نمکتاب

(نهضت ملی کتابخوانی (نمک) / غذا بدون نمک مزه نداره / زندگی بدون کتاب معنا نداره

نمکتاب

(نهضت ملی کتابخوانی (نمک) / غذا بدون نمک مزه نداره / زندگی بدون کتاب معنا نداره

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سفارش کتاب؛ اگر موجود داشته باشیم از طریق شماره پیامک: 09050660225

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir

(سروش)
هر ایرانی؛باید برای یکبار هم که شده این کتاب هارا بخواند: ja_ketab_i@

یاران صمیمی: yaran_samimii@




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جوان-رمان خارجی» ثبت شده است

جمعه, ۵ مهر ۱۳۹۸، ۰۳:۰۰ ب.ظ

با خانمان

کتاب با خانمان : در ناامیدی بسی امید است.. پایان شب سیه سپید است..

کتاب با خانمان هکتور مالو کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

کتاب با خانمان : در نا امیدی بسی امید است.. پایان شب سیه سپید است..

کتاب با خانمان
نویسنده: هکتورمالو
مترجم: محمد قاضی
انتشارات: کانون پرورش فکری کودک و نوجوان

خلاصه:

پولینا دختر فقیری است که پدرش از دنیا رفته و مادرش هم مریض است. پولینا و مادرش با گاری و اسبشان، از این شهر به آن شهر می روند تا یک درآمد بخور ونمیری دربیاورند. در این میان، مادر از دنیا می رود و دخترک از شدت بی پولی و تنهایی به یک شهر دیگر می رود ودر یک کارخانه مشغول کار می شود. در آن کارخانه با مشکلات و دشمنی های زیادی مواجه می شود ولی آنقدر وظایفش را درست و کامل انجام می دهد که رییس کارخانه به او اعتماد می کند و تمام کارهای مهم و حتی شخصی رییس کارخانه را انجام میدهد و نهایتاً در طی یک اتفاق! موفق به کشف یک موضوع حیرت انگیز میشود! ..
پولینا یک نسبت نزدیک با رییس کارخانه داشت!..
اما چه نسبتی؟
آخر داستان را باید خودتان بخوانید!!.. تا طعم شیرینش را زیر زبانتان حس کنید..

پیام کتاب:

در ناامیدی بسی امید است..
پایان شب سیه سپید است..

این کتاب حالات روحی بسیار خوبی را در مخاطب تقویت می کند.
انسان یاد می گیرد که در تنگناهای روزگار صبور و امیدوار باشد.
در تمام شرایط، کار درست را انجام دهد هرچند که برایش سختی های زیادی داشته باشد، چرا که نتیجه اش رشد دهنده و شیرین است.
هیچ وقت دست از تلاش و زحمت و کوشش برندارد و هرچه روزگار سخت شد، او کم نیاورد!
از تهدید های افراد زورگو و قدرتمند نترسد چون خیلی وقت ها قابلیت عمل ندارد و خیلی وقت ها هم در اثر انجام کار درست، آن تهدید خنثی می شود.
یاد بگیرد که همیشه برای مشکلاتش راه حل پیدا کند و به جای ترسیدن از مشکلات، تفکر کند تا به یک راه خوب برسد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ مهر ۹۸ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
سه شنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۸، ۱۲:۲۷ ب.ظ

نفوذ در موساد

نفوذ در موساد :  یک نفوذ جذاب دقیق و هیجان‌انگیز در سازمان امنیت اسرائیل موساد

نفوذ در موساد : یک نفوذ جذاب دقیق و هیجان‌انگیز در سازمان امنیت اسرائیل موساد

 

نفوذ در موساد : صالح مرسی، نشر شهید کاظمی

معرفی:

لذت یک هیجان واقعی، وارد شدن در یک عملیات جاسوسی بزرگ، دست و پنجه نرم کردن با یک دشمن پیچیده و هراسناک را در این کتاب بخوانید …
یک نفوذ جذاب دقیق و هیجان‌انگیز در سازمان امنیت اسرائیل موساد یک مصری می‌تواند تل‌آویو را به‌راحتی گول بزند و هیچ‌کس نفهمد حتی تا آخرین لحظه‌های زندگی حتی پس از مرگ…

خلاصه:

داستان پسر جوان و پر استعدادی به نام رأفت که نیروهای امنیتی از توانمندی های زیاد او که داشته در جهت خلاف جلو می رفته، استفاده ی صحیح می کنند و او به عنوان یک یهودی وارد اسرائیل می شود. رأفت شبکه جاسوسی قوی از عوامل اسرائیل به نفع مصر درست می کند….. داستان پر از نشیب و فراز و ترس و هیجان است …

بریده کتاب(۱):

آنچه او را نگران می ساخت خواجه شارل سمحون است.
– چه اتفاقی برایش افتاده ؟ احوالش چطوره ؟
داره آماده می شه که مصر رو ترک کنه
– کجا می ره ؟
– معمولا فرانسه
– مطمئنید ؟
–این آخرین اطلاعاتیه که از اون داریم
….جالب برایم این بود که همه حرفهایی که توی رستوران قاهره زده بودم. بدون کم و کاست به اسرائیل رسیده!

بریده کتاب(۲):

یک روز صبح، زنگ تلفن خانه اش به صدا درآمد در حالی که خسته بود از خواب بیدار شد. می دانست که استیر است.
استیر گفت: مثل اینکه روزنامه های صبح رو نخوندی. رأفت در حالی که خمیازه می کشید، پرسید: چطور مگه ؟
– دیروز یک جاسوس که برای مصر کار می کرده رو دستگیر کرده اند!
در یک لحظه تمام اتاق دور سر رأفت چرخید. زبانش بند آمده بود.

