نمکتاب

(نهضت ملی کتابخوانی (نمک) / غذا بدون نمک مزه نداره / زندگی بدون کتاب معنا نداره

نمکتاب

(نهضت ملی کتابخوانی (نمک) / غذا بدون نمک مزه نداره / زندگی بدون کتاب معنا نداره

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سفارش کتاب؛ اگر موجود داشته باشیم از طریق شماره پیامک: 09050660225

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir

(سروش)
هر ایرانی؛باید برای یکبار هم که شده این کتاب هارا بخواند: ja_ketab_i@

یاران صمیمی: yaran_samimii@




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جوان-رمان» ثبت شده است

شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۸، ۰۳:۰۰ ب.ظ

مردی از جنس نور

مردی از جنس نور : روایتی از شرح بزرگترین تحریف و انحرافات در عالم..بشدت متفاوت

مردی از جنس نور نویسنده: سیدمهدی شجاعی انتشارات نیستان

مردی از جنس نور : روایتی از شرح بزرگترین تحریف و انحرافات در عالم..بشدت متفاوت

 

مردی از جنس نور
نویسنده: سیدمهدی شجاعی
انتشارات نیستان

معرفی:

سلیم: این کتاب، شرح بزرگترین تحریف و انحرافات در عالم است. من این کتاب را نه با مرکب و قلم، که با خون و استخوانم نوشتم…(ص۱۲۰)
یه رمان متفاوت تر از اون چیزی که فکرشو می کنی…

خلاصه:

سلیم ابن قیس هلالی از اصحاب حضرت رسول(ع)است که کتابی بسیار ارزشمند دارد، به نام اسرار آل محمد(ص)، کتابی حدیثی است.
او پیرمردی است در زمان حجاج، حجاج خلیفه اموی به دنبال اوست تا کتابش را بگیرد و ناپدید کند. سلیم شهر به شهر و دیار به دیار از دست او می گریزد. شیعیان نیز با سلیم همکاری می کنند و برای اینکه سلیم به دست حجاج گرفتار نشود،خود را به هیأت سلیم در می آورند که این امر باعث سردرگمی حکومت حجاج می شود. سرانجام سلیم وارد خاک ایران می شود. ایرانیان که محبّ اهل بیت هستند به او پناه می دهند و او را از دست مأموران حجّاج می رهانند، این کتابِ حدیثی سرانجام به ابان ابن تغلب که یکی از محبین اهل بیت در ایران است سپرده می شود. تا امروز که به دست ما می رسد.

بریده کتاب(۱):

سر دسته: جسارت زنانه مرا مسحور می کند.
زن: مرا نیز صراحت مردانه.
سردسته: پس معامله تمام است؟
زن: معامله در خلوت به سر انجام می رسد(با اشاره به سربازها) نه در حضور دیگران!
سردسته ذوق زده به دیگران می گوید: فعلا بیرون باشید و زیر لب به سربازان می گوید: و سهم خود را بعدا بستانید.
سربازان بیرون می روند. تازه پا از در بیرون گذاشته و در را بسته اند که ناگهان سر سردسته از پنجره بر زمین جلوی پایشان می افتد. هر دو سرباز وحشت زده و ناباورانه به سر خون آلود می نگرند.(ص۲۷)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۸ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۱۰ آبان ۱۳۹۸، ۰۹:۴۸ ق.ظ

مسافر جمعه

مسافر جمعه : قطعاً کم خوانده ای رمانی که هم عاشقانه باشد هم سیاسی هم تاریخی

مسافر جمعه : قطعاً کم خوانده ای رمانی که هم عاشقانه باشد هم سیاسی هم تاریخی

 

مسافر جمعه
نویسنده: سمیه عالمی
انتشارات: کتابستان

بریده کتاب:

از بالکن حیاط را نگاه کرد. کف حیاط پر از پاره های آجر و شاخه های درخت بود. کتاب ها را ریخته بودند وسط حیاط و آتش زده بودند و دودش پیچیده بود توی حیاط.
نمی فهمید چه اتفاقی افتاده! هنوز داشت سرباز های توی حیاط را می شمرد که چیزی از بالای پشت بام کف حیاط افتاد. رسول چشم انداخت کف حیاط. آدم بود … صفحه « ۲۰۱»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۸ ، ۰۹:۴۸
نمکتاب ...
دوشنبه, ۶ آبان ۱۳۹۸، ۰۹:۳۷ ق.ظ

ای کاش گل سرخ نبود

ای کاش گل سرخ نبود : گذری به قبل از انقلاب با رمانی جذاب وخواندنی و البته عاشقانه

ای کاش گل سرخ نبود : گذری به قبل از انقلاب با رمانی جذاب وخواندنی و البته عاشقانه

