نمکتاب

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir
یاران صمیمی: yaran_samimii@




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۹، ۱۰:۴۷ - یاسمن گلی:)
    عالی:))

۱۸۲ مطلب با موضوع «7. چند رسانه ای(صوتی-تصویری)» ثبت شده است

 

بسم الله الرحمن الرحیم

یهودی گفت: من خدا را می­پرستم مثل تو!

مسیحی گفت: من خدا را می­پرستم مثل تو، یک­ مقدار هم بالاتر، من پسر خدا هستم.

گناهکار گفت:

  • من هم خدا را می­پرستم.

منافق هم همین را گفت.

کم کم همه ادعا کردند و گفتند ما خدا را می­پرستیم.

چه کسی واقعا خدا را می­پرستید؟ چه کسی قضاوت می­کرد این خداپرستان را؟!

خدا گفت:

  • من شما را خلق کردم. روزی می­دهمتان، آسمان و زمین از من است... جز این است؟!

همه بی­درنگ گفتند:

  • جز این نیست که مخلوقات را تو آفریده ­ای. روزی می­دهی، و البته ما همه به سوی تو بازمی­گردیم.

خدا گفت:

  • چه کسی برایتان می­گوید پرستیدن چیست؟ اصلا مردم از که باید اطاعت کنند!

همه قبول داشتند که باید خالق را پرستید و باید از او اطاعت کرد. پس همه گفتند:

  • ما همه داریم از تو اطاعت می­کنیم!

خدا نظری به این بندگان متفاوت افکند و فرمود:

اکنون که همه مرا می­پرستید پس چرا اینگونه متفاوت و پراکنده­اید؟

مدعیان بندگی سر پایین انداختند و به بندگی­ های خودساخته ­شان اندیشیدند.

خدا فرمود:

آن هوا و هوس­ ها، آن لذت­ها که از جانب خود به اسم بندگی من انجام داده ­اید، نه بندگی من، که بندگی نفس­تان بود.

من شما را آفریده­ ام، شما را می­شناسم و از رگ گردن به شما نزدیک­ ترم. البته که بهترین بندگی، آن است که من برایتان معین می­کنم. بدانید که اگر به آنچه برایتان گفته ­ام عمل کنید از گزند شیطان که نمی­ خواهد شما را در کنار من پر آرامش و پر لذت ببیند در امان نگه خواهم داشت.

کتاب برایتان فرستاده­ ام و کلید بندگی را نشانتان داده ­ام:

اطیعوا الله و اطیعوا الرسول...

شیطان چشم­هایش را بست و به یاد آورد تلاش­هایش را برای علم کردن یهودیان و مسیحیان و منافقان برابر فرستادۀ خدا، و حالا زحماتش بر باد رفته بود. خدا گفته بود: اطیعوا الله و اطیعوا الرسول...

و رسولِ خدا، راه و رسم بندگی گفته بود.

بندۀ عزیز خدا، نگاه کن که پوشش تو همان است که خدا و رسولش گفته­ اند؟ اطیعوا الله و اطیعوا الرسول...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۱۲ دی ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

مزد اخلاص

کتاب مزد اخلاص: خاطراتی کوتاه از زندگی شهید علی‌ محمد صباغ‌ زاده، شهید اخلاص.

 

کتاب مزد اخلاص
انتشارات شهید ابراهیم هادی

خلاصه:

کتاب مزد اخلاص، خاطراتی کوتاه از زندگی شهید علی ‌محمد صباغ‌ زاده به نقل از خانواده و دوستان اوست. شهیدی که به اخلاص و فروتنی معروف بود و تقوا در ذره ذره اعمال او مشاهده می‌ شد.

 

بریده کتاب:

مدیر گفت: ازش سوال کردم ایمان خوبه یا ثروت؟
علی گفت: انسان اگر ایمان داشته باشه، همه چی داره؛ چون خدا رو داره. کسی که خدا رو داره توی زندگی ‌ش چیزی کم نداره. اما اگه ثروت داشت و خدا رو نداشت هیچی نداره.

