لیلاها

اگرمی خواهی لذت محبت امام حسین (ع) را بچشی این کتاب را بخوان: فصل شیدایی لیلاها

معرفی:
آخ که این کتاب لذت محبت امام،
نگاه امام،
پدری امام را
به جان می نشاند،
اگرمی خواهید لحظاتی در آغوش امام باشید این کتاب را…

خلاصه: داستان از زبان هفت نفر روایت می شود و هر کدام سرگذشت عجیب خودشان را درباره ی این که چطور خود را به کاروان کربلا رساندند می گوید.
در نهایت نویسنده صحنه ی روز عاشورا را تا زمان شهادت این افراد ترسیم می کند.

http://namaktab.ir

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۷ ، ۱۵:۰۰
نمک کتاب
يكشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ۰۳:۰۰ ب.ظ

فتح خون داستان است، داستان امیدهای من و تو…

کتاب فتح خون ، به قلم شهید آوینی

داستان کربلا به روایت شهید آوینی را هرگز از دست ندهید: فتح خون

معرفی:
فتح خون داستان است، داستان امیدهای من و تو…. آرزوهایی که همیشه در سرمان دور می زند. خودت را در کربلا ببین در صفحه های سخت … انتخاب آسان نیست… دو راهی – شک و یقین- مرگ و زندگی- .. با امام بودن یک آرزو نیست، یک تصمیم است کتاب را که خواندی تصمیمت را بگیر.

بریده ای از کتاب:
عجب تمثیلی است که علی مولود کعبه است….یعنی باطن قبله را در امام پیدا کن .اما ظاهر گرایان از کعبه نیز تنها سنگش را میپرستند .سخن آنان است که اسلام آوردند اما در جستجوی حقیقت ایمان نیستند….کنج فراقتی و رزقی مُکفی …دل خوش به نمازی غراب وار و دعایی که بر زبان میگذرد اما ریشه اش در دل نیست ،در باد است.

بریده ای از کتاب:
دیندار آن است که در کشاکش بلا دیندار بماند
وگرنه در هنگام راحت و فراغت و صلح و سلم
چه بسیارند اهل دین…

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۰۰
نمک کتاب
يكشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۲۰ ق.ظ

آفتاب در حجاب

آفتاب در حجاب / سیدمهدی شجاعی


این کتاب مشتمل بر هجده پرتوی عاشقانه و جانسوز از نورآفتاب صبر و استقامت، زینب‌ کبری(سلام الله علیها) است.
هجده پرتو از روایت زندگانی پرخاطره و مهربانی‌های حضرت زینب(سلام الله علیها)، دختر امیرالمومنین(علیه السلام).
🌹«بلافاصله جبریل آمد، در حالی‌که اشک در چشمانش حلقه زده بود، اسم زینب را برای تو از آسمان آورد، ای زینت پدر، ای درخت زیبای معطر»😔🌹
آفتاب در حجاب، احساس را با اندوهی همراه می‌کند که در سینه نشسته و به اشاره‌ای، بغض می‌شکند.
 و از محنتی عظیم روایت می‌کند، محنت زینب (سلام الله علیها)، این سرسلسله پیام‌آوران صبر و استقامت و این اسطوره همیشه جاوید عشق و محبت.
 این نوشتار برگی از غم‌نامه سترگ زینب است.
چنان که خواننده‌ خود را همراه محنت‌های بی‌شمار آن بانوی بزرگ می‌کند و اشک‌واره می‌سراید.
... در خاتمه این روایت جانسوز، آفتاب در کنار قبر پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلم) پهلو می‌گیرد و عاشقانه از اندوه خویش لب می‌گشاید که: « تعبیر شد خواب کودکی‌های من پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلم)! و من اکنون با یک دنیا مصیبت و غربت تنها مانده‌ام ...»