 

ای کاش گل سرخ نبود
نویسنده: منیژه آرمین
انتشارات: سوره مهر

 

خلاصه کتاب
داستان از سرای سالمندان شروع می شود . خانم نویسنده به سراغ گللر میرود تا داستان زندگی او را بنویسد . گللر روزهای واپسین عمر خود را سپری می کند . او دختر یک روحانی مشهدی است که در یک دیدار کوتاه مهدی پسر همسایه را می بینند و به هم دل می بندندو به خواستگاری گللر می کند ؛و او را عقد می کند وقتی پدر می فهمد مهدی مومن ونماز خوان نیست،با وصلت آنها مخالفت می کند ولی پا فشاری آنها باعث می شود که بعد از هشت سال با طرد گللر از خانواده به عروسی آها رضایت بدهد .
 مهدی افسر ارتش است و همزمان باکشف حجاب ؛ او وهمسرش با شرکت در مراسم و جشن های مختلف از پیشگامان این طرح می شوند ؛ گللر نوازنده و خواننده مجالس متجددین افراطی می گردد ؛ اما با خود کشی مهدی......

 

بریده کتاب(۱):

در میان نغمه جادویی موسیقی می‌رفت تا همه‌چیز را فراموش کند، ولی گاهی در میان آواز‌ها صدایی آشنا می‌شنید. چیزی که او را یاد پدرش می‌انداخت، یاد مادر و خواهر‌ها و خاله قوزی…» و همین‌ها بود که مرگ حاج حسن آقا را رساند «یک روز می‌گفتند دخترت بی‌حجاب رفته وسط مرد‌ها، روز دیگر می‌گفتند: دخترت توی مجلس تار می‌زند… »
وقتی خبر فوت حاجی رسید، مهدی و گللر نمایش خسرو و شیرین را در شهرهای مختلف بازی می‌کردند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۸ ، ۰۹:۳۷
نمکتاب ...
يكشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۸، ۰۳:۰۰ ب.ظ

اربعین طوبی

اربعین طوبی : یک داستان ولی پر از ماجرا از پیرزنی در پیاده روی اربعین...

اربعین طوبی نویسنده: سید محسن امامیان انتشارات جمکران

اربعین طوبی : یک داستان ولی پر از ماجرا از پیرزنی در پیاده روی اربعین…

 

اربعین طوبی
نویسنده: سید محسن امامیان
انتشارات جمکران

خلاصه:

داستان زندگی پیرزنی به نام « طوبی » که در پیاده روی اربعین شرکت کرده و دارد برای نوه هایش تعریف می کند.
اینکه « ایرانی بوده و زن دوم شوهرش می شود و می آید عراق برای زندگی. ارتباطش با هوویش، انقلاب ایران و اتفاقات حکومت عراق و بعث و … ، مبارزات پسرش حسن و آشنایی اش با شهید چمران، مفقودی پسرش، مرگ همسرش و… »

بریده کتاب(۱):

همان مرد درشت هیکل دشداشه پوش، یقه حمود را از پشت چسبیده بود و با خودش به سمت ماشین خرکش می کرد. حمود بی خبر از همه جا دست و پا می زد.
طوبی جسورانه پیش رفت و محکم خواباند در گوش مرد درشت هیکل: این است رسم مهمان نوازی ؟! ما اینجا غریبیم. صفحه «۹۷»

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ آبان ۹۸ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
يكشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۸، ۱۲:۳۹ ب.ظ

فصل جوانی

کتاب فصل جوانی : چه فصلی ست فصل جوانی...چه پر باد است سر این جوان...

کتاب فصل جوانی : چه فصلی ست فصل جوانی…چه پر باد است سر این جوان…

 

کتاب فصل جوانی : قاسمعلی فراست، نشر عصر داستان

معرفی:

هر فصلی از زندگی شرایط خاص خودش را دارد. پسر باشی، پر انرژی باشی، جوان و سرحال باشی و آن وقت اگر مانعی مقابلت نباشد چنان می تازی که حتی شاید سرت را هم به باد بدهی.
این کتاب فصل های جوانی کردن یک پسر است. و شاید بتوان گفت نتیجه جوانی + عشق موتور

خلاصه:

شاگرد اول دبیرستان و عشق موتور محل، چه می‌خواست و چه شد! اول به عشق موتور ۲۵۰ از همه چیزش گذشت و به جبهه آمد فقط به خاطر موتورسواری اما نگرش‌ها و ارزش‌ها و باورهایش در مدت سه ماه چنان تغییر کرد که گویی سال‌ها در محضر اساتید عرفان و دین درس آموخته است یکی از عوامل این تحول عمیق او آشنایی با شهید دکتر مصطفی چمران بود.

