نمکتاب

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir
یاران صمیمی: yaran_samimii@




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۹، ۱۰:۴۷ - یاسمن گلی:)
    عالی:))

۴ مطلب با موضوع «2. جوان :: 1.5.اهل بیت :: حضرت زهرا (سلام الله علیها)» ثبت شده است

سه شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

واژه های خیس

کتاب واژه های خیس: قصه ناتمامی از تاریخ یک ظلم بزرگ

کتاب واژه های خیس
نویسنده: محسن عباسی ولدی
انتشارات جامعه الزهرا

معرفی:

واژه ها دنیای عجیبی دارند، هر کدام حامل یک معنا و مفهوم اند؛ بعضی از واژه ها را همه می شناسند، چراکه برای همه یادآور یک رویداد و اتفاق است؛ گاهی تلخ، گاهی شیرین.
بعضی از واژه ها دوست داشتنی اند و بعضی دیگر، نفرت انگیز…
بعضی از واژه ها خودشان هم از باری که بر دوش می کشند، خجل و سرافکنده اند و بعضی دیگر شاد و سرافراز…
واژه های این کتاب نیز راوی داستانی هستند با حال و هوایی مخصوص خودشان….

خلاصه:

واژه های خیس در ۱۴ فصل، روایت تاریخ ظلم به حضرت زهرا سلام الله است که نویسنده سعی کرده با استفاده از بیانی خاص، آن را به تصویر بکشد.

بریده کتاب:

مادر لباس عروسی اش را به فقیر داد
و خودش در شب عروسی
لباسی وصله دار پوشید.
شاید آن لباس نو
در شب عروسی مادرم عزا گرفت
که چرا از مادر جدا شد
اما مادرم شادی شب عروسی اش را
در لباسی که از تار و پود بندگی خدا بافته بود، معنا کرد.
راستی خدا آن شب لباسی از بهشت
برای مادرم فرستاد تا در بر کند.
گران قیمت ترین لباس عروسی دنیا تا ابد
لباس عروسی مادر من است.

بریده کتاب(۲):

وقتی بچه آسوده است، مادر آسایش دارد
حتی اگر بالش زیر سرش سنگ باشد
و وقتی بچه بی قرار است، مادر در تلاطم است
حتی اگر روی تخت سلطنت نشسته باشد.
بچه وقتی زمین می خورد
قلب مادر از حرکت بازمی ایستد.
وقتی بچه بلند می شود
قلب مادر دوباره تپیدن را از سر می گیرد.
یادت باشد وقتی در مقابل چشمان مادر زمین خوردی
خیلی زود به پا خیزی.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۳ بهمن ۱۳۹۷، ۰۱:۳۷ ب.ظ

مادر

 

#مادر
#جوان_اهل_بیت
#نشر:عهدمانا
#نویسنده:نرجس_شکوریان



 

 

دانلود از آپارات نمکتاب

 

راست و درست زندگی کردن
قاعده‌های خوش‌بختی را در زندگی کسی دیدن
چند روزی، چند ساعتی، لحظاتی با یک عزیز بی‌همتا گذراندن،
در خانه‌ی او تکیه به دیوارش دادن و چشم دنبالش داشتن،
فکر و ذهن را میزبان صحبت‌هایش کردن،
دل را در کنارش بزرگ کردن ... تا بی‌نهایت...
یک آرزوست...
این کتاب لذت این آرزو را اندکی به جان می‌نشاند... اندازه‌ی قطره‌ای...
مهمان خانه‌ی مادر عالم شدن خوش‌آمد دارد...
خوش آمدید...
فیض نخست و خاتمه
نور جمال فاطمه...

 

دانلود اپلیکیشن,کتاب های نرجس شکوریان,مادر
    هزینه اپلیکیشن: ۳۰۰۰ تومان

دانلود اپلیکیشن کتاب مادر

 

 

عکس نوشته هایی هنرمندانه که یاد آور مادر است…

 