✂️ برشی از کتاب ✂️

✂️ برشی از کتاب ✂️

namaktab.blog.ir

✂️ برشی از کتاب ✂️

namaktab.blog.ir

🔅سال ششم هجرت بود که تو پا به عرصۀ وجود گذاشتی، ای #نفرششم پنج تن!
بیش از هرکس، حسین از آمدنت خوشحال شد. دوید به سوی پدر و با خوشحالی فریاد کشید: «پدر جان! پدر جان! خدا یک خواهر به من داده است!»
زهرای مرضیه گفت: «علی جان، اسم دخترمان را چه بگذاریم؟»
حضرت مرتضی پاسخ داد: «نامگذاری فرزندانمان شایستۀ پدر شماست. من سبقت نمی‌گیرم از پیامبر در نامگذاری این دختر.»
🔅پیامبر، تو را چون جان شیرین، در آغوش فشرد، بر گوشۀ لب‌های خندانت بوسه زد و گفت: «نامگذاری این عزیز، کار خود خداست. من چشم انتظار اسم آسمانی او می‌مانم.»
بلافاصله جبرئیل آمد و در حالی‌که اشک در چشم‌هایش حلقه زده بود، اسم زینب را برای تو از آسمان آورد. ای زینت پدر!
پیامبر از جبرئیل سؤال کرد که دلیل این غصه و گریه چیست؟
جبرئیل عرضه داشت: «همۀ عمر در اندوه این دختر می‌گریم که در همۀ عمر جز مصیبت و اندوه نخواهد دید.»
🔅پیامبر گریست. زهرا و علی گریستند. دو برادرت حسن و حسین گریه کردند، و تو هم بغض کردی و لب برچیدی.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۲۰
نمک کتاب
جمعه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۴۵ ق.ظ

نامیرا



چشمم که به کتاب افتاد، به نظرم آشنا آمد. فقط می دانستم آشناست، از کجا، نمیدانم. می دانستم در مورد کربلاست. پس خریدم.
مدت ها بعد فرصت شد مطالعه کنم.
از همان ابتدا، یک شخصیت در داستان مرا مجذوب خود کرد.

مخالف قیام مسلم بود. هیچ کس را به اندازه حسین بن علی شایسته نمی دانست، اما طرفدار حکومت وقت (یزید بن معاویه) بود، می‌گفت چرا بین مسلمانان تفرقه می اندازید؟
 از سرداران و دلیران سپاه اسلام در نبرد با کفار بود. می گفت جنگیدن با کفار را دوست تر می دارم تا جنگیدن با مسلمانان را.
اما باز هم مجذوبم کرد، به دلم نشست. چون عقلانیت و فهم و شجاعتی پشت حرف‌هایش بود. چون به خاطر جاه و مقام و آبرو و فریب خوردگی، قبول و انکار نمی‌کرد.
همین شد که با یک جمله مات شد...
و از اول می دانستم که این اسب سرکش صفحه شطرنج روزگار، شاهی است که فقط باید مات شاه شاهان شود: #حسین بن علی -علیه السلام-
نامیرا، برداشتی است آزاد از واپسین روزهای زندگانی عبدالله بن عمیر، از اولین شهدای کربلا، که انصافا شخصیت پردازی اش در این کتاب، مدیون قلم استوار نویسنده است.
نامیرا، روایتی است از تنها گذاشتن سینه چاکان، امامشان را. و نصرت سر در گریبانان، امامشان را.
نامیرا، روایت شیرزنانی است که به بهانه پدر و شویشان، از امامشان روی برنتافتند.
در مورد جناب عبد الله بن عمیر، بیشتر بخوانید

برشی از کتاب:
خود از رسول خدا شنیدم که فرمود به زودی فرزندم حسین در عراق کشته خواهد شد ، پس هرکس که در آن زمان حاضر بود ، او را یاری کند  .ام وهب گفت : به خدا سوگند هر کس جز انس بن حارث که از صحابه ی رسول خداست این سخن را می گفت باور نمی‌کردم . بعد پرسید : اما نمی فهمم چرا تو در نینوا مقیم شده‌ای ؟ انس برخاست و از گودال بیرون آمد وگفت : آن روز که با سپاه علی بن ابی طالب برای جنگ صفین عازم بودیم ، چون به اینجا رسیدیم ، سپاه در آنجا توقف کرد و امام از اسب پایین آمد و در این مکان ایستاد و رو به ما فرمود : در همین جا سپاهی از کوفیان به فرزندم حسین یورش خواهند برد و او را در این گودال خواهند کشت و خاندانش را به اسارت خواهند برد. ص 305

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۰:۴۵
نمک کتاب
يكشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۳۳ ب.ظ

رحمت واسعه



بعضی کتاب‌ها خیلی زود بر سر زبان ها می‌افتد. ....مثل کتاب رحمت واسعه ...