بریده کتاب(۱):

جیم می شوم و به کوچه که می پیچم گاز آواز را می گیرم” بیا بریم شهر، کدام شهر، همان شهری که دلبر ناز داره آی بله…”
– هی ! خر خوان! صدای وحید است. بی خیال. وقتم را می گیرد. باید زودتر به خانه برسم و جایزه ام را نشان مامان بدهم و شیرینی اش را بردم پیش بهادر. بهادر یعنی موتور “تریل ۱۵۰”!بگو”۲۵۰”و…

بریده کتاب(۲):

شتابان پانسمانش را باز می کند و می پرسد: تو فیلمها دیدی چطور دکترها رگ پاره شده را می بندند؟
-آره اما آنها وسیله دارند. ضدعفونی می کنند. زخم بازویش را نگاه می کند و دست چپش را لای زخم می برد و دنبال رگ بریده می گردد و می گوید: در خواب همه اش به رگ پاره ام فکر می کردم و خواب اتاق عمل می دیدم. مصمم دنبال رگ می گردد و می گوید این تنها راه باقیمانده است. آن جور که هی باز کنیم و ببندیم مرگ تدریجیه. بالاخره هرکس خون محدودی دارد. می خندد و خوشحال می گوید بالاخره پیدایش کردم…

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۸ ، ۱۲:۳۹
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۰۲ ق.ظ

دیروز بارانی

دیروز بارانی : سیدمهدی شجاعی و مجید مجیدی، نشر نیستان

 

خلاصه:

این کتاب دارای دو داستان است که داستان اول مربوط به دو پسر است که به دلیل مشکلات مالی و … مجبور به کار کردن می‌شوند و کارهای جالبی می‌کنند…
داستان دوم هم داستان یک معلم فداکار است که با رفتار و منش خوبش، اهالی و بچه‌ها را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد و آن‌ها را به کتاب علاقه‌مند می‌کند، اتفاقاتی هم در این مسیر می‌افتد … .

بریده کتاب:

  • هاشم : راستی تو مدرسه رفتی؟
  • علی ماشاالله : آره خیلی رفتم.
  • هاشم : خیلی یعنی چند سال ؟
  • علی ماشالله : سالی نرفتم . همین جوری رفتم.
  • هاشم : پس بلدی بخونی؟
  • علی ماشاالله : نه…
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۸ ، ۱۰:۰۲
نمکتاب ...
سه شنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۹۷، ۰۳:۰۰ ب.ظ

دعبل و زلفا

 

 

دعبل و زلفا : روایتی عاشقانه از شاعری که مورد عنایت امام رضا(ع) بوده است.

دعبل و زلفا : روایتی عاشقانه از شاعری که مورد عنایت امام رضا(ع) بوده است.

داستان روایت عشقی آتشین که در اثر باد های سهمگین روزگار خاموش نشد ...

 

دعبل و زلفا : مظفر سالاری، به نشر

 

معرفی:

اگر دلت می خواهد جان تازه بگیری و محبت امام به دلت مزه کند این رمان را از دست نده…
با امام که باشی پادشاه عالمی، دور که شدی خوار و زبون دیگرانی.

کتاب عاشقانه

 

بریده کتاب(۱):

زلفا با چابکی درون خمره ای گلی که خالی بود پرید. در آن لحظه که می خواست درون خمره بنشیند، چرخید و دعبل را کنار جعبه های انار دید. او را شناخت و تعجب کرد که در آن موقعیت می بیندش.

 

دانلود کلیپ دعبل و زلفا از آپارات نمکتاب

 

#دعبل_زلفا⁦⁦⁦⁦❤️⁩
#مظفر_سالاری

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
سه شنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۷، ۰۳:۰۰ ب.ظ

عریان در برابر باد

 
عریان در برابر باد : درخت گرچه کوچک باشد، ریشه اگر محکم بود هیچ بادی حریفش نیست

عریان در برابر باد نویسنده: احمد شاکری انتشارات: سوره مهر

عریان در برابر باد : درخت گرچه کوچک باشد، ریشه اگر محکم بود هیچ بادی حریفش نیست

 

عریان در برابر باد
نویسنده: احمد شاکری
انتشارات: سوره مهر

معرفی:

گاهی یک نفر کاری می کند که از صدها انسان بر نمی آید. و گاهی محبت ریشه ای می شود که هزاران هزار حیله و دشمنی نمی توانند آن را خشک کنند. آن یک نفر پسری جوان به نام “یوسف” است و آن ریشه، محبت در دل پسرها و دختران روستا.
تا دنیا دنیاست این شیوه پاسخ می دهد.

