نمکتاب

پشتیبانی

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir
یاران صمیمی: yaran_samimii@




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
طبقه بندی موضوعی
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۹، ۱۰:۴۷ - یاسمن گلی:)
    عالی:))
  • ۱۷ آذر ۹۹، ۲۰:۲۱ - یاسمن گلی:)
    ❤️:)

پشتیبانی

۹۴ مطلب با موضوع «2. جوان :: 1.5.اهل بیت» ثبت شده است

يكشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

توجیه المسائل کربلا

توجیه المسائل کربلا
نویسنده: سید اصغر علوی
انتشارات: بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)

بریده کتاب:

در دنیا هیچ چیز پیش نمی ‌آید که امتحان نباشد.
لقمه ای که جلوی آدم می‌ گذارند، امتحان است که بخورد یا نخورد، برای خدا بخورد یا برای نفس بخورد.
دو تا استکان که جلوی آدم‌ می ‌گذارند، امتحان است که سر پر را جلوی خودت بکشی یا سرخالی را.
دنیا از کوچکش تا بزرگش امتحان است.
سحر که بیدارت می ‌کنند، امتحان است که بلند می ‌شوی یا نه، حاضری این قدر از خوابت برای خدا بگذری؟!

ولی بعضی از امتحان ها، تکرار شدنی نیستند…

بریده کتاب(۲):

توجیه گناه، یک بیماری و یک بلای عمومی است که به صورت ‌های مختلف جلوه می‌ کند و خواص و عوام را از صراط مستقیم، منحرف می نماید و خطر بزرگ آن این است که راه های اصلاح را به روی گناه کار می بندد و گاه واقعیت‌ ها را در نظر او مسخ و دگرگون می‌ سازد.
گناهکار معترف، غالباً در فکر توبه است ولی توجیه گر در فکر سرپوش نهادن بر گناه است که نه تنها در صراط توبه نیست، بلکه او را در گناه راسخ تر و جری تر می ‌نماید.

بریده کتاب(۳):

کربلا برای همه آنانی که «نتوانستن» یا «نمی‌ شود» را فریاد می‌ زنند اتمام حجت است…
تقریبا هرکس در کربلا می تواند الگوی خود را بیابد،
تمام سنین در کربلا هستند، نوجوانان، جوانان، میان سالان.
همه رنگ ها در کربلا یافت می شوند، سیاه مانند جون غلام ابوذر و سفید مانند اسلم ترکی.
همه گروه های اجتماعی هم در کربلا نماینده دارند؛ معلمان، بازاریان، تازه ایمان آورندگان، غلامان…
کربلا، هرکس را که بخواهد با تکیه بر بهانه ها صحنه حق را رها کند، خلع سلاح می‌ کند!
حتی کودک با گریه خویشتن می‌ تواند نقش آفرین باشد…!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
سه شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

محمد

 

کتاب محمد: رمانی خواندنی و متفاوت بر اساس زندگی پیامبر اسلام (ص)

 

کتاب محمد
نویسنده: ابراهیم حسن بیگی
انتشارات مدرسه

بریده کتاب:

گفتم:« تردید نکنید که محمد جادوگری بیش نیست… او در مکه پیروانی یافته اما بی شک در یثرب شکست خواهد خورد، زیرا در آنجا برادران یهودی ما جواب او را خواهند داد»
شرابش را که نوشید، با آستین دور دهانش را پاک کرد و گفت: «… اگر نمی ‌دانی بدان که او توانسته در برخی از متفکران یهود هم تاثیر بگذارد…»

بریده کتاب(۲):

