نمکتاب

(نهضت ملی کتابخوانی (نمک) / غذا بدون نمک مزه نداره / زندگی بدون کتاب معنا نداره

نمکتاب

(نهضت ملی کتابخوانی (نمک) / غذا بدون نمک مزه نداره / زندگی بدون کتاب معنا نداره

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سفارش کتاب؛ اگر موجود داشته باشیم از طریق شماره پیامک: 09050660225

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir

(سروش)
هر ایرانی؛باید برای یکبار هم که شده این کتاب هارا بخواند: ja_ketab_i@

یاران صمیمی: yaran_samimii@




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کودک9تا11سال» ثبت شده است

پنجشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۸، ۰۳:۰۰ ب.ظ

خدا هرگز نمی میرد

کتاب خدا هرگز نمی میرد : علت و ریشه مرگ دیگر موجودات جهان و اثبات پایندگی خداوند

 

کتاب خدا هرگز نمی میرد
نویسنده: غلامرضا حیدری ابهری
نشر جمال

معرفی:

قرآن کریم، انسان ها را از همانند دانستن خدا با آفریده های او منع کرده و برای همین، تولد و مرگ و جسم داشتن را از خدا نفی می کند.
اگر خدا شبیه آفریده هایش باشد، دیگر آن خدایی نخواهد بود که شایسته ی پرستش باشد
کتاب (خدا هرگز نمی میرد علت و ریشه مرگ را در دیگر موجودات جهان بررسی می کند و با تکیه بر دیگر صفات خدا، برای کودک روشن می‌کند که چرا خدا نمی میرد.

بریده کتاب:

کسی هم نمی تواند خدا را زخمی کند تا او به خاطر خونریزی بمیرد. خدا هرگز نمی میرد.؛ زیرا بسیار قوی و قدرتمند است و به هیچ چیز نیاز ندارد.
زندگی همه ی موجودات زنده در دست خداست. مرگ نمی تواند خدا را شکست بدهد؛ زیرا خدا از هر چه فکرش را بکنی، قوی تر است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۸ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۸، ۰۹:۴۳ ب.ظ

خدا رنگ ندارد

خدا رنگ ندارد
نویسنده: غلامرضا حیدری ابهری
نشرجمال

معرفی:

بسیاری از کودکان می پرسند :خدا چه رنگی است؟
به این پرسش و پرسش های مشابه آن چگونه باید پاسخ دقیق و منطقی داد؟
روشن است که ارائه پاسخ های پیچیده در برخورد با سوال های کودک، کارساز نیست. کتاب (خدا رنگ ندارد) نمونه ای از روش درست پاسخگویی به این پرسش ها را ارائه داده است. این روش سه مرحله ی مهم دارد که در کتاب بیان شده است.

بریده کتاب:

فکر کردن چه رنگی است؟ یاد گرفتن چه رنگی است؟ عقل و هوش چه رنگی است؟
هیچ کدام از این ها که گفتم، دیدنی نیستند، تا بگوییم چه رنگی است؟ خدا هم همین طور است. او را نمی توان دید تا بگوییم چه رنگی است. اصلاً خدا دیدنی نیست تا رنگی داشته باشد. خدا آفریننده ی رنگ هاست. رنگ داشتن برای او بی معناست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۸ ، ۲۱:۴۳
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۸، ۰۱:۰۹ ب.ظ

خدا دوستت دارد

کتاب خدا دوستت دارد : بیان جلوه هایی از رحمت پروردگار به همراه مثال هایی روشن

 

کتاب خدا دوستت دارد
نویسنده: غلامرضا حیدری ابهری
نشر جمال

معرفی:

خدا بندگانش را دوست دارد و پیوسته، آنان را از لطف و رحمتش بهره مند می سازد.
توجه به رحمت پیوسته ی پروردگار، زندگی را برای ما شیرین تر می کند و در سخت ترین شرایط زندگی، به ما آرامش می دهد.
کتاب (خدا دوستت دارد) با مثال های روشن، کودکان را با این موضوع آشنا می‌کند و جلوه هایی از رحمت پرودگار را به آنان نشان می‌دهد.