بریده کتاب(۲):

کتاب ها رو که توی نیمکت جا می‌ داد، ادامه دادم: تو که وضعت بد نیست، بابات که قصابی داره. جوان خوش تیپ هم که هستی. یه کیف بخری شیک ‌تره. اُف داره دانش آموز دبیرستانی کتاباشو بذاره تو پلاستیک.
علی آرام گفت: مسئله، داشتن و نداشتن نیست. مسئله اینه که همه مثل من نیستن که باباشون دستشون به دهنشون برسه. بچه‌هایی هستن که وضع مالی خوبی ندارن و نمی‌تونن کیف بخرن، منم می ‌خوام هم‌ رنگ اون ‌ها باشم…

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۱۲ دی ۱۳۹۹، ۱۲:۰۰ ب.ظ

پازل ظهور

پازل ظهور

 

برای دانلود باکیفیت عکس روی عکس کلیک کنید.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ دی ۹۹ ، ۱۲:۰۰
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۹، ۰۹:۳۰ ب.ظ

بنر شهید قاسم سلیمانی و شهید فخری زاده

بنر اول👇

بنر دوم👇

 

 

پوستر👇

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۹ ، ۲۱:۳۰
نمکتاب ...

برای دانلود پوستر با کیفیت روی عکس کلیک کنید

 

 

سلااااام به همراهان همیشگے نمڪتاب🖐🏻✨

‼️با توجه به فرارسیدن سالگرد شهادت شهید عزیزمان #حاج_قاسم سلیمانی ♡
کتاب‌هایِ
📙 حاج‌قاسم ۱
📗 حاج‌قاسم ۲
📕 و تجمیع این دوجلد در کتاب حاج‌قاسم
با نام  پویش#فرا_زمان_فرا_مکان۳
در خدمت شما عزیزان هستیم😉

شما می‌توانید با خرید یک کتاب از این چندجلد، در قرعه کشی
۱۳ پلاک طـــــــــ🥇ـــــــــلا شرکت کنید.

📘خرید کتاب با ۴۰% تخفیف🤩
📬 Ketab98_99@(ایتا)
لینک خرید از سایت نمکتاب

#مرد_میدان

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ دی ۹۹ ، ۱۹:۴۸
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۲۸ آبان ۱۳۹۹، ۰۸:۳۰ ق.ظ

من نه ما

رمان عاشقانه من نه ما : منی که تبدیل به ما می شود، ثمره ی یک عاشقانه ی دلچسب…

 

رمان عاشقانه من نه ما
نویسنده: نرجس شکوریان فرد
انتشارات عهد مانا

معرفی:

من نه ما، ماجرای دو انسان است که پله ‌پله گام بر می ‌دارند برای “ما” شدن! دو انسان با دو جنس مخالف، با دو دنیای متفاوت، سرشار از تفاوت و اختلاف نظر در احساسات و تجزیه و تحلیل‌ های گوناگون از زندگی که یاد می ‌گیرند چگونه بزرگ ‌شدن را تجربه کنند و با کنار گذاشتنِ “من”های خود، به یک حقیقت واحد می ‌پیوندند.
زهرا و محمد، یک زوج جوان و خوش ذوق هستند که عاقلانه، عاشق می‌ شوند و در این مسیر عطش فراوانی را تحمل می ‌کنند تا به پاسخ تک ‌تک مجهولات ذهن‌ شان دست یابند و درک و فهم ‌شان را از مفاهیمی چون زندگی، لذت، ازدواج، عشق و محبت، تکامل بخشند.

نویسنده در این کتاب، یک زندگی را مجسم کرده است.
یک زندگی، با تمام تلخی‌ها و شیرینی‌ها و درس‌ها و موفقیت ‌هایش! اگر تلخی ‌ها و سختی ‌ها را نشان می ‌دهد، راهِ بُرون رفتِ این تنگناها را نیز نشان می ‌دهد و آرامشِ عبور از این سختی ها را به کامِ این زوج جوان می‌ چشاند.
من‌ نه‌؛ ما آخرین اثر نرجس شکوریان فرد است که توسط نشر عهد مانا، منتشر شده است.