بریده کتاب(۱):

صدای خس خس نفس های یوسف از داخل اتاق شنیده می شد:
-امروز زودتر آمدی، سلام!
دلارام در را بازکرد، قدم به داخل اتاق گذاشت.
-سلام، این دفعه ازکجا فهمیدی؟ فکر کردم می توانم غافلگیرت کنم.
-مثل همیشه از عطر لاله های وحشی
دلارام به نرمی خندید. یوسف سرش را پایین انداخت. دست هایش بر بدن کهربایی کاسه شیر نشستند:
-عطر تو خواب را از چشم معلم این ده پرانده، انگار عطر گلی بهشتی است. هروقت به افکار افلاطون فکر میکنم، خودم را در غار تاریک او می بینم که پشت به دهانه ی غار، تو را که چون سایه ای بر دیواره ی آن می خرامی نگاه می کنم و سعی می کنم در تخیلم صورت واقعی تو را در عالم مثال تصور کنم.
دلارام روسری بلند اش را از سر برداشت و زمزمه کرد: فکر نمی کنم هیچ فیلسوفی در تاریخ، عاشق خوبی از آب درآمده باشد.
یوسف گفت:
برای من عشق به تو، عشق به تمام خوبی هاست و تمنای خوبی ها همان ذکر است.
نگاه متعجب دلارام بر تصویر نقاشی روی دیوار اتاق گشت و روی تصویر که تنها با دو رنگ سیاه و قرمز کشیده شده بود دوخته شد….

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
سه شنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۰۷ ق.ظ

عزیز جهان

 

عزیز جهان: داستان پرفسوری معروف که برای تخصص گرفتن به انگلیس رفت

عزیز جهان: داستان پرفسوری معروف که برای تخصص گرفتن به انگلیس رفت



خلاصه کتاب:
عزیز خضرایی در جنوب ایران به دنیا آمد و شافعی مذهب است. از منطقه لارستان. از حدود سال 1300 شروع می‌شود و فضای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی را ترسیم می‌کند. او با هزار سختی درس می‌خواند و در رشته پزشکی خدمت می‌کند، قسمت جذاب کتاب کارها و حال و هوای این جوان است. برای تخصص به انگلیس می‌رود اما به خاطر غیرت و تعصبش که مثال زدنی است به ایران برمی‌گردد او هم اکنون پروفسوری معروف در شیراز است.

برشی از کتاب:
صفحه 315: یک هفته بعد، قبولی من را رسما اعلام کردند از نو پروفسور پیکاک از سوی بیمارستان به من پیشنهاد کار در بیمارستان بریستول را داد. –عزیز اوضاع ایران به هم ریخته، الان تو این‌جا اعتبار کسب کرده‌ای، با امکانات و حقوق خوب هم استخدام می‌شوی. الان هم با انقلاب خیلی از پزشک‌ها دارند از ایران خارج می‌شوند. قبول می‌کنی عزیز؟ مثل خودشان بی‌تعارف پاسخ پروفسور پیکاک را دادم: « - استاد من به دو علت باید برگردم ایران» اول تعهد و قراردادی که به مملکت و مردم خودم دادم به همین که بعضی پزشک‌ها به انگیزه‌هایی کشور را ترک می‌کنند بزرگترین دلیل من برای بازگشت است. دوم: شرایط فرهنگی انگلستان چیزی نیست که با طبع من و خانواده‌ام جور باشد. من دوست دارم بچه‌هایم در ایران و با فرهنگ ایرانی پرورش پیدا کنند. از پیشنهاد شما ممنونم.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ فروردين ۹۷ ، ۱۱:۰۷
نمکتاب ...
سه شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۶:۳۹ ق.ظ

خواب باران

 

کتاب خواب باران : باران زندگی را زلال می کند...هرقدر که گل آلود و کدر شده باشد...

کتاب خواب باران نویسنده: وجیهه سامانی انتشارات: کتابستان

کتاب خواب باران : باران زندگی را زلال می کند…هرقدر که گل آلود و کدر شده باشد…

کتاب خواب باران
نویسنده: وجیهه سامانی
انتشارات: کتابستان

معرفی:

باران خواب ندارد! این آدم ها هستند که خودشان را به خواب می زنند اما باران که خیسشان کند شاید بیدار شوند. مخصوصاً دختر داستان ما که باران زندگیش را جاری کرد. باران محبت

بریده کتاب:

پاک بودن توی محیط امن و سالم، هنر نیست.هنر اینه که آدم تو دل نا پاکی ها، شرافت خودشو حفظ کنه..ص۱۳۶

«باید خلیل بود و به یار اعتماد کرد»
«گاهی بهشت در دل آتش میسر است»

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۶ ، ۰۶:۳۹
نمکتاب ...