بریده کتاب:

هر درختی که میوه می دهد، هر گیاهی که سبز می شود، هر بارانی که می بارد و هر غنچه ای که باز می شود، نشانه ای از مهربانی و دوستی و محبت خدا است. پس همیشه امید وار باش و بدان که «خدا دوستت دارد»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۸ ، ۱۳:۰۹
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ۰۳:۰۰ ب.ظ

خدا در همه جا هست

کتاب خدا در همه جا هست : بیان یک اصل اعتقادی مهم و کلیدی، نظارت دائمی خداوند

کتاب خدا در همه جا هست غلامرضا حیدری ابهری نشر جمال

کتاب خدا در همه جا هست : بیان یک اصل اعتقادی مهم و کلیدی، نظارت دائمی خداوند

 

کتاب خدا در همه جا هست : غلامرضا حیدری ابهری، نشر جمال

معرفی:

قرآن کریم تاکید بسیاری بر حضور فراگیر خدا دارد، اعتقاد به حضور نامحدود و همه جایی پروردگار، پشتوانه ی مهمی در تربیت دینی به شمار می آید، زیرا احساس نظارت دائمی خدا، مانع از آلوده شدن آدمی به گناه می گردد.
کتاب (خدا در همه جا هست) با الهام از آیات نورانی قرآن به توضیح این اصل مهم اعتقادی برای کودکان پرداخته است.

بریده کتاب:

بچه که بودم، فکر می کردم خدا در آسمان است. خیال می کردم خدا خانه ای در آسمان دارد که می توانم به وسیله ی یک نردبان بلند، به خانه ی او بروم. ولی بزرگ تر که شدم، فهمیدم که این فکرها درست نیست. فهمیدم که خدا در همه جا هست

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۸ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
سه شنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۸، ۰۳:۰۰ ب.ظ

بزرگ ترین دختر عالم

کتاب بزرگ ترین دختر عالم : نقل داستان کربلا از زاویه حضرت رقیه(س)

کتاب بزرگ ترین دختر عالم محرم حضرت رقیه(س) کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان سیدمهدی شجاعی

کتاب بزرگ ترین دختر عالم : نقل داستان کربلا از زاویه حضرت رقیه(س)

 

کتاب بزرگ ترین دختر عالم : سیدمهدی شجاعی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

معرفی:

دنیای غرب برای کودکان مان الگوهای غلطی را ساخته که حقیقی نیستند و در حقیقت کارهای اساسی و سرنوشت ساز و بزرگ انجام نمی دهند.
ما باید برای مقابله با این هجمه فرهنگی، الگو های صحیح دینی را به کودک معرفی کنیم.
بزرگترین دختر عالم به نقل داستان کربلا از زاویه حضرت رقیه (س) می پردازد.

بریده کتاب:

هر کدام از این مصیب ها به تنهایی کافی است تا دختری سه ساله را از پای در آورد ولی این دختر از پا در نیامده، صبوری کرده، مقاومت کرده و همه این مصیبت ها را به چشم دیده و تاب آورده.
این مصیبت های بزرگ به جای اینکه او را از پا در آورد او را بزرگ کرده و به او عظمت بخشیده و قدر و مرتبه اش را از زمین به آسمان برده..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۸ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
يكشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۸، ۰۳:۴۵ ب.ظ

بابای توی قاب

بابای توی قاب : روایتی از یک عزیز دل به نام علیرضا، علیرضا احمدی روشن

بابای توی قاب : روایتی از یک عزیز دل به نام علیرضا، علیرضا احمدی روشن

 

بابای توی قاب : هدی حشمتیان، انتشارات جمکران

معرفی:

یک کتاب قشنگ و دلنشین میخواهید، بفرمایید.
روایتی از یک عزیز دل به نام علیرضا، علیرضا احمدی روشن
خاطراتش از کودکی با بابا تا شهادتش و مهمترین و زیباترین قاب خاطره علیرضا روزی که رهبر معظم انقلاب میهمان شان شده است.
روایت ساده و کودکانه ای که هر کودکی را متاثر می‌کند و به فکر وا می دارد چه امثال علیرضا و آرمیتا بی پدر شدند تا…
کمترین حق علیرضا ها و آرمیتا ها این است که در میان مان غریب نباشند و کودکان مان آن ها را بشناسند و تکریم شان کنند.