بریده کتاب(۳):

هنگامی که بیخور شطریت در شب نشینی ها به دیدن رأفت می رفت، در گوشه ای با او خلوت می کرد و شراب می نوشید. رأفت هم بدون اینکه لب به مشروب بزند، تنها به مشارکت با دوست خود تظاهر می کرد. مرد یهودی به درجه ای از مستی می رسید که زبانش باز می شد و در همین زمان، هوشیاری جوان به نهایت خود می رسید؛ زیرا این موجود دائم الخمر سرّی ترین مسائل امنیتی اسرائیل را برملا می کرد….

بریده کتاب(۴):

رأفت توانست در طی چند ماه، شبکه جاسوسی اش را محکم کند. مجموعهء اول را بعضی از دانشمندان، استادان دانشگاهها و محققین تشکیل می داد. پایهء دوم، مجموعهء اقتصادی بود که بعضی از سرمایه داران را در خود جای داده بود و پایهء سوم مجموعه ای سیاسی بود که بسیار اهمیت داشت….

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۸ ، ۱۲:۲۷
نمکتاب ...
جمعه, ۱ شهریور ۱۳۹۸، ۱۲:۰۰ ب.ظ

من برده هستم

من برده هستم : دفتر خاطرات کلوتی، برده ای متفاوت از سایر برده ها.

من برده هستم : دفتر خاطرات کلوتی، برده ای متفاوت از سایر برده ها.

 

من برده هستم : پاتریشیاسی. مک کسیاک، محراب قلم

خلاصه:

کلوتی دختر سیاه پوست ۱۰ـ۱۲ ساله ای که برده است ولی در حین باد زدن خانم ارباب که به پسرش درس می داد خواندن و نوشتن یاد گرفته و خاطراتش را می نویسد.
او تمام ذهنیات و اتفاقات روزمره اش را می نویسد. اگر بفهمند او را به جنوب منتقل می کنند که هیچکس نمی تواند از آنجا فرار کند و همانجا خواهد مرد و یا او را می کشند!
او به هیچکس چیزی نمی گوید تا اینکه با آمدن معلم خصوصی برای فرزند ارباب، او با طرفداران لغو برده داری آشنا می شود وبه آزادی بسیاری از بردگان کمک می کند اما هیچکس نمی فهمد که او در ابن کار دخالت دارد.

بریده کتاب(۱):

باید خیلی دقیق باشم ودر عین حال حواسم جمع باشد که کسی نفهمد، چون اگر اربابم بفهمد حتماً مرا شلاق میزند!
گه گاه شنیده ام ارباب هنلی گفته اگر برده هایش را در حال سواد آموزی ببیند، آن ها را تا حد مرگ کتک میزند و پوستشان را به برده داران در ایالات جنوبی خواهد فروخت.

بریده کتاب(۲):

خانم لیلی، اسپایسی را به طرز وحشیانه کتک زد، فقط برای اینکه یک گلدان کوچولو را شکسته بود اگر بفهمند که من خواندن و نوشتن می دانم، با من چه خواهند کرد؟ این فکر تنم را لرزاند.

بریده کتاب(۳):

با یک چوب روی زمین خاکی نوشتم «م» مثل مادر.
هنوز نوشتنم تمام نشده بود که خاله تی چنان کشیده محکمی به من زد که که اگر میزرا نگرفته بودم، به زمین می افتادم. حتی خانم لیلی هم هیچوقت به این شدت مرا کتک نزده بود!
خاله تی بلافاصله با پاهایش حروف را پاک کرد. کمی بعد بلاخره سرم از گیج رفتن باز ایستاد و برقش از بین رفت. آنچه در چشم های خاله تی دیده می شد ترس بود نه عصبانیت!
با صدایی گرفته پچ پچ کرد:« می دونی چه بلایی سر برده ها می آورند اگر موقع خواندن و نوشتن مچشون رو بگیرن؟؟»

بریده کتاب(۴):

احساس می کرد تحقیر شده است. از این که در مقابل همه شلاق خورده بود، خجالت می کشید. این که او همیشه در سوار کاری برنده می شد، اصلاً کمکی به او نکرد!
سوار کار یا غیر سوار کار، برنده یا بازنده، ارباب هنلی او را مثل همه شلاق زد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۸ ، ۱۲:۰۰
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۲۱ ق.ظ

داستان دو شهر

داستان دو شهر : چه پرتلاطم است زندگی عاشقانه ای که آغازش با انقلاب فرانسه باشد...

داستان دو شهر : چه پرتلاطم است زندگی عاشقانه ای که آغازش با انقلاب فرانسه باشد…

 

داستان دو شهر : چارلز دیکنر، نشر افق

معرفی:

برای خیلی ها جذاب است که بدانند شروع شکل گیری توسعه اروپا چگونه بوده است. این کتاب داستان دختری است که زندگی عاشقانه اش در تلاطم انقلاب فرانسه دچار تلاطم های زیادی می شود…

خلاصه:

داستان انقلاب فرانسه و اتفاقات آن است که چه بکش بکش و قتل و غارت و ظلمی شده است و تمدن اروپا روی خون، سر پا شده است. ولی در قالب زندگی دختری که پدرش ۱۸ سال ظالمانه و بی دلیل در زندان های فرانسه بوده و وقتی آزاد می شود به انگلیس میبردش. آنجا با مردی فرانسوی ازدواج می کند که انقلاب فرانسه اتفاق می افتد و وقتی برای کاری برمی گردند به پایتخت، با توطئه و دسیسه افراد مختلف و به ظلم دامادشان را به گیوتین می سپارند اما…

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۸ ، ۱۰:۲۱
نمکتاب ...