 
تبلیغ:

تاکنون فکر می ‌کردم مهم ‌ترین سرمایه ‌ی انسان، خودِ اوست.
می ‌اندیشیدم که این دنیا، بر “من”‌های گوناگون استوار شده و هر کس برای رسیدن به خواسته‌ های صحیح یا غلطش، می ‌تواند مجاز به انجام هر کاری باشد.
این کتاب نگاهم را به “من‌” تغییر داد‌.
همه ‌ی ما انسان ‌ها، “من”‌هایی هستیم که برای رسیدن به حقیقت و آرامش ، باید به یک “ما” برسیم‌‌…
می ‌ارزد که این کتاب را بارها بخوانی و برای “ما” شدن، تمام تلاشت را به ثمر برسانی…

کتاب من نه ما
خلاصه:

کتاب من نه؛ ما ماجرای زندگی دو جوان، به نام‌ های محمد و زهرا را نشان می ‌دهد که سرنوشت‌ شان به هم گره می‌ خورد و برای یکی ‌شدن و‌ پیوندی مقدس، روزهای شیرین و گاه تلخی را سپری می ‌کنند‌.
محمد جوانی منطقی و اهل کار و تلاش است و زهرا، دختری است که برای‌ خوشبختی ‌اش اهداف بلند و والایی را در سر می ‌پروراند.
اما نقطه‌ ی اشتراک‌ شان در این است که هر دو، عقل را به جای هوس، به عنوان فرمانروای روح‌ خود برگزیده‌اند.
این دو جوان، وارد مهم ‌ترین مناظره‌ ی زندگی خود می ‌شوند و برای شناختِ زوایای پنهانِ شخصیت یکدیگر، تمام تلاش خود را به کار می ‌برند.

اینجاست که با معجزه‌ ی توکل و بهره‌ مندی از عقل و منطق، بنای زندگی عاشقانه را می‌ سازند و در این راه تجربیات فراوانی کسب می‌ کنند و برای رسیدن به لذت‌ های واقعی و زیبایی ‌های والای زندگی، فرمان خدا را بر تفکرات غلط بعضی آدم‌ ها، ترجیح می‌ دهند.
این کتاب، روایتِ عشقی است که روز به روز، به سوی خدا گام برمی‌ دارد و از این روست که هرگز، رنگِ زنگار و کهنگی به خود نمی ‌گیرد‌…

کتاب من نه ما

از زندگی یکنواخت خسته شدی؟
دلت یک تجربه‌ ی شیرین می‌ خواد؟
یک رمان پرماجرا و هیجان ‌انگیز می‌ خوای؟
می‌ خوای به جای من‌‌ بودن، ما شدن رو تجربه کنی؟ با این کتاب همراه شو

بریده کتاب:

اگر دل من به همین راحتی قابل تسخیر شدن بود که خدا من را زن نمی ‌آفرید.
من نازی دارم که خریدار باید اول خودش را اثبات کند.
نه که با نگاهی و دو کلامی حراجی باز کنم! و واقعا چرا زن‌ های جهان حراجی شدن را ترجیح داده ‌اند به کنار، اصلاَ اصالت خودشان را چگونه تغییر داده‌ اند و به این جا رسیده ‌اند؟

بریده کتاب(۲):

در ذهنم همیشه این بوده که خواهان باید برای طلب خواسته‌ اش کمی تلاش کند و به راحتی آنچه را که می ‌خواهد در مشت خودش نبیند. ده‌ها بار دست مشت کند و باز کند، بخواهد و نیابد، بیاید و برود، سری کج کند در طلب؛ تا شاید کمی رو ببیند از آن‌ که طالبش بوده، آن وقت اگر رسید، می ‌شود گفت که واصل شده است. من این را برای جنس خودم یک شأنیت می ‌دانم.

کتاب من نه ما
بریده کتاب(۳):

برایم شیرین است که قد چند صد تومان که نه، اندازه تمام ذهنش من بوده ‌ام که این را دیده و خریده. خیلی خوب است. به قول پدر، مرد‌ها خیلی وقت‌ ها ابراز احساسات زبانی ندارند. زبان محبت ‌شان، خرید برای خانه و خانواده است. شما از هر کالایی که تهیه می‌ کنند، یک دو سه کلمه محبت‌آمیز دریافت و برداشت کنید. می ‌شود قطره‌ های زیبای باران احساس را روی صورت زندگیم دید و این یعنی یک شروع رحمت الهی.

بریده کتاب(۴):

بازگشتِ همه به سوی اصل است و کاش همه هم، بودن را کنار همان اصل می ‌خواستند.
انسان‌ ها خدا را نخواستند و از دستورات و اوامر خدا فرار کردند، به امید رسیدن به لذت خاصی که حس می ‌کردند در دوری از خداست؛ اما غافل بودند که خالق لذت خداست و هر چه دور از خداست، بدلی و تقلّبی است. دل به دستورات خدا ندهی، تن به دستور شیطان می‌ دهی و نابود می ‌شوی!

