نمکتاب

(نهضت ملی کتابخوانی (نمک) / غذا بدون نمک مزه نداره / زندگی بدون کتاب معنا نداره

نمکتاب

(نهضت ملی کتابخوانی (نمک) / غذا بدون نمک مزه نداره / زندگی بدون کتاب معنا نداره

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سفارش کتاب؛ اگر موجود داشته باشیم از طریق شماره پیامک: 09050660225

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir

(سروش)
هر ایرانی؛باید برای یکبار هم که شده این کتاب هارا بخواند: ja_ketab_i@

یاران صمیمی: yaran_samimii@




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۶ مطلب با موضوع «1. جوان :: 1.10 شعر» ثبت شده است

سه شنبه, ۲۰ آذر ۱۳۹۷، ۰۳:۰۰ ب.ظ

گزیده اشعار قیصر امین پور

گزیده اشعار قیصر امین پور: مجموعه ای زیبا برای طراوت روح

گزیده اشعار قیصر امین پور: مجموعه ای زیبا برای طراوت روح

گزیده اشعار قیصر امین­ پور ، انتشارات مروارید

معرفی:

یک مجموعه جمع و جور از مجموعه های پراکنده مرحوم قیصر امین پور که می تواند روح شما را تر و تازه و پاکیزه و پر نشاط نگه دارد.
می تواند به شما امید، و به تفکراتتان بال و پر بدهد.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۷ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
يكشنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۷، ۰۳:۰۰ ب.ظ

گل فروش مسلمان

گل فروش مسلمان : مجموعه شعر سپید و سفید

گل فروش مسلمان : مجموعه شعر سپید و سفید

گل فروش مسلمان ، نویسنده مجید سعدآبادی، انتشارات شهرستان ادب

بریده ای از کتاب:

می دانم شب ها را بیشتر دوست داری

دوست داری خورشید هرگز طلوع نکند.

و نبینی

چهره ی کثیف مردانی که

تنها روسری خواهرت را

برای پاک کردن کفش هایشان برداشتند.

می خواهی صبح دیگر نیاید.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۷ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۴۷ ب.ظ

قبله مایل به تو

قبله مایل به تو : شعرهای از جنس آب

قبله مایل به تو : شعرهای از جنس آب

قبله مایل به تو ، نویسنده: سید حمید رضا برقعی
بریده ای از کتاب(۱):
من به لطف نگاهت ای باران سوی مشهد زیاد می آیم
دست بر روی سینه هر بار از- سمت باب الجواد می آیم (صفحه۵۲)

بریده ای از کتاب(۲):
داشتم کنج حرم،جامعه را می خواندم- برگ در برگ مفاتیح پر از شبنم شد
یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت- یک قدم مانده به او،کار جهان مبهم شد.. ( صفحه۲۵)

بریده ای از کتاب(۳):
با همین چشم های خودم دیدم فزیر باران بی امان بانو.. -در حرم قطره قطره می افتاد،آسمان روی آسمان بانو
باز هم مثل کودکی هرسو…می روم در رواق تو در تو -دفترم دشت و واژه ها آهو..گفتم آهو ناگهان بانو..
شاعری در قطار قم مشهد..چای می خورد و زیر لب می گفت -شک ندارم که زندگی یعنی طعم سوهان و زعفران بانو (صفحه۲۶)

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۷ ، ۲۰:۴۷
نمکتاب ...
يكشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۱۳ ق.ظ

آینه های سفالی

 

کتاب آینه های سفالی: شعر خوب بخوانید؛ مجموعه شعر در قالب غزل.

کتاب آینه های سفالی: شعر خوب بخوانید؛ مجموعه شعر در قالب غزل.

کتاب آینه های سفالی : محمدعلی مجاهدی، نشر فصل پنجم

 

آینه های سفالی     محمد علی مجاهدی    

 

هوای چشم توابری ، فضای چشم تو سبز/خوش است آب و هوای شمالی چشمت 

 

نهان نمی کنم از تو هنوز هم پیداست/کنار پنجره ها جای خالی چشمت 
قسم به لطف نگاهت که شعر و موسیقی/نمی رسند به نازک خیالی چشمت 
 
 
چشمی که به حسن تو ، نظر داشته باشد/حیف است ز خورشید خبر داشته باشد 
بگذار به یکتایی خود ، شهره بماند/حیف است ز یوسف که پسر داشته ص59
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۷ ، ۱۰:۱۳
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۲۱ ب.ظ

گریه های امپراطور


در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم         -اصلاًبه تو افتاده مسیرم که بمیرم..
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم    -یا تنگ در آغوشم بگیر که بمیرم..
خاموش مکن آتش افروخته ام را           -بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم..  

  صفحه11

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۹ فروردين ۹۷ ، ۱۶:۲۱
نمکتاب ...
سه شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۶:۰۴ ق.ظ

آن ها



چای می‌نوشم که با غفلت فراموشت کنم

 

 

چای می نوشم ولی از اشک، فنجان پرشده است

 

 

آن ها: مجموعه غزل عارفانه،عاشقانه و آئینی

آن ها: مجموعه غزل عارفانه،عاشقانه و آئینی

بریده ای از کتاب(۱):

ما را کبوترانه وفادار کرده است                          آزاده کرده است و گرفتار کرده است
خوشبخت، آن ولی که گناه نکرده را                      در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است
تنها گناه ما، طمع بخشش تو بود                          ما را کرامت تو گنه کار کرده است
چون سرو، سر فرازم و نزد تو سر به زیر            قربان آن گلی که مرا خوار کرده است.

بریده ای از کتاب(۲):

نا گزیر از سنگرم، بی سرو سامان چون باد!         به”گرفتار رهایی”نتوان گفت آزاد…!
اینکه”مردم”نشناسند تو را، غربت نیست             غربت آن است که”یاران”ببرندت از یاد!
چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته ای….             اشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد…!


#فاضل_نظری
#آن_ها

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۶ ، ۰۶:۰۴
نمکتاب ...