عکس نوشته هایی هنرمندانه از کتاب مادر

زندگی ات را به چه کسی هدیه می کنی؟
زندگی می کنی که چه کسی را خوشحال کنی؟
بعدش تمام زندگی ات را تقدیم چه کسی می کنی؟
بندگی خدا نکنی شرمنده می شوی...
بندگی خدا شرمندگی ندارد.
بندگی نفس و دنیا سرافکندگی می آورد.
بی قدر و قیمت می شوی اگر شیفته اسباب و وسایل بشوی .
باید تدبیر کنی، تلاش کنی و توکل
تا خدا توجه کند به سمت تو
و اگر باید و شایسته باشد، دنیا را خودش در اختیارت می گذارد تا با آن کارهای بزرک کنی.
خدا محبت را آفرید تا...
خلقت محبت را اگر دریابی…
از لحظه احظه بودنت در دنیا،
آن هم کنار خدا،
زیر نگاه نزدیک خدا،
پر فایده می شوی…
عصر جمعه دلگیر است یا طلایی؟
می گویند عصر جمعه دل گیر است.
اما
عصر جمعه یک فرصت طلایی است.
خدا زمان گذاشته که تو بیایی…
بخواهی…
مستجاب کند.
اللهم صل علی محمد و آل محمد…
اللهم عجل لولیک الفرج…
فقط همین!
نتیجه خوب گرفتن چگونه است؟
اگر دنبال نتیجه خوب هستید،
باید قدم در مسیر خوب بگذارید.

 

معنی فاطمه
جبرئیل گفت: نامش در زمین «فاطمه» است
در آسمان اما« منصوره»…
او در آسمان دوست دارانش را یاری می کند.
و روی زمین «فاطمه» است، چون شیعیان خود را از آتش جدا می کند.
امید داشتن و حرکت
باید جریان داشته باشی،
اگر راکد بمانی بوی تعفن می گیری.

 

مادر : بیایید چند روزی، چند ساعتی، لحظاتی، با یک عزیز بی‌همتا بگذرانیم.

مادر : بیایید چند روزی، چند ساعتی، لحظاتی، با یک عزیز بی‌همتا بگذرانیم.

 

بریده ای از کتاب(۱):
قبول کنید که سخت است خیلی چیزهایی را که درونت عوض شده ندیده بگیری و نشنیده‌‌ها را باور کنی. البته امید دارم بشود لذت زندگی را که برایم از بین رفته در همین‌جا پیدا کنم.

 


بریده ای از کتاب(۲):
یک خانه‌‌ کاهگلی بود از این قدیمی‌‌ها که وقتی واردش می‌‌ شوی از در و دیوارش انرژی‌‌های مثبت می‌‌خورد به سر و صورتت. به‌ قول دوستی، خانه روشن است انگار… اول حیاط بود، بعد هم اتاق‌‌ ها.
وسایل خانه خیلی کم و معمولی بود. اما یک چیزهای نابی از اهل خانه تعریف کرده بودند که حسّت حسرت این را می‌‌خورد؛ کاش حداقل یک‌ ساعتی می‌‌توانستم در فضای این خانه و اهل و عیالش مهمان باشم یا حداقل بشود یکی‌ دو ساعتی ماند و به دیوارهایش تکیه زد…

می‌‌دانی چه حالی می‌‌شوی وقتی در فضای پر تنشی که مثل تار عنکبوت دورت تنیده شده و داری میانش دست‌ و پا می‌‌زنی یکی بیاید برایت از آرامشی تعریف کند که رؤیایی است… خُب هوش‌ و حواست را می‌‌برد.


بریده ای از کتاب(۳):
البته من بگویم که اعتقادم این است: روحِ آرامش را هم، آدم‌‌ ها به اجسام می‌‌ دهند، وگرنه که شیء، شیء است. حتماً ساکنان این خانه یک هوایی داشتند مثل حال‌ وهوای اول صبح که آسمان شعف حضور طلایی خورشید را دارد.
داستان کتاب، همین حال و هوا را دارد… لذتش را می‌‌شود بعدها با چشمان بسته هم در ذهن زمزمه کرد…

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۷ ، ۱۳:۳۷
نمکتاب ...
يكشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۷، ۰۳:۰۰ ب.ظ

کشتی پهلو گرفته

کشتی پهلو گرفته : کتابی صمیمانه برای شناختن و گریستن برای غربت حضرت زهرا(س)

کشتی پهلو گرفته : کتابی صمیمانه برای شناختن و گریستن برای غربت حضرت زهرا(س)

 