بریده کتاب(۵):

تو بزرگترین آرزوت پوشیدن لباس عروس و داشتن یه خونه ‌ی بزرگه؟
یا اومدن امام زمان و نجات همه‌ ی مردم جهان؟
سوالش را از هر کسی بپرسی که ذره ‌ای محبت به امام زمان نه، ذره‌ ای وجدان داشته باشد خیلی صریح جواب می دهد:
– آقام رو به هیچ چیزی نمی ‌فروشم.
– وقتی گناه، اشتباه، خودخواهی، بی‌ وجدانی می‌ کنی ضربه می‌ زنی به منجی عالم، به قدرتمندی او!

کتاب من نه ما
بریده کتاب(۶):

انسان ‌ها زندگی ‌شان را با خواسته ‌هایشان می ‌سازند.
بی‌ خود و بی ‌جهت عدالت خدا را زیر سوال می‌ برند و قید بندگی را می ‌زنند…
انتخاب انسان بر اساس خواسته‌ های انسان است. یکی نفس پرست و هوا پرست است، یکی خداپرست!
خدا اما سر راه همه مدام راهی باز می ‌کند و همه را دعوت به مهمانی خودش می‌ کند. انسان ‌ها خودشان روبرمی‌ گردانند.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آبان ۹۹ ، ۰۸:۳۰
نمکتاب ...
دوشنبه, ۱۹ آبان ۱۳۹۹، ۱۰:۰۰ ق.ظ

بینوایان

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۹ ، ۱۰:۰۰
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

چرا لعن نکنیم؟

دنیا از ۳۰۰ سال پیش دید؛ دینی که بیشتر از همه داره رشد میکنه، دین اسلامه؛

اومدن یه برنامه ای ریختن؛

برای انحراف مذهب تسنن، وهابیت رو ساختن

و برای انحراف مذهب تشیع، بهائیت رو.

دیدن وهابیت توی سنی ها خیلی خوب جواب داد، طرفداراش زیاد شدن، مخصوصا متعصب­ هاشون یا جوان­ های بی­ اطلاع و بدون مطالعه­ شون خیلی اهل وهابیت شدن، چرا؟

۱-چون منابع وهابیت و تسنن یکی بود

۲-چون وهابی­ ها روحیه جهاد و مبارزه داشتن(این نبودِ روحیه ­ی جهادی، کسری اهل تسنن است)

۳-چون وهابی ها ازنظر مالی خیلی حمایت می­کردن کسی را که وهابی می­شد

اما دیدن بهائیت توی شیعه ها نگرفت... یعنی شیعه­ هایی هم که جذب بهائیت میشدن، شیعه های متوسط و احیانا بی بندوبار بودن، نخبه ها و متدینین شیعه، جذب بهائیت نشدن. انقدر طرفداران بهائی­ ها تو ایران کم شدن که کم کم بهائیت منفور شد، حتی مسئولشون از ایران خارج شد و امروز مرکز اصلیش توی تل­ آویو اسرائیل هست. و البته علمای شیعه خیلی روشنگری کردند!

پس گفتن باید برای مذهبی ­های شیعه، فکر دیگه­ ای بکنیم!

چه فکری؟

- یه تفکری ایجاد کردن که تابحال در تاریخ شیعه سابقه نداشته!

یه مدلی از تشیع رو ساختن که منابعش همین منابع ماست، یعنی قرآن و روایات؛

 این مدل اهل­بیت رو قبول داره و خودشو پیرو اهل بیت می­دونه، اما برداشتش از قرآن ‌و سنت، با برداشت تمام علما و فقهای شیعه فرق میکنه!

و جالب اینه که این مدل جدید از تشیع، فقط خودشونو قبول دارن و هیچ کدوم از علما و فقها رو تو کل تاریخ شیعه قبول ندارن بلکه اونها رو مسخره میکنن و بهشون ناسزا میگن! سند: عمامه ­های انگلیسی

این مثلا شیعه­ ها چند تا ویژگی دیگه هم دارن:

-دشمن اصلی این بظاهر شیعه­ه ا، آمریکا و اسرائیل نیست!

