نمکتاب

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir





در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۸ دی ۰۰، ۱۳:۰۴ - حمدان مقدم
    احسنت

۱۳ مطلب در مهر ۱۴۰۰ ثبت شده است

جمعه, ۳۰ مهر ۱۴۰۰، ۱۱:۰۷ ق.ظ

الگوهای خانواده اخلاقی

کتاب الگوهای خانواده اخلاقی: ترسیم سیمای خانواده اخلاقی در آینه الگوهای علمی، معنوی
 

کتاب الگوهای خانواده اخلاقی
نویسنده: هادی حسین خانی
انتشارات: طریق معرفت

بریده کتاب:

خداوند متعال ایجاد مودّت بین همسران را از جمله نشانه های خویش به شمار آورده است. مودّت تقریباً به معنای محبّتی است که در مقام عمل ظاهر باشد.

بر این اساس، به کارگیری جملات به منظور ابراز محبت قلبی، یکی از مهم ترین نمونه های مودّت به همسر محسوب شده و در تقویت روابطِ همسران بسیار مؤثر است. گرچه برخی از همسران می پندارند که تلاش گسترده آن ها برای تدبیر امور خانواده، حاکی از عشق و محبّت به همسر بوده و نیازی به اظهار کلامی آن نیست، اما روشن است که همیشه رفتارهای ظاهری ما نمی تواند مخاطب را به اسرار درونی مان واقف سازد؛ پس لازم است که صمیمیت قلبی خود را ظاهر ساخته و به زبان آوریم. از این رو است که امام صادق (ع) به هشام بن سالم می فرمایند:

إذَا أَحبَبتَ رَجُلًا فَأَخبِرهُ بِذَلِکَ فَإنهُ أثبَتُ لِلمَوَدَّهِ بَینَکُما؛
“هر گاه کسی را دوست داشتی، به او اعلام کن، که این امر مودّت بین شما را مستحکم تر می سازد.”
الگوی خانواده اخلاقی ص۱۹و۲۰

بریده کتاب(۲):

مقایسه کردن همسر با دیگران و به رخ کشیدن نقاط قوت آنان در برابر وی، از جمله اموری است که به صمیمیت روابط بین همسران آسیب وارد می سازد.

در این گونه موارد، فرد دیده خود را از مشاهده نقاط قوت همسر فرو بسته و در عوض به نقاط قوت دیگران متوجه می شود.
در مقابل، توجه به امتیازات و فداکاری های همسر و ابراز آن، سبب تقویت روابط همسران خواهد شد. الگوی خانواده اخلاقی ص ۲۵و ۲۶

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۰۰ ، ۱۱:۰۷
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۲۹ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

بازی کودک در اسلام

 

 

کتاب بازی کودک در اسلام: بررسی پیامدهای تربیتی اسباب‌بازی کودکان

کتاب بازی کودک در اسلام
نویسنده: محمدصادق شجاعی
انتشارات بوستان کتاب قم

بریده کتاب:

اگر کودکی، مطیع و آرام و به اصطلاح خوش اخلاق باشد، هنگام بزرگسالی، وابسته، کودن، و کم هوش و ناشکیبا خواهد بود. چنان چه بازی، شیطنت، شکستن و به هم ریختن، حق طبیعی کودک و نشانه هوش و زیرکی او در بزرگ‌ سالی است. والدین باید به آثار تربیتی بازی توجه کنند و با الهام از سیره عملی معصومین (ع) که به فرزندان خود اجازه بازی و تفریح می دادند، به کودکان خود اجازه دهند تا به تفریح و سرگرمی مشغول باشند. بازی کودک در اسلام ص۳۸

بریده کتاب(۲):

بازی، یکی از عوامل مهمی است که بر روحیه و شخصیت کودک اثر می گذارد و بخش جدایی ناپذیر زندگی اوست. روان شناسان و جامعه شناسان بر این باورند که بازی در سال های اولیه بسیار حیاتی است و به جز پدید آوردن شادی، برای رشد جسمی و روان شناختی کودک اهمیت ویژه‌ ای دارد.
بازی کودک در اسلام ص۱۵

بریده کتاب(۳):

روان شناسان براین باورند که اسباب بازی ساختِ خود کودک، برای اجرا کردن ایده هایش بهترین اسباب بازی است.
به همین دلیل است که سفارش می کنند مصالح اولیه ساخت اسباب بازی به مقدار لازم برای کودک فراهم شود تا او بتواند اسباب بازی مورد علاقه خویش را بسازد، زیرا روند ساخت اسباب بازی، خود یکی از مراحل بازی به شمار می آید که در آن خلّاقیت و ابتکار کودک به طور کامل تری ظاهر می شود. بازی کودک در اسلام ص۵۹

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۲۸ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

سلیمانی عزیز

سلیمانی عزیز
نویسندگان:
عالمه طهماسبی، لیلا موسوی، مهