نمکتاب

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir
یاران صمیمی: yaran_samimii@




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۹، ۱۰:۴۷ - یاسمن گلی:)
    عالی:))

۷۵ مطلب با موضوع «3. کودک :: کودک-موضوع» ثبت شده است

چهارشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

شکوفه های امید

کتاب شکوفه های امید
 انتشارات بنیاد فرهنگی حضرت موعود(عج)

معرفی:

بچه ها گاهی دوست دارند دست به مداد های رنگی شان ببرند و خودشان تصاویر کتاب هایشان را رنگ بزنند. تاثیری که رنگ آمیزی بر ذهن و فکر کودک دارد وصف ناشدنی است.
اگر این تفریح را با محتوایی مهدوی گره بزنیم حتما بسیار تاثیر گذار خواهد بود.
بعضی تصاویر با ریز جزئیات کار رنگ آمیزی را برای کودک مشکل می ‌کند. اما این کتاب رنگ آمیزی با ساده ‌تر کردن تصاویر می‌ تواند پیشنهاد خوبی برای کودکانتان باشد. از طرفی می توانید همزمان با رنگ کردن، محتوای مفیدی که در مورد امام زمان در کتاب آورده شده را به فرزند خود منتقل کنید.

بریده کتاب:

چه عزیز و مهربان بود
پدر امام غایب
شده بعد او برایم
پسرش امیر و صاحب

پدر امام مهدی
حسن است و گوهری بود
لقب پدر شنیدم
لقبی که عسکری بود

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

یاسمین و گل آفتابگردان

کتاب یاسمین و گل آفتابگردان: القای اعتماد به نفس و توانمندی به کودکان

تاب یاسمین و گل آفتابگردان
نویسنده: مهند الساقوص
ترجمه: علی باباجانی
انتشارات براق

معرفی:

خودباوری یکی از شاخصه های مهم ذهنی هر فرد موفقی ست؛
اینکه به کودک القا شود مهم نیست اگر توانایی هایی را هنوز نداری و یا حتی از بعضی از استعداد ها محروم هستی،
مهم این است که تو چندین توانمندی داری که می توانی بر آن ها تکیه کنی و پرورش‌ شان بدهی.
داستان یاسمینِ قصه ما، داستان زندگی دختر کوچولوی نابینایی ست که آرزوی دیدن خورشید را دارد اما…..

بریده کتاب:

گل آفتاب گردان ادامه داد: قبلاً مثل تو بودم. از گل و رودها درباره خورشید می پرسیدم. دنبال نور می گشتم. تا اینکه یک روز احساس کردم درونم چیزی است که نور را به خودش می کشد.

  • در درونت؟ یعنی کجا؟
    – در ریشه، ساقه و برگ هایم. با این ها نور را به خودم می کشم. انگار خورشید را می نوشم. وقتی نور را می گیرم آن را به مواد مفیدی تبدیل می کنم و از آن غذای پر سودی برای مردم درست می کنم.

بریده کتاب(۲):

چشم های مادر با آواز قشنگ یاسمین پر از اشک شد.
از دخترش پرسید: وای عزیزم، تو چطور توانستی از خورشید بگویی؟
یاسمین خندید و گفت: توی دنیا دوتا خورشید هست. یکی بزرگ و یکی کوچک. خورشید کوچک توی آسمان است و خورشید بزرگ توی قلب من.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ ارديبهشت ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۲۶ فروردين ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

امام و بچه ها

کتاب امام و بچه ها: زندگی به سبک امام خمینی و محبت به ایشان را به کودکانتان بچشانید.

کتاب امام و بچه ها
نویسنده و تصویرگر: مرتضی امین

معرفی:

ما مادرها خیلی دوست داریم الگوی بچه هایمان در زندگی، بزرگان باشند و متفاوت و درست زندگی کنند.
این مجموعه داستانی به دلیل اینکه کمی مزه تخیل دارد برای کودک جذاب است و نویسنده با زیرکی در هر ماجرایی که در کتاب اتفاق می افتد، داستانهایی موضوعی از زندگی امام خمینی را از زبان پروانه قصه مطرح می کند،
بچه های قصه هم با ذوق بسیار تصمیمات جدید می گیرند و از شنیدن داستانهای امام خمینی بسیار لذت می برند.
با خواندن این کتاب، شیرینی زندگی به سبک امام خمینی و محبت به ایشان را به کودکانتان بچشانید.