(یعنی دقیقا برخلاف آیه قرآن که خطاب به مسلمان­ ها می فرماید: دشمن-ترینِ دشمنان شما یهودیان هستند)

-این گروه از شیعه های جدید، خیلی اصرار دارن که حتما باید به مقدسات و خلفای اهل سنت، لعن و فحش و ناسزایِ عمومی گفته بشه!

-این شیعه-های ساختگی، مدل های عزاداری خشن و گاها حقارت-آمیزی دارن!

خیلی جالبه نه؟

یعنی همون قدر که سنی­ های واقعی دارن تلاش می­کنن که به دنیا بفهمونن وهابی هایِ آدم کش و ‌وحشی، سنی نیستن؛

ما به عنوان شیعه­ های واقعی، در سال ­های آینده باید تلاش کنیم که به دنیا بفهمونیم این آدم­ هایی که با تیغ سر بچه شیرخوار رو میبرّن، روی زغال داغ راه میرن، برای اباعبدلله عزای «سم اسب» می­گیرند، به همسر پیامبر لقب زناکار می­دن و به خلفای اهل سنت فحش­ های رکیک و ناموسی میدن، شیعه نیستن!

حالا می­دونین نکته جالب­ترش چیه؟

اینکه وهابی­ ها‌ و این شیعه ­های ساختگی، هر دو ازطرف خود انگلیس وآمریکا حمایت میشن، اونم حمایت­ های گسترده مالی و تبلیغاتی!

 

حالا ما میایم ازین عزیزان می­پرسیم:

چرا لعن عمومی و فحش و ناسزا به مقدسات اهل­ سنت می­دین؟

میگن: چون برائت، از واجبات دینه

ما میگیم:برائت از واجبات دینه، قبول! اما اظهار برائت چی؟ اونم از واجباته؟

اصلا برائت یعنی چی؟

یعنی دشمنی با دشمنانِ خدا، این­که شما با کسانی­که دشمن خدا هستند، دشمن باشی. آمریکا و انگلیس دشمن خدا هستند یا نه؟ اونا مسلمونا رو در هر جایی که گیرشون بیاد می­کشن یا نه؟ چرا اون ها رو ترد نمی­کنید؟

اما یه سوال:

آیا اظهار برائت هم واجبه؟ یعنی درهرحال و هرجایی باید این دشمنی رو نشون بدیم؟ تو هر شرایطی؟!

همه علما و فقهای شیعه تا به امروز در یک امر، اتفاق نظر دارن:

جایی که «دماء مسلمین» وسط باشه، اظهار برائت واجب که نیست هیچ، بلکه حرامه!

یعنی چی؟

یعنی وقتی شما با آشکار کردن این دشمنی باعث میشی که خون مسلمان بی گناهی ریخته بشه، نباید این برائت رو آشکار کنی.

مثال بزنم:

وقتی من میام به خلفای اهل­ سنت فحش میدم، لعن عمومی می­گم و قطعا به گوش اهل­ سنت هم میرسه، این کار چه نتیجه ای داره؟

۱-باعث میشه وهابی­ ها از این فرصت استفاده کنند و به نام اهل سنت به مقدسات ما، به اهل­بیت ما فحش بدن و لعن بگن

۲- باعث می­شه کینه شیعیان در قلب اهل ­سنت جوانه بزنه و کم کم رشد کنه تا جایی که ممکنه شیعه­ ای بی گناه کشته بشه بدلیل همین کینه ­ها! همون طور که تاحالا هم شده! سند:عمامه­ های انگلیسی

بعد به نظرتون اینکه ما خودمون با دست خودمون کاری کنیم که بین ماها اختلاف بیفته در حالی که غربی­ ها و بین خودشون ائتلاف درست می­کنند و تمام دنیا رو دارن می­گیرن! بعد ما هم­ دیگه رو لعن کنیم، این کار پیش خدا، اجر داره؟ ثوابه؟

حالا چند تا سوال:

مگه ما شیعه اهل ­بیت نیستیم؟ مگه مدل رفتار ما نباید مدل رفتار امامانمون باشه؟ برید بگردید تو زندگی اهل­ بیت، فقط یک ‌مورد پیدا کنید که یکی از اهل­ بیت در منزلش مجلسی گرفته باشه و علنا خلفا رو لعن کرده باشه؟ یا به یارانشون توصیه کرده باشن که تو جمع­ هاشون علنا خلفا رو به اسم‌و رسم لعن کنن؟ هرچی بگردید حتی یک مورد هم پیدا نمی­کنید!