بریده کتاب(۱):

بابا به خاطر خوشحال بودن بچه های مریض و آدم های فقیر شهید شده. اگر بابایی نباشد، کی به جای او با آن دستگاه های کار می کند که بچه های کوچولو زود خوب بشوند.
من هنوز مدرسه نرفته ام اما اگر مدرسه بروم و یاد بگیرم بنویسم بابا، آن قدر مثل بابا کتاب می خوانم تا بتوانم کار های سخت سخت بکنم و بچه های بی مو را خوشحال کنم. کار هایی که هرکسی بلد نیست. فقط سختی اش این است که یاد بگیرم بنویسم بابا. می ترسم تا وقتی که بروم یادم برود بابا چه شکلی بوده. آدم وقتی نداند یک چیز چه شکلی است، چطوری می تواند نوشتنش را یاد بگیرد. یگ چیز دیگری هم باعث می شود غصه ام بگیرد این است که حالا که بابایی شهید شده و رفته آن بالا بالا ها پیش خدا، من بدون بابایی چی کار کنم. با کی بروم پارک. با کی حرف بزنم.

بریده کتاب(۲):

بعدهم می گوید: «تازه اون وقت برق نداریم و تلوزیون کارتون های قشنگ پخش نمی کنه. از اون بدتر حتی دیگه خوراکیای خوشمزه هم نمی تونیم داشته باشم». به خاطر همین می گویم که بابایی همه کاری بلد است. اما من نه خوراکی می خواهم نه کارتون؛ فقط دوست دارم او پیشم باشد. اگر قبول می کنم برود به خاطر بچه هاست.
من یک تلفن اسرار آمیز دارم که همیشه با آن به بابایی زنگ می زنم. هروقت گریه ام بگیرد یا مریض باشم، سریع به بابایی زنگ می زنم و با هم حرف می زنیم. هروقت هم خانه باشد و من مریض بشوم، او هم از غصه مریض می شود و مامان مجبور می شود هر دو تایمان را پاشوره کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۸ ، ۱۵:۴۵
نمکتاب ...
شنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۸، ۱۲:۴۳ ب.ظ

بابای بچه ها

کتاب بابای بچه ها : غلامرضا حیدری ابهری، نشر جمال

معرفی:

قرآن کریم، پیامبر را به عنوان الگوی همیشگی بشریت معرفی کرده است. در فرآیند تربیت، ارائه ی یک الگوی جامع اهمیت ویژه دارد. برای آن که کودکان مان راه و روش پیامبر را الگوی زندگی خویش سازند، در آغاز باید به آن دلبستگی و علاقه پیدا کنند.
کتاب بابای بچه ها با هدف عمیق کردن محبت کودکان به پیامبر است، پیامبری که این روزها در فضای مجازی خیلی زیاد برعلیه آن تبلیغ می‌شود، اما کودکی که از خردسالی با عشق قلبی و شناخت نسبت به پیامبر بزرگ شود در نوجوانی درگیر شبهات نمی‌شود.

بریده کتاب:

حضرت محمد (ص) خیلی خوب بلد بود که چطور بچه ها را خوشحال کند. این، هنر پیامبر بود.
پس از چند دقیقه، نگاه ام خالد به علامتی افتاد که روی کمر پیامبر بود. این علامت شبیه مهر بود آن را خدا روی کمر حضرت محمد (ص) قرار داده بود تا کسانی که می خواهند آخرین پیامبر را بشناسند، راحت او را پیدا کنند.
ام خالد می خواست به آن علامت دست بزند. به طرف رسول خدا رفت و دستش را روی علامت پیامبری حضرت محمد گذاشت. با انگشتان کوچکش آن را لمس کرد. پیامبر از این کار ام خالد ناراحت نشد. رسول خدا به او اجاره داد که هر چه دلش می خواهد با آن علامت بازی کند. البته پدر ام خالد از کار دخترش ناراحت شد. با عصبانیت ام خالد را عقب کشید و با او دعوا کرد. اما پیامبر به پدر ام خالد فرمود: “با او کاری نداشته باش.” ام خالد که مهربانی پیامبر را دید خیلی خوشحال شد.
سال ها گذشت. ام خالد، خاطره ی آن روز را بارها برای مردم تعریف کرد. او هیچ وقت مهربانی آن روز پیامبر را از یاد نبرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۸ ، ۱۲:۴۳
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، ۰۳:۰۰ ب.ظ