بریده کتاب:

مریم در حالی که کتابش را باز می کرد، گفت:
باز هم برای ما می گویی؟
پروانه پروازکنان به سوی او آمد و کنار کتاب نشست و گفت:
در این کتاب حرف های خوبی از امام نوشته شده است، تو می توانی آن را برای بچه ها بخوانی؟
مریم خوشحال شد و شروع به خواندن کرد: امام در مصرف کاغذ خیلی مواظب بود و از کاغذ های کوچک هم برای نوشتن استفاده می کرد و آن ها را دور نمی ریخت.

بریده کتاب(۲):

حمید که مشغول بازی بود به یاد قصه های پروانه افتاد و پرسید: راستی امام هم با بچه هایش بازی می کرد؟
مادر با تعجب گفت: نه بابا! امام آن قدر کار و گرفتاری داشت که فرصت این کارها را نداشت
پدر بزرگ در حالی که مشغول گاز زدن سیب بود سرفه ای کرد و گفت: حتما داشته، چون بچه ها را خیلی دوست داشت.
پروانه لبخندی زد و گفت: اتفاقا کسانی که اطراف امام بودند می دیدند که گاهی امام نوه هایش را به دوش خود می ‌گرفت و آن ها را سواری می داد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

قصه های پندآموز کهن

 

مجموعه قصه های پندآموز کهن: بیان غیر آمرانه و غیر مستقیم مفاهیم اخلاقی

مجموعه قصه های پندآموز کهن
نویسنده: زینب علیزاده لوشایی
انتشارات یقظه (کتاب هفت)

معرفی:

یکی از بزرگ ترین دغدغه های والدین آموزش مفاهیم اخلاقی و آموزه های تربیتی به کودکان است، قصه هایی با بیان غیر مستقیم و غیر آمرانه آموزه های تربیتی، یکی از موثرترین ابزارها در تربیت و رشد فکری کودکان به شمار می‌ روند به شرط آن که درست و دقیق انتخاب شوند.
مجموعه حاضر متشکل از داستان های آموزنده برگرفته از متون کهن پارسی است که به همراه تصاویر جذاب و زیبا، پند ها و آموزه های اخلاقی را در قالب قصه های زیبا به کودکان انتقال داده و زمینه رشد و بالندگی ذهنی آنان را فراهم می نماید.

بریده کتاب:

مرد وقتی اسم پول را شنید قبول کرد.
او از اسب پایین آمد و به پسر کمک کرد که صندوق را روی گاری بگذارد، پسر خودش کنار صندوق نشست. مرد سوار اسب شد و حرکت کرد، پسر از خوشحالی دل توی دلش نبود
مرد با خودش فکر کرد:
یعنی توی این صندوق چه چیزی است که اینقدر سنگین است؟ چرا رویش را پوشانده اند؟
مرد که به پسرم شک کرده بود کمی که رفت اسب را نگه داشت، او پیاده شد و به سوی پسر آمد……

بریده کتاب(۲):

موش حواسش به پرنده نبود، او داشت بازی می ‌کرد، پرنده با پنجه هایش موش را گرفت و چون یک سر طناب به پای قورباغه بود از توی آب بیرون کشیده شد و او هم به همراه موش به هوا بلند شد……

بریده کتاب(۳):

حاکم از روی تخت بلند شد و به سمت مرد آمد، بعد با مهربانی دستی به سر او کشید و گفت: من تعریف تو را زیاد شنیده ام، به همین دلیل وقتی پادشاه به من دستور داد تا معلم خوبی برای پسرش پیدا کنم، یاد تو افتادم، حالا از تو می خواهم بروی و خودت را آماده کنی و برای تربیت شاهزاده به قصر پادشاه بروی.
مرد با شنیدن این حرف خوشحال شد، چون بالاخره زحمت هایش نتیجه داده.
می‌تواند از علم و دانش خود بهره ببرد..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
دوشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