بلکه هرچی پیدا می­کنیم برعکسِ این ماجراست. یعنی به وفور روایت و داستان از زندگی اهل بیت داریم که به ما سفارش کردن که با اهل­ سنت مهربان باشیم، پشت سرشون نماز بخونیم، به عیادت مریضاشون بریم، به تشییع جنازه-هاشون بریم، حتی روایت داریم که امام صادق می­فرمایند تو‌محله ای که به هم اهل سنت هست و هم اهل تشیع، شیعه ما باید طوری رفتار کنه که توی اون محل از هرکس پرسیدن امینِ این محل کیه؟

باعث می­شه بیشتر از ما بدشون بیاد و اصلا سمت ما نیان؟ یعنی ما با فحش و لعن عمومی به مقدسات کسی، باعث زیاد شدن دوستانمون می­شیم یا زیاد شدن دشمنانمون؟

سوال بعدی:

تو دنیایی که دشمنان قسم خورده اسلام، آمریکا و انگلیس و اسرائیل دارن تمام تلاششون رو می­کنن که اسلام ازبین بره و مسلمون­ ها نابود بشن، سنی و شیعه هم براش فرقی نداره، ازاصل اسلام متنفرند، وقتی ما دشمنانی به این سفت و سختی داریم، این­که بیاین بین خودمون تفرقه بندازیم و یه کاری بکنیم که چند صد میلیون سنی علیه صد میلیون شیعه، موضِع بگیرند چه فایده ای داره؟ اینکه یه کاری بکنیم که مسلمون-ها بجای مبارزه با دشمن آمریکایی و اسرائیلی با برادر مسلمانشون مبارزه کنن چه فایده­ ای داره؟ اینکه خود زنیه! اصلا برخلاف عقله!

اگر سب و لعن عمومی خلفا کار درستی بود حداقل یک روایت معتبر باید به دست ما می­رسید که شیعیان رو به این کار سفارش کنه، ولی نیست! حتی یه روایت هم نیست! پس عده­ ای به چه اجازه ­ای؟ به پیروی از چه کسی این کارو می­کنن؟ جواب خون هایی رو که ریخته شده به دلیل گرفتن همین عمرکشون­ ها، کی می­خواد بده؟ جواب لعن­ ها و فحش­ هایی که به امامان ما داده میشه رو چه کسی میخواد بده؟

و در آخر،

اگر دنیا بخواد «شیعه» رو؛

با این مدل و این تفکر بشناسه،

چه­ جوری می­خوایم به مردم دنیا بفهمونیم که ما مسلمون­ ها آدم بد دهن و سطح پایین و خشونت­ طلبی نیستیم؟

عکس­ ها و فیلم ­هایی که از عمرکشون و قمه ­زنی بعنوان «شیعیان» تو اینترنت وجود داره، آیا تصویر قشنگی از شیعیان واقعی ارائه میده؟

یک شیعه متفکر و متمدن این­جوری رفتار می­کنه؟

اهل بیت ازین مدل کارها راضی نیستن..

و خدا هم راضی نیست

به نظرتون ما باید با هم متحد باشیم برای پیشرفت اسلام یا همین­طور پر از تنش و اختلاف! کشوهای اسلامی صحنه­ ی تظاهرات و بکش بکش شده و اروپا و آمریکا دارند لبخند می­زنند و به ما و کشته­ هامون می­خندند!

این جریان در حال حاضر دارای تعاد زیادی حسینیه و حوزه­ ی علمیه، سایت و شبکه­ ی ماهواره ­ای است.

این چند شبکه نمونه ­هایی از 16 شبکه­ ی ماهواره ­ای این جریان است: امام حسین، بقیع، الزهرا، فدک و...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۹، ۰۹:۵۷ ق.ظ

کارت محرم

 

چای ایرانی- چای عراقیwink

   

  

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۹ ، ۰۹:۵۷
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

می شکنم در شکن زلف یار

می شکنم در شکن زلف یار : حکایات همواره شنیدنی اند، مخصوصاً اگر بدانی از دل حقیقتند.