روزگار غریبی است دخترم! دنیا از آن غریبتر! این چه روزگاری است که یک راز آفرینش زن را در خود تحمل نمی کند. این چه عالمی است که دردانه ی خدا را از خویش می راند؟
آنجا جای تو نیست.دنیا هرگز جای تو نبوده است. بیا دخترم. بیا تو از آغاز هم دنیایی نبودی. تو از بهشت آمده بودی. تو از بهشت آمده بودی

 

✂️برشی از کتاب✂️
▫️گریه نکنید عزیزان من!
از این پس جای گریستن بسیار دارید.
بر هر کدام از شما مصیبت ها می رود که جگر کوه را کباب می کند و دل سنگ را آب.
▫️حسن جان! این هنوز ابتدای مصیبت است، رود مصیبت از بستر حیات تو عبور می کند.
مظلومیت جامه ای است که پس از پدر قاعده ی تن تو می شود...
حسین جان! زود است برای گریستن تو!
تو دیگر گریه نکن! تو خود دردانه ی #اشک آفرینشی....✨

#کشتی_پهلو_گرفته
#سید_مهدی_شجاعی
#نیستان

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۷ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
دوشنبه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۷، ۰۶:۱۶ ب.ظ

گردنبند عجیب

کتاب گردنبند عجیب : داستان شیرینی از مادرِ مهربانی ها از زبان گردنبند ایشان

 

کتاب گردنبند عجیب
نویسنده: غلامرضا آبروی
انتشارات: نشر حضور

معرفی:

مادر منشأ محبت است، و حضرت فاطمه ما

در تمام ما
نوجوان و جوان امروز بی پناه و سرگردان است چون مادر حقیقی خود را نمی شناسد و از محبت او به خود بی خبر است
اگر در کودکی او را با حضرات معصومین آشنا کنیم منبع و ملجأ خوبی را به او معرفی کرده ایم
این کتاب داستان شیرینی از مادرِ مهربانی ها حضرت زهراست که از زبان گردنبند حضرت روایت شده است…

خلاصه:

مجموعه کتابهای آفتاب، حاوی قصه های شیرین و دلنشین از چهارده معصوم✨ (علیه السلام) است.
کتاب 📒گردنبند عجیب، از این مجموعه، داستانی از زندگی حضرت فاطمه سلام الله علیها ✨ می باشد.
این کتاب، داستان گردنبندی📿 است که حضرت در راه خدا✨ به یک نیازمند داد.

بریده کتاب:

پیرمرد وارد مسجد🕌شد و به طرف پیامبر صلی الله وعلیه وآله✨ رفت، سلام کرد وگفت:
_ای رسول خدا!✨ من پیرمردی فقیر وگرسنه ام، چند روز است که غذا🥘 نخورده ام .
پیامبر(ص)✨ از دیدن او غمگین شد فکری🤔 کرد و گفت:
من چیزی ندارم که به تو بدهم. ولی تو رابه خانه ی🏠 کسی می فرستم که نزد خدا و پیامبر، عزیز😍 است….

بریده کتاب(۲):

فقیر به طرف مسجد رفت و دوباره خدمت پیامبر رسید اما اینبار چهره اش غمگین نبود، با لبخند مرا به پیامبر نشان داد و گفت: ای رسول خدا! دختر شما این گردنبند را به من بخشید تا بفروشم.
اشک در چشم های پیامبر جمع شد، اما فقیر نمی دانست که آن اشک، اشک خوشحالی است.

بریده کتاب(۳):

من که از دوری فاطمه دلم گرفته بود، خوشحال شدم.
اگر عمار یاسر مرا می خرید در مدینه می ماندم و خیلی از دخترِ پیامبر دور نمی شدم.
از طرفی خوشحال بودم که قیمت من هم بالا رفته بود، فقط ثروتمندان می توانستند گردنبندی به این قیمت بخرند، حالا من گردنبند با ارزشی شده بودم.

مرتبط با کتاب گردنبند عجیب 👇🏻👇🏻👇🏻

بیشتر بخوانیم…
کتاب دست های نیرومند : دفاع شیرین و جانانه امام علی(ع) در دوران کودکی از پیامبر اکرم

بیشتر ببینیم…
کلیپ کتاب مادر: دعوتید به یک خانه باصفا

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ فروردين ۹۷ ، ۱۸:۱۶
نمکتاب ...