خدا و قصه هایش

خدا وقصه هایش : تقویت ایمان فطری کودکان با استفاده از تعالیم دینی

خدا وقصه هایش : تقویت ایمان فطری کودکان با استفاده از تعالیم دینی

 

خدا وقصه هایش : غلامرضا حیدری ابهری، بهار دلها

معرفی:

نباید فکر کنیم که ایمان به خدا، فقط یک بحث اعتقادی است و ربطی به واقعیت های زندگی ما ندارد و در تربیت کودک ما نقش ندارد.
ایمان، چراغی است که همه زوایای زندگی را نورانی می سازد و روح را از همه تاریکی ها مخصوصا نا امیدی و ترس رهایی می بخشد.
پس ما وظیفه داریم که کودک خود را به شکلی درست و منطقی از زلال تعالیم توحیدی پیامبران برخوردار کنیم و ایمان فطری آنان را، با آموزش هایی درست تقویت کنیم، مجموعه ای که پیش روی شماست با همین هدف تنظیم شده است.
هر جلد از این مجموعه، پنج داستان دارد که برخی مربوط به اثبات خدا برخی مربوط به صفات پروردگار و برخی دیگر نیز یاد آور حضور خدا در متن زندگی است.
تصویرگری خوب این کتاب از جمله ویژگی هایی است که می‌توان به آن اشاره کرد.

بریده کتاب:

روزی حضرت سلیمان و یارانش به اطراف شهر می رفتند تا در آنجا برای باریدن باران دعا کنند.
حضرت سلیمان در راه مورچه ای را دید که او نیز دست هایش را بالا برده بود و دعا می کرد: خدایا ما آفریده های تو هستیم و آب و غذایی که تو می دهی، نیاز داریم، به خاطر گناهِ انسان ها، ما را نابود نکن.
حضرت سلیمان به یارانش گفت: برگردید، دیگر نیاز نیست ما دعا کنیم به خاطر دعای این مورچه به زودی باران خواهد بارید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ مرداد ۹۸ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
شنبه, ۲۵ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۰۸ ب.ظ

چشمه آب طلا

 

 

 

چشمه ی آب طلا : حمید جیحانی، نشر براق

معرفی:

چشمه آب طلا داستانی جذاب و ماندگار است که اتفاقات پر از هیجان یک دهکده را با رهبری یک مرد الهی به نام (آقا سید بابا) و همکاری کودکان حکایت می‌کند.
دهکده ای که بازرگانان و کدخدا با تغییر سبک زندگی مردم، آنان را به تجمل گرایی، خوش گذرانی، تنبلی و اسراف وا داشتنه اند و (آقا سید بابا) با شیوه ی اقتصاد مقاومتی تدبیری می اندیشد که دهکده با کمک کودکان از دست دشمنان نجات پیدا کرده و مردم برای همیشه از خواب غفلت بیدار می شوند.
ماجرا از آن جا شروع می شود که مردی با خوابی که می‌بیند همه ی تعبیر کنندگان را آشفته می سازد و از فردای آن روز…

بریده کتاب:

اقا سید بابا به شدت مشغول کار خود بود. زحمت تهیه ی نان، شیر، پنیر و پرورش ماهی ها و طبابت بر عهده ی او بود.
او هر روز برای کودکان شیر می برد و از کد خدا می خواست سهم آب چشمه ی طلا کودکان را که برای درمان روزانه ی آن ها استفاده می شد به بچه ها تحویل بدهد.
آقا سید بابا که از برکت و خواص عجیب آب چشمه طلا آگاه بود، می دید که ماهی در آن حوضچه بطور عجیبی رشد می کنند و در هر روز به اندازه ی یک ماه بزرگ و بزرگ تر می شوند. او روز های اول تعداد کمی از ماهی ها را بین کودکان دهکده تقسیم کرد و دستور می داد که والدین آن ها ماهی را برای آن ها کباب کنند.
مدتی بعد دیدند که آقا سید بابا تعدادی ماهی به قهوه خانه آورده و به مردم داد و آن ها نیز مزه کباب ماهی تازه را چشیدند.

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۵ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۰۸
نمکتاب ...