-چگونه است که یک عرب بی سواد و کتاب ناخوانده‌ ای چون او، همه تورات و انجیل را از حفظ شود؟…»
پرسیدم: « آیا شما او را از نزدیک دیده اید و با او صحبت کرده اید؟»
_بله… یک بار نماینده ای از سوی ابوسفیان و بزرگان قریش در مکه به نزدم آمدند و خواستند که ما با تورات او را بیازماییم تا معلوم شود از علم الهی چقدر می‌ داند.. ما به آن ها گفتیم: از محمد درباره‌ ی داستان شگفت انگیز جوانانی که در گذشته از حاکم ظالم گریختند، بپرسند، و نیز از مرد جهانگردی که به شرق و غرب عالم رسید سوال کنند، و در نهایت از حقیقت روح آدمی بپرسند و پاسخ محمد را برای ما بیاورند.
پاسخ محمد همه ما را شگفت زده کرد!..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ بهمن ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۳ بهمن ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

مقابله با پیمان شوم

کتاب مقابله با پیمان شوم: نگاهی داستانی به روزگار پیامبراسلام (ص)

 

کتاب مقابله با پیمان شوم
نویسنده: داوود امیریان
انتشارات: موسسه فرهنگی هنری خراسان

خلاصه:

تاریخ اسلام از جنگ با یهودیان تا رحلت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله

بریده کتاب:

همسر نجاشی به هیچ کس آن راز بزرگ را نگفت، اما این سال ها اجر و مزد خود را بابت راز داری و سکوتش دریافت کرد. نوزادِ او هیچ زنی را قبول نمی کرد. از گرسنگی داشت جان می داد، اما باز هم اشتیاقی به شیر خوردن نداشت و حالا زن دعا می کرد که پسرکش یکی از زنان مسلمان را قبول کند…
ص۷۵

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
سه شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

واژه های خیس

کتاب واژه های خیس: قصه ناتمامی از تاریخ یک ظلم بزرگ

کتاب واژه های خیس
نویسنده: محسن عباسی ولدی
انتشارات جامعه الزهرا

معرفی:

واژه ها دنیای عجیبی دارند، هر کدام حامل یک معنا و مفهوم اند؛ بعضی از واژه ها را همه می شناسند، چراکه برای همه یادآور یک رویداد و اتفاق است؛ گاهی تلخ، گاهی شیرین.
بعضی از واژه ها دوست داشتنی اند و بعضی دیگر، نفرت انگیز…
بعضی از واژه ها خودشان هم از باری که بر دوش می کشند، خجل و سرافکنده اند و بعضی دیگر شاد و سرافراز…
واژه های این کتاب نیز راوی داستانی هستند با حال و هوایی مخصوص خودشان….

خلاصه:

واژه های خیس در ۱۴ فصل، روایت تاریخ ظلم به حضرت زهرا سلام الله است که نویسنده سعی کرده با استفاده از بیانی خاص، آن را به تصویر بکشد.

بریده کتاب:

مادر لباس عروسی اش را به فقیر داد
و خودش در شب عروسی
لباسی وصله دار پوشید.
شاید آن لباس نو
در شب عروسی مادرم عزا گرفت
که چرا از مادر جدا شد
اما مادرم شادی شب عروسی اش را
در لباسی که از تار و پود بندگی خدا بافته بود، معنا کرد.
راستی خدا آن شب لباسی از بهشت
برای مادرم فرستاد تا در بر کند.
گران قیمت ترین لباس عروسی دنیا تا ابد
لباس عروسی مادر من است.

بریده کتاب(۲):

وقتی بچه آسوده است، مادر آسایش دارد
حتی اگر بالش زیر سرش سنگ باشد
و وقتی بچه بی قرار است، مادر در تلاطم است
حتی اگر روی تخت سلطنت نشسته باشد.
بچه وقتی زمین می خورد
قلب مادر از حرکت بازمی ایستد.
وقتی بچه بلند می شود
قلب مادر دوباره تپیدن را از سر می گیرد.
یادت باشد وقتی در مقابل چشمان مادر زمین خوردی
خیلی زود به پا خیزی.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
سه شنبه, ۹ دی ۱۳۹۹، ۰۸:۰۵ ب.ظ