گل های باغ آسمان

مجموعه گل های باغ آسمان: احکام اسلامی را به صورت کودکانه و زیبا به

مجموعه گل های باغ آسمان
نویسنده(شاعر): سیدمحمد مهاجرانی
ا
نتشارات بهار دلها

معرفی:

بعضی کتاب ها کهنه و قدیمی می ‌شوند و از یاد می روند، بعضی کتاب ها قدیمی هستند اما با ارزش اند و به قوت شان در جدید ترها کمتر مشاهده می شود.
مجموعه گل های باغ آسمان که سروده شاعر توانمند آقای سید محمد مهاجرانی است احکام اسلامی را به صورت کودکانه و زیبا به زبان شعر درآورده است.
تصویرگری های ساده و کودکانه این کتاب به جذابیت این مجموعه می افزاید.
آموزش احکام در قالب شعر و قصه تاثیری عمیق و موثر در ذهن و فکر کودکان دلبندتان دارد، این مجموعه را از دست ندهید.

بریده کتاب:

ای خدا! ای آشنای خوب من!
ای خدای رهنما و مهربان
ای خدای باد و باران و بهار
ای خدای آفتاب و آسمان

ای که با خورشید قرآن کریم
شهر دنیا را درخشان کرده ای
ای که با عطر خوش پیغمبرت
دشت دنیا را گلستان کرده ای

بریده کتاب(۲):

معنیِ مستحب چیه؟
خبر داری چه کاری است؟
کاری که انجام دادنش
خیلی مفید و عالی است

مثل زیارت و دعا
خواندنِ قرآنِ خدا
پوشیدن رخت سپید
شستن دست قبل از غذا

این کارهای عالی و خوب
دل ها را روشن می ‌کند
زندگی را شاد و قشنگ
دنیا را گلشن می کند

بریده کتاب(۳):

استاد قرآن و حدیث
استاد احکام خدا
زمین شناس، هوا شناس
خبرنگار و ناخدا

پزشک و معمار و پلیس
مهندسِ آب و گیاه
نقشه کش و قصه نویس
مهندس معدن و راه

کشور باصفای ما
آدم باسواد می خواد
ده بیست هزار؟ دویست هزار؟
نه باز کمه، خیلی زیاد

چون که به رشته های علم
نیاز دارد کشور ما
هر کسی باید برود
یاد بگیرد رشته ای را

پیامبر عزیز ما
گفته برای مرد و زن
همیشه لازم است شما
یاد بگیرید دانش و فن

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
دوشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

مجموعه مژده گل

مجموعه مژده گل: مجموعه ای ناب و کودکانه از سیره عملی اهل بیت

 

مجموعه مژده گل
نویسنده: محمود پوروهاب و مجید ملا محمدی
انتشارات جمکران

معرفی:

مجموعه ای ناب و کودکانه
مجموعه مژده گل یک مجموعه ۱۴ جلدیست که در هر جلد به بیان زندگی یکی از اهل بیت علیهم السلام می پردازد.
قلم ساده و روان و همچنین مطالب ارزشمند و آموزنده از سیره عملی اهل بیت از ویژگی های این مجموعه است.

بریده کتاب:

پیرمرد به او خیره خیره نگاه کرد و یادش رفت سلام کند؛ اما مرد جوان به او سلام کرد و گفت: “این باغ برای شماست؟ من اجازه دارم از آب آن برکه بنوشم ؟”
پیرمرد فقط به سلام او جواب داد؛ اما بخاطر بوی خوشی که همراه مرد جوان بود, یادش رفت دنباله حرفش را بگیرد و به سوال او جواب بدهد!
مرد جوان خواست راهش را بگیرد و برود؛ اما دوباره آن سوال به زبانش افتاد: ” من تشنه هستم. آیا اجازه دارم…؟”
-بله پسرم! بله عزیزم! چه کسی بهتر از تو؟ هم مهربان, هم خوشرو و مومن و با خدا, هم خوشبو.

بریده کتاب(۲):

پیرمرد کاروان که افسار شترش را گرفته بود, گفت: ” از چه کسی حرف می زنی؟”
-آن جوان را می گویم. آنکه کنار چاه است!
همه نگاه ها به سوی جوان برگشت. یکی پرسید:” آن خدمتکار را می گویی؟ مگر او کیست؟”
-می گویی او کیست؟ او فرزند رسول خدا, علی بن حسین علیه السلام است.

