نمکتاب

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۸ دی ۰۰، ۱۳:۰۴ - حمدان مقدم
    احسنت

۳ مطلب در خرداد ۱۴۰۱ ثبت شده است

شنبه, ۷ خرداد ۱۴۰۱، ۰۶:۵۹ ب.ظ

ویکنت دو نیم شده

نقد کتاب ویکنت دو نیم شده

“نیاکان ما” در پی انسان کامل

ماجرا ازآنجا شروع می شود که ویکنت به جنگ می رود و بر اثر اصابت گلوله توپی، به دو نیم تقسیم می شود: نیمه شر و نیمه خیر. نیمه شر به شهر بر می گردد و باعث آزار و اذیت های فراوان می شود. کم کم سر و کله نیمه خیر هم پیدا می شود.

اگر چه ابتدا به نظر می رسد اوضاع با حضور خیر، به سامان است، اما کم کم مشکلات خیر هم برای مردم پدیدار می شود و معلوم می شود “این همه هم خوب شدن خوب نیست” و منفعت ندارد!

سرانجام پس از یک درگیری بین خیر و شر، پیکر هر دو در کنار هم قرار می گیرد و توسط یک پزشک به هم دوخته می شود و بعد از گذشت دوران نقاهت، ویکنتِ کامل شده، به دنیا باز می گردد…

نقد کتاب ویکنت دو نیم شده

ایتالو کالوینو، نویسنده ایتالیایی، سه گانه ای فلسفی از خود به جا گذاشته است به نام “نیاکان ما” ( بارون درخت نشین، ویکنت دو نیم شده، شوالیه ناموجود)، که در فضایی سوررئال جریان دارند.

کالوینو اگر چه مسائل فلسفی و اخلاقی مهم و بنیادینی را مطرح می کند، اما پاسخ کاملی به آنها نمی دهد و نوعی بدبینی به بشریت در آثار او جریان دارد. او در ویکنت دو نیم شده، ماهیت خیر و شر آدمی را به تصویر می کشد، و هیچ تلاشی هم نمی کند که تمثیلش تمیز از آب در بیاید! در نگاه اول به نظر می رسد در حالی که نیمه شر آدمی مصیبت زاست، حتما نیمه خیرش به روی دیگران لبخند می زند و زندگی را برایشان شیرین می کند. اما کالوینو معتقد است نه شر مطلق و نه خیر مطلق خوب است. بلکه آدمی باید آمیزه ای از هر دو باشد.

کالوینو در «بارون درخت نشین» می خواهد یک انسان طراز را عرضه کند، اما موفق نمی شود. چون شخصی که به تصویر می کشد، در دنیای واقعی نمی تواند وجود داشته باشد؛ انسانی که از لوث همنشینی با انسان ها دامن برچیند و در مکانی بالاتر جا گیرد. چنین انسانی اگر چه نگاه متعالی ای پیدا می کند، موجبات رشدش فراهم می شود، اما وقتی در فضایی دیگر زندگی می کند، چگونه می تواند مردمان را بفهمد؟

این نویسنده ایتالیایی اگر چه در پی ارائه انسان کامل است، اما به آن دست نمی یابد. چنان که در «شوالیه ناموجود»، صراحتا می گوید انسانی که ویژگی های خوب را داشته باشد، اساسا موجود نیست و خواص انسانی ندارد!

دستیابی به انسانی کامل و والا، آرزویی بوده به پهنه تاریخ. اما یافتن او در هر جایی ممکن نیست. به همین علت، آنها که نتوانستند بر این آرزو چشم بپوشند و به تفکر در این باره پرداختند اما او را نیافتند، وارد عرصه خیال پردازی در این باره شدند. اما قد انسان کامل، بلندتر از خیال آدمی است. و چون خیال به او قد نمی داده، اساسا وجود خارجی او را منکر شده، یا هیبتی معوج از او عرضه داشته اند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ خرداد ۰۱ ، ۱۸:۵۹
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۵ خرداد ۱۴۰۱، ۰۶:۵۷ ب.ظ

جاده بهشت

 

نقد کتاب جاده بهشت : مطالبی عقیدتی و عدم ارتباط گیری جذاب با مخاطب

نقد کتاب جاده بهشت

۱-

در این کتاب محتوای مربوط به امام رو در حالی به مخاطب میده که انگیزه لازم برای دریافت و پذیرش اون رو در مخاطب بوجود نیاورده به همین دلیل هم مخاطب خیلی اثر خاصی ازین مطالب نمیگیره. یعنی مطالب عقیدتی کتاب حالت کلیشه ای داره و خواننده باهاش همزاد پنداری نمیکنه

۲-

در دو جای کتاب خیلی صریح بیان شده که کم فهمی و جهل مردم نسبت به امام شناسی و معارف دینی، تقصیر علما و از کم کاری علماست. این نکته شاید به خودی خود ایرادی نداشته باشه اما وقتی درکنار نکته بعدی قرار بگیره، نشان دهنده یک جهت فکری خاص هست:

۳-

نکته سوم : در دو یا سه جای کتاب، از زبان آدم های مقبول و شخصیت های خوب کتاب، بیان‌ میکند که آدم نباید به مسائل سیاسی کاری داشته باشه و هیچ کس روی زمین عرضه مدیریت آدم ها رو نداره و اصلا روی زمین نباید از کسی پیروی کرد و دور کسی جمع شد، فقط باید دنبال امام بگردی تا امام بیاد و جوامع رو درست کنه.
در این ‌میان هیچ اشاره ای به ولی فقیه و حکومت حقی که الان در عالم وجود داره نمی کند بلکه با تاکید بالا آن را نفی هم می‌ک ند. انگار کلا هیچ حکومت حقی روی کره زمین نیست و انسان ها بدون هیچ بروز و ظهوری از حق و رهبری اسلامی دارن زندگی می کنن. همچین میگه که آدم ها نباید دور هیچکس بروند و فقط باید دنبال امام باشند