می شکنم در شکن زلف یار نویسنده: حسین سروقامت نشر معارف

می شکنم در شکن زلف یار : حکایات همواره شنیدنی اند، مخصوصاً اگر بدانی از دل حقیقتند.

می شکنم در شکن زلف یار
نویسنده: حسین سروقامت
نشر معارف

 

فکرش را بکنید در یک مهمانی دوستانه شرکت کنید و بی اختیار مسیر زندگی ات عوض شود.
آقای قنبری شب قبل به مهمانی دوستش رفته و حالا همسر دوستش با او تماس گرفته:«من دیشب عاشق اخلاق شما، دیانت و معنویت شما شدم. نجابت شما مثال زدنی است. من در ازدواجم شکست خورده ام. از این مرد فرزندی ندارم…»
حتما دوست داری بدونی ادامه اش چی می شه! مطمئن باش از دونستن ادامه ی ماجرا لذت می بری. پس حتما کتاب می شکنم در شکن زلف یار رو بخون. کتابی که حکایت های زیبا و حقیقی رو مقابل چشمات می ذاره. حکایاتی که شاید یک روز برای من و تو هم…

 

معرفی:

کتاب «می‌شکنم در شکن زلف یار» نوشته‌ی «حسین سروقامت» و چهارمین دفتر از مجموعه‌ «کتاب‌های پرسمان» است که در سال ۱۳۸۸ توسط دفتر نشر معارف در ۲۸۶ صفحه منتشر شد.

این کتاب مجموعه ای از داستان های کوتاه است که با نگاهی انتقادی به مسائل اجتماعی می‌پردازد. گفتنی است که این کتاب در ادامه کتاب “جوانی در ۱۸۰ ثانیه” نگاشته شده است.

 

 

بریده کتاب(۱):

مشکل اصلی من ازحدود یک سال پیش شروع شد. پدرو مادرم به دلیل اینکه من تنها فرزند خانواده هستم و ضمناً وضع مادیشان هم خوب است، دخترخاله ام را که در خانواده ای متوسط زندگی می کند و هم سن خود من است، به سرپرستی قبول کردند. ازآن تاریخ به بعد، خانه ی آرام و ساکت ما که در طول روز، کسی جز من در آن زندگی نمی‌کرد، تبدیل به محل زندگی پسری شد با دختری که به مراتب از شیطان حرفه ای تراست!
البته فکر می‌کنم همه این بدبختی ها به خاطر این است که من مقداری زیبا هستم. فکر می‌کنم اگر این موهای طلایی و پوست روشن را نداشتم، حتماً این مشکل سرم نمی آمد.

 

عکس نوشته کتاب می شکنم در شکن زلف یار

عکس نوشته کتاب می شکنم در زلف یار

عکس نوشته کتاب می شکنم در شکن زلف یار

کس نوشته کتاب می شکنم در شکن زلف یار نوشته ی حسین سرو قامت

دوستی می گفت حرف مثل کلینکس است، یکی را که بگویی، دیگری هم پشت سرش می آید.

زمان متوقف نیست….
می گذرد؛
بی آنکه تاملی کند که ما ارزش آن را می دانیم یا نه!

شما هم اگر یادداشت های روزانه کنفسیوس را ورق بزنید شاید به این جمله برخورد کنید که:
“به تعلیم و تربیت آکادمیک بسنده کردن، وقت تلف کردن است.
بزرگان هر جامعه ای باید با رفتار خویش مردم را تربیت کنند…”

زندگی سکه ای است که دو رو دارد،
گاه این روی خویش را به ما می نمایاند، گاه روی دیگرش را.

ما پیرامون خویش حصاری کشیده ایم
و نمی خواهیم قدمی از آن بیرون بگذاریم.
در حالی که تا این حصار را نشکنیم،
امکان ندارد به آنچه می خواهیم برسیم.

شما هم اگر یادداشت های روزانه کنفسیوس را ورق بزنید شاید به این جمله برخورد کنید که:
“به تعلیم و تربیت آکادمیک بسنده کردن، وقت تلف کردن است.
بزرگان هر جامعه ای باید با رفتار خویش مردم را تربیت کنند…”

جامعه ای زنده است که در میان افراد آن، امید به آینده موج بزند.

امان از مشکل بی مشکلی،بعضی افراد انگار می گردند تا با فربه کردن آن اعصاب خود و دیگران را خرد کنند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...