بریده کتاب(۳):

مرد اسب سوار به آنها رسید. فوری از اسب پایین پرید, جلو آمد و نفس نفس زنان سلام کرد. آن چهار نفر خوشحال و خندان جلو رفتند. او خدمتکار امام حسن علیه السلام بود؛ همان مردی که به دستور امام, از آن چهار نفر پذیرایی خوبی کرده بود.
فرستاده امام گفت: ” ترسیدم که شما را پیدا نکنم…”
عبیدالله پرسید:” چیزی شده؟ از امام حسن پیغامی داری؟”
فرستاده امام کیسه ای ازروی اسبش برداشت: ” امام حسن علیه السلام این کیسه پول را به شما هدیه داده است.”

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ بهمن ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
شنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

مجموعه قصه های تصویری از جوامع الحکایات

قصه های تصویری از جوامع الحکایات: متون کهن و حکمت آموز را جذاب تر بخوانید.

قصه های تصویری از جوامع الحکایات
نویسنده: حسین فتاحی
انتشارات قدیانی

معرفی:

بسیاری از کتاب هایی که بازنویسی متون کهن هستند، با کلام عامیانه ای نوشته می شوند که به فاخر بودن آن متون لطمه می زنند.
اما این کتاب به قلم آقای حسین فتاحی در عین قابل فهم بودن مطلب، ادبیاتی زیبا و فاخر دارد، این مجموعه را به تمام فرهنگ دوستان ایرانی توصیه می کنم.
این مجموعه سراسر داستان های زیبا و حکمت آموز است.

بریده کتاب:

حضرت ابراهیم از پیرمرد جدا شد تا کس دیگری را پیدا کند دلش نمی خواست آدم بت‌ پرستی مهمانش باشد او رفت و رفت وقتی از پیرمرد دور شد.
جبرئیل فرشته خدا نزد او آمد
جلوی رویش ایستاد و سلام کرد ابراهیم از دیدن فرشته خدا خوشحال شد چون می دانست هر وقت جبرئیل نزد او بیاید پیغامی از طرف خداوند برای او می آورد ابراهیم ساکت به فرشته نگاه کرد، فرشته به حرف آمد و گفت ابراهیم خداوند به تو سلام می رساند و می‌ گوید این پیرمرد ۷۰ سال است که بت پرست است اما در این مدت ما روزی او را داده اید به آب و غذا و نعمت های دیگری بخشیده ایم چون بت پرست بود چیزی کم نکردیم. اما تو نتوانستی یک وعده به او غذا بدهی؟

بریده کتاب(۲):

فیل از جایش تکان نخورد از سر و صدای گنجشک کلاغ و کبوتر و سنجاب و جغد و روباه و دیگران کنار درخت جمع شدند
کلاغ رو به فیل گفت: آقای فیل خوب برو جای دیگری مگر حتماً با این درخت باید خودت را بخارانی
فیل گفت برو کلاغ سیاه و زشت چرا فضولی می کنی من که کاری به کار تو ندارم
کبوتر بق بقوی کرد و گفت چه فیل پررو و بی ادبی خب راست می گویند چرا دیگران را اذیت می کنی از این هیکل گنده خجالت نمی کشی؟
فیل خرطومش را بالا برد تا کبوتر را بزند
روباه گفت: آقای فیل به خودت نگاه کن با این هیکل بزرگ با یک گنجشک کوچک در میوفتی و با او دعو
ا می کنی برو یکی را مثل خودت پیدا کن…

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ بهمن ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

خورشید در زمین

کتاب خورشید در زمین: داستانی روان و دلچسب از کودکی پیامبر

کتاب خورشید در زمین
نویسنده: غلامرضا آبروی
انتشارات عهد مانا

معرفی:

همه پیامبران پیش از “او” مژده آمدنش را داده اند…
اهل کتاب اگر دقیق و درست و بدون تحریف کتاب هایشان را می خواندند، حتما نشانه هایی از ” او” می یافتند.