۴-

شخصیت های مختلف کتاب گرچه شغل ها و تحصیلات مختلفی دارن ولی همشون درمورد امام مثل یک عالم و استاد دانشگاه و سخنران حرف می زنن!
همین‌ نکته هم پذیرش سخنان این شخصیت ها رو به شدت پایین میاره چون مخاطب احساس می کنه نویسنده بیشتر از اینکه بخواد شخصیت پردازی کنه و داستانشو بیان کنه، دنبال اینه که از زبون این شخصیت ها، حرف های خودشو بزنه!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ خرداد ۰۱ ، ۱۸:۵۷
نمکتاب ...
دوشنبه, ۲ خرداد ۱۴۰۱، ۰۶:۵۷ ب.ظ

کافه چرا

نقد کتاب کافه چرا

مردی که از زندگی روزمره خسته شده و می خواهد کمی حال و هوا عوض کند، سوار بر اتومبیل خود در جاده ای بیابانی سرگردان می شود، تا این که در ناکجا آباد به کافه ای برمی خورد. وجود کافه در دل سرگردانی، امیدی به او می دهد و وارد کافه می شود. پیش خدمت، فهرست غذا را جلوی او می گذارد؛ فهرستی که اگر چه نام غذاها در آن نوشته شده است، اما سه سوال مهم هم در بالای آن به چشم می خورد:
– چرا به این جا آمده ای؟
– آیا از مرگ می ترسی؟
– آیا راضی هستی؟
مرد به مرور در طی صحبت با افراد حاضر در کافه، به جوانب مختلف و پاسخ سوال ها می رسد و درهای جدیدی به رویش بازمی شود.

 

 ۱-کتاب “کافه چرا”،

نوشته جان. پی. استرلکی، را می توان در زمره ادبیات تعلیمی محسوب کرد. نویسنده به جای این که قلم در دست گیرد و مخاطب را با زبان وعظ و خطابه به سوی دیدگاه صحیح به زندگی رهنمون سازد، سخنانش را در قالب دیالوگ های بین شخصیت های داستان گنجانده است؛ مسائلی مانند:
– انتقاد به رسانه ها و نظام سرمایه داری و خرید کردن های زیاد.
– اگر به هدف وجودی ات دست پیدا کنی، دیگر از مرگ نمی ترسی.
– اگر خودت هدفت را مشخص نکنی، بقیه برایت مشخص می کنند.
اما مهم تر از همه، “کافه چرا” بنیادی ترین سوالاتی که انسان برای وجود و زندگی اش در دنیا باید از خود بپرسد را مطرح می کند. سوالاتی که اگر انسان به پاسخ صحیح و کاملی از آن ها دست یابد، می تواند یک انسان سعادتمند باشد. اما آیا پاسخ هایی که شخصیت اول داستان در کافه چرا دریافت می کند، صحیح است؟
بیایید با هم یکی از سوالات را مرور کنیم: “چرا این جایی؟” پاسخی که “کافه چرا” به این سوال می دهد، این است: “زندگی برای این نیست که تمام زندگی ات را صرف کار کردن و پول درآوردن و خرج کردن کنی و نهایتا به هیچ یک از آرزوهایت نرسی.” تا این جایش درست. اما جایگزین ایده آلی که ارائه می دهد چیست؟ این که: به دنبال کارهایی بروی که همیشه دوست داشتی انجام دهی.

۲-

اما آیا انجام کارهای مورد علاقه (رفتن به سفر، همنشینی با دوستان و…) نهایت هدف آدمی از آمدن به این دنیاست؟ گیرم که این کارها را انجام دهیم و یک دو روزی هم خوش باشیم، آن وقت چه؟ اگر هدف خداوند از خلقت این دم و دستگاه عالم، خوشی دو روزه ما بوده، اصلا چرا ما را از بهشت به این دنیا آورده؟ اگر توی همان بهشت می ماندیم که بهتر و بیشتر می توانستیم به این هدفمان برسیم! علاوه بر این ها، آیا این که من به دنبال خوشی هایم بروم، ممکن نیست باعث آسیب رساندن به دیگران و رها کردن مسئولیت هایم شود؟
اما نکته مهم تر در مورد پاسخ های “کافه چرا” به بنیادین ترین سوالات وجود آدمی، این است که معتقد است: آدم ها برای یافتن این پاسخ ها، روش های مختلفی دارند؛ اما جواب آماده ای وجود ندارد. هر کس خودش باید تلاش کند تا به جواب برسد.

۳-حال سوال من این است که

آیا انسان با علم ناقص و محدودی که هنوز حتی نتوانسته رمز و راز بدن خودش را کشف کند و یک ویروس فوق العاده کوچک او را از پا در می آورد، می تواند به سوالی به پهنه هستی پاسخ بدهد؟ آیا برای یافتن پاسخ هایش، نیازمند موجودی نیست که بر جهان تسلط داشته باشد و همه جوانب امور را بداند؟

“کافه چرا” اگر چه سوالات مهمی را مطرح می کند و پاسخ نسبتا خیالی می ‌دهد، پاسخی که در لحظه فرد را ساکت می ‌کند اما راهی نشان نمی دهد که کامل باشد وبرای یک زندگی هدفمند فرد را پر انرژی کند. انگار در ابتدای جمله نقطه گذاشته و جمله اش را به پایان نرسانده است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ خرداد ۰۱ ، ۱۸:۵۷
نمکتاب ...