بهانه بودن( ضمیمه ادبی)

کتاب بهانه بودن: ضمیمه ای ادبی و ارزشمند به تمام کتاب های تربیتی

 

کتاب بهانه بودن
نویسنده: محسن عباسی ولدی
انتشارات آیین فطرت

معرفی:

تربیت و تکامل، همیشه هم با درس و دفتر نمی ‌شود. گاهی باید دل سپرد…
عباسی ولدی، باز هم از چارچوب ها در زمینه آموزش مسائل تربیتی، قدمی به پیش نهاد. مجموعه کتاب “بهانه‌ ی بودن” ضمیمه‌ ی ادبی دو مجموعه “تا ساحل آرامش” و “من دیگر ما” است، که مخاطب آن امام زمان عج الله می ‌باشد. این مجموعه، علاوه بر این که ذهن و دل را مملو از نام و یاد امامی می کند که زنده و حاضر است، سرشار از معرفت به امام زمان ارواحنا فداه نیز هست.

بریده کتاب:

از روی نقشه لبخندت
می شود فهمید
زمینمان چقدر به آسمان نزدیک شده
کاش یک روز بفهمیم
آسمان ‌ها، آفریده ی لبخند تو هستند.
تقدیم به تو ای آسمانی ‌ترین ساکن زمین!

بریده کتاب(۲):

زیبایی چشمان تو
به خاطر رنگ سیاهش نیست.
تو این چشم ‌ها را از دست خود خدا گرفته ای.
این چشم ‌ها، چشم خداست که این اندازه دل می ‌برد و می ‌تواند خطا را ببیند و آن را نادیده بگیرد.

بریده کتاب(۳):

وقتی فاصله ما با تو زیاد شد
حساب فاصله‌ ها از دستمان در رفت.
ما از تو فاصله گرفتیم
که این اندازه به خودمان اعتماد کردیم.

بریده کتاب(۴):

هر که آزادی را برایم شرح داد
جز اسارت معنای دیگری نداشت.
از خیر آزادی گذشتم
و دست بسته پیش تو آمدم
و وقتی به مقام اسارت تو رسیدم
آزادی را با تمام وجودم چشیدم

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۹ ، ۲۰:۰۵
نمکتاب ...
شنبه, ۱ آذر ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

نردبان آسمان

کتاب نردبان آسمان: درس نامه انتظار امام عصر (عج) (ویژگی های یک منتظر واقعی)

کتاب نردبان آسمان
نویسنده: محمدصادق منتظری
انتشارات بقیه العتره

معرفی:

اهل بیت بارها خود را منتظر نامیده‌ اند و برای رسیدن به جامعه ظهور مشتاقانه لحظه ‌شماری کرده ‌اند. دعای ندبه، دعای عهد، زیارت آل ‌یس و… نمونه‌ های بارز این اشتیاق است.
ما چه؟ ماهم منتظر حقیقی هستیم؟ خصوصیت‌ های یک منتظر واقعی را می دانیم و در خود داریم؟! یا نه… امام را می‌ خواهیم برای رفع نیازها و عقده‌ های شخصی ‌مان؟
در این کتاب تعریف و ویژگی‌ های منتظران واقعی را خواهیم خواند.

خلاصه:

نردبان آسمان به زوایای فردی و اجتماعی مقوله انتظار با بهره‌ گیری از روایات و آیات قرآن می ‌پردازد.
شرح خصلت‌ ها، آسیب‌ ها و راه‌ حل‌ های رسیدن به جامعه منتظر به همراه مثال‌ های ساده، با قلم نسبتاً روان در این کتاب قلم زده شده است.