برشی از کتاب:
دنیای بهتر هم با امام حسین (ع) بود، نه با یزید، ولی انسان، خوشی و راحتی می‌خواهد و به هرچه می‌رسد، بالاتر از آن را طالب است و آرامش ندارد تا به نفس مطمئنه برسد.
حرفی دیگر نیست
جز #رحمت_واسعه ...
وسعت رحمت این خاندان را گفتن در حد ظرفیت من نیست
هرکس خودش داند و ...
از من همین قدر ک #اربعین در #کربلا را از همین وسعت گرفتم ...

دانلود پوستر "رحمت واسعه"

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۳۳
نمک کتاب
يكشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۲۵ ب.ظ

پادشاهان پیاده


پادشاهان پیاده / بهزاد دانشگر / محمدعلی جعفری


 در مورد کتاب:

کتاب پادشاهان پیاده بی‌آلایش باهات حرف می‌زنه.
هرکسی، تو هر لباسی؛ از زائر و موکب‌دار، کوچک و بزرگ، از هر شغل و حرفه‌ای که هستن.
مشهورند یا ناشناخته، همه‌شون زبان حال رو میگن.
هم قدمت می‌کنند با لحظه‌لحظه‌هاشون.....
 اینه که به دل می‌نشینه‌.
به جرات میگم یکی از بهترین کتابهایی بود که راحت باهاش ارتباط برقرار کردم.
توصیه می شود برای زائرها
و برای جامانده ها ...


برشی از کتاب:
💠 توی مسیر دیوانیه به نجف، دو قبیله عشایر با هم درگیری داشتند.
🔻 حدود ده سال قبل، یکی از قبیله ها سه نفر از آن قبیله را کشته بودند.
این ها ازشان دیه نمی‌گرفتند. می‌گفتند ما حق بچه هایمان را ازتان می‌گیریم.
باید سه تا از شما را بکشیم.
🔻 تا اینکه زیارت اربعین امام حسین علیه السلام شد.
🔻 هر دو عشیره موکب داشتند.
یک شب، عشیره‌ای که خون جوان‌هایش را طلبکار بود، مهمان نداشت.
پیغام فرستادند برای آن عشیره‌ی دیگر که اگر امشب زائرهایتان را بفرستید موکب ما، خون جوان‌هایتان را می‌بخشیم و از خون جوان‌هایمان می‌گذریم...

✅ به عشق امام حسین علیه السلام،  یک اختلاف و انتقام عشیره‌ای که می‌توانست باعث جنگ شود، تمام شد...


پوستر کتاب"پادشاهان پیاده" را از اینجا دانلود کنید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ اسفند ۹۶ ، ۱۵:۲۵
نمک کتاب
چهارشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۲۴ ب.ظ

فتح خون




فتح خون داستان است، داستان امیدهای من و تو.... آرزوهایی که همیشه در سرمان دور می زند. خودت را در کربلا ببین در صفحه های سخت ... انتخاب آسان نیست... دو راهی - شک و یقین- مرگ و زندگی- .. با امام بودن یک آرزو نیست، یک تصمیم است کتاب را که خواندی تصمیمت را بگیر

✂️ برشی از کتاب✂️


دیندار آن است که در کشاکش بلا دیندار بماند
وگرنه در هنگام  راحت و فراغت و صلح و سلم
چه بسیارند اهل دین...

#فتح_خون
#شهید_سیدمرتضی_آوینی
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۲۴
نمک کتاب