داستان این کتاب، داستانی از کودکی پیامبر اکرم است. قلم شیرین و روان کتاب داستان را برای شما دلچسب تر می کند.

بریده کتاب:

به دور دست خیره شد از دور غباری پیدا بود او کمی جلوتر امد و با دقت نگاه کرد. گردن دراز چند شتر را دید لبخندی زد و با خود گفت: یک کاروان دیگر از راه می رسد, ای کاش همان کاروانی باشد که سال هاست منتظرش هستم …..

بریده کتاب(۲):

بحیرا دهانش را به گوش ابوطالب نزدیک کرد و گفت: این همان کسی است که خدا در کتاب آسمانی خود وعده آمدنش را به ما داده است!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

مجموعه قصه های سرزمین مادری

قصه های سرزمین مادری: گزیده ای از داستان های مرزبان نامه به زبان شیرین کودکانه

 

قصه های سرزمین مادری
نویسنده: ابوالفضل هادی منش
انتشارات حدیث نینوا

معرفی:

مرزبان نامه یکی از کتب اصیل فارسی است که پر از داستان و حکمت های زیبای ایرانی است
مجموعه قصه های سرزمین مادری، گزیده ای از داستان های کتاب مرزبان نامه است، که به زبان کودکانه و شیرین به قلم آقای هادی منش به تصویر کشیده شده است. خواندن این مجموعه را به کودکان تان هدیه کنید.

بریده کتاب(۱):

ناگهان انگشتر از دست پادشاه داخل آب افتاد. مرغابی سیاهی، درخشش آن را در زیر آب دید و خیال کرد ماهی است. سریع زیر آب رفت و انگشتر را قورت داد، پادشاه نفهمید و نگران شد و فریاد کشید: ( وای…! انگشتر سلطنتی….!)

بریده کتاب(۲):

راهزن هم به کلبه ی خود آمد، او سراغ پرستو رفت. آن را از قفس بیرون آورد و روی شانه ی خود گذاشت، سپس نقشه ی خود را برای او بازگو کرد. او به پرستو گفت: آخر تا کی باید چیزهای کوچک و بی ارزش را بدزدم، تصمیم گرفته ام یک سرقت بزرگ انجام دهم. امشب به همراه تو به قصر پادشاه دستبرد می زنم و صندوقچه ی جواهراتش را می دزدم…

بریده کتاب(۳):

مادر پاسخ داد: به سادگی و نادانی تو می خندم، آن ها به خاطر پول هایت دوست تو هستند، آنان می‌ خواهند با این کار موجب دوستی بیشتر با تو بشوند تا پول هایت را بیشتر خرج کنند…

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

روزی برای پرواز

کتاب روزی برای پرواز: با سنجاقک قصه همراه شوید و حس لطیف پرواز را تجربه کنید

کتاب روزی برای پرواز
نویسنده: ژیلا پورکیانی

معرفی:

اگر داستانی خلاقانه و جذاب می خواهید این کتاب را بخوانید.
این داستان آنقدر زیباست که بزرگتر ها هم از خواندنش به ذوق می آیند و لذت می برند.
با این کتاب می توانید حس اعتماد به نفس و عزت نفس کودک خود را تقویت کنید و او را به خود باوری برسانید.
با سنجاقک قصه همراه شوید و حس و حال لطیف پرواز را تجربه کنید…

بریده کتاب:

من بچه آخر بودم.
پیش از من ۱۵۳ بچه دیگر به دنیا آمده بودند. در زندگی از دو چیز خیلی بدم می آید; یکی اینکه وقتی پیاده راه می روم کسی مرا مسخره کند و دیگر اینکه پشت سرم حرف بزنند.

بریده کتاب(۲):

مورچه گفت دیدم راه می روی گفتم شاید مشکلی داری. درحالی که لبخند می زدم، گفتم: نه، فقط دارم قدم می زنم. مورچه با کنجکاوی به من نگاه کرد و گفت: ببینم بال هایت که مشکلی ندارد؟ گفتم: نه … نه…، فقط امروزتصمیم گرفتم کمی قدم بزنم. مورچه در حالی که دانه ای را برمی داشت، گفت: که این طور! به هر حال امروز روز قشنگی است، به ویژه برای پرواز…

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ بهمن ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...