بریده کتاب:

قدم‌ های منتظران لرزان نیست؛ ایسم‌ های بشری اندیشه منتظر را به تردید نمی ‌اندازد. عاطفه او بر محور ایمان می ‌چرخد. سوپرمن ‌های دنیا دلش را نمی ‌لرزاند. رفتار او بر مدار حق بوده و منافع دنیایی و مصلحت‌ های زودگذر مادی رفتار او را تغییر نمی‌ دهد.

بریده کتاب(۲):

آمادگی، جزء جدایی‌ ناپذیر انتظار است. آن‌ کس که انتظار نمی‌ کشد، برای چه پدیده‌ ای خود را مهیا می ‌سازد؟! آن کس که در انتظار مهمان لحظه ‌شماری می ‌کند، خانه خویش را از قبل آب‌ و ‌جارو می ‌زند و خود را مهیای مهمان می ‌سازد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
شنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۹، ۱۰:۰۰ ق.ظ

مسلم ولی امر است

کتاب مسلم ولی امر است: همین بس که در غیاب امام، مسلم ولی امر است…

 

کتاب مسلم ولی امر است
نویسنده: سیدعلی اصغر علوی
انتشارات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)

خلاصه:

برای ترسیم کوفه سال ۶۰ هجری و یافتن علت غریب ماندن حضرت مسلم، باید شخصیت هایی را معرفی کرد که مردم آنها را نیز خوب می دانستند و انصافاً خوب هم بودند! اما هرچه بود “ولی امر” نبودند… و زیر بار ولایت مسلم هم نرفتند.
این کتاب تحلیلی ارائه می دهد از علل همراهی نکردن این خواص با حضرت مسلم و ریشه یابی این موضوع، برای عبرت گرفتن از تاریخ آن زمان.

بریده کتاب:

انسانی که تواضع در برابر حق برایش ملکه نشده باشد، هرگز نمی ‌تواند در مقابل بالاترِ به ظاهر فروتر تواضع کند. نمی ‌تواند در برابر مسلم زمان خود تواضع کند. تواضع در مقابل حسین بن علی کار دشواری نیست؛ اصلاً اگر تواضع نکنی عجیب است. چراکه با آبروی خود بازی کرده‌ ای؛ اما تواضع در برابر جوانی که شاید در دید عموم، علم و فضل و سابقه اش از تو کمتر است، کار هرکسی نیست….

 

بریده کتاب(۲):

عده توابین، چند برابر عده شهدای کربلاست. شهدای کربلا همه در یک روز کشته شدند؛ توابین نیز همه در یک روز کشته شدند. اما اثری که توابین در تاریخ گذاشتند، یک هزارم اثری که شهدای کربلا گذاشتند نیست. به خاطر اینکه در وقت خود نیامدند. کار را در لحظه خود انجام ندادند. دیر تصمیم گرفتند و دیر تشخیص دادند. وقت شناسی همان کیمیایی است که اگر در وجود فردی بود، مس وجودش را طلا می‌ کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۹ ، ۱۰:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۱۸ مهر ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

راز عطش ساقی

کتاب راز عطش ساقی: تحلیل یک انتخاب؛ چرا سقای کربلا تشنه ماند؟؟؟

 

کتاب راز عطش ساقی
انتشارات: سدید
نویسنده: سیدعلی اصغر علوی

معرفی:

سال ‌هاست در روضه سقا به این اتفاق به ظاهر کوتاه اما بلند و ژرف می‌ اندیشم: در آن لحظه عطش ‌نوش در جان زلال ساقی چه جریان داشت؟ راز عطش ساقی چه بود؟ اباالفضل‌العباس چگونه و با کدام منطق و الگو از این انتخاب سربلند بیرون آمد؟ سهم ما از این انتخاب زلال چیست؟ چگونه در مواقع سخت تصمیم گیری، به برکت حضرت عباس روسپید باشیم؟ به راستی چه پشتوانه ‌ای باید داشته باشی تا چنین هنرنمایی کنی؟

بریده کتاب:

اگر عباس باشی، آب نخوردن در اوج عطش به سادگی آب خوردن خواهد بود. اگر عباس باشی و در حسین ذوب شده باشی، مثل آب خوردن، آب نخواهی خورد. کربلا چه الگوی شگفتی است! آب نخوردنِ ساقی تشنه‌ لبش هم حکایت‌ ها دارد …

بریده کتاب(۲):

گاهی انسان تشنه است و آب هم نیست، انسان در آن تحمل می ‌کند، اما وقتی تحمل سخت ‌تر می ‌شود که آب در مقابل تو جاری باشد و تو ننوشی؛ در این صورت بیشتر تشنه خواهی شد. عباس می ‌خواست به لب ‌های تشنه امامش شبیه شود؛ برای همین خواست تشنه ‌تر شود …

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

برادر من تویی

کتاب برادر من تویی : قطره ای ست از دریایی بی کران… بخوان تا بی نصیب نمانی

 

کتاب برادر من تویی
نویسنده: داوود امیریان
انتشارات کتابستان معرفت

بریده کتاب:

علی(ع) با دست اشاره کرد که چابک سوار نزدیکش شود. چابک سوار در نزدیکی مولا علی(ع) از اسب پایین آمد. سرش را پایین انداخت و در برابر ایشان ایستاد. بازوی راستش زخمی شده بود. همه در تاب و انتظار بودند که بدانند این دلاور کیست که ابوشعشاء مدعی و هفت پسرش را به هلاکت رسانده است.
مولا علی(ع) دستار از صورت چابک سوار کنار زد. محمد حنفیه با شگفتی گفت:عباس!
عباس که هنوز چهارده ساله نشده بود به امیرالمومنین گفت:
از خدا حیا کردم که شما و برادرانم را تنها بگذارم. فکر کردم اگر اجازه نبرد ندهید، لااقل می توانم برایتان سقایی کنم و آب بیاورم تا تشنه نمانید.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۹، ۱۱:۰۰ ق.ظ

میر و علمدار

کتاب میر و علمدار : الحق که به تو نام قمر می آید… ای ماه ترین عموی دنیا عباس

 

کتاب میر و علمدار
نویسنده: نرجس شکوریان فرد
انتشارات عهد مانا

بریده کتاب:

اینجا کنار شما که می‌ نشینم، انگار که بر بالای تاریخ نشسته‌ ام و دارم برای همه ‌ی سال‌ های دور پیش رو و همه‌ ی انسان ‌های نیامده در این دنیا پیشاپیش داستان جوانمردی می ‌گویم. تعلیم راه و رسم مردانگی می دهم و امتداد سبک پهلوانی پدرت علی را درس می‌ دهم. هر چه نباشد، تو به رسم و سبک علی قد به آسمان کشیدی و در کنار گوش تو، پدرت زمزمه‌ ی رسم ‌های الهی را داشته است.

بریده کتاب(۲):

مادر نشدی! مادر نیستی! یک دنیایی دارد مادری خاص خودش! وقتی می ‌گویم دنیا، یعنی زیبایی و شکوهش، تلخی و شیرینی‌ هایش، اصلاً بهار و تابستان، پاییز و زمستانی دارد دنیای مادری که بی ‌نظیر است. هیچ کس جز دل و جان و اندیشه ‌ی مادر، عمق و ارزش و روح آن را درک نمی‌ کند. نمی ‌شود هم، قصه ‌ی این دنیا را برای کسی گفت. اصلی ‌ترین و ناب‌ ترین قصه ‌ی دنیا، همین است. تا دنیا بوده و بوده و هست هم، شنیدنی‌ ترین داستان را اگر می ‌خواهی گوش بدهی، بگو یک مادر، بنشیند مقابلت؛ همان اول که بگوید یکی بود، یکی نبود… تو مطمئن می ‌شوی که داستان آن مادر با بقیه فرق دارد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۹ ، ۱۱:۰۰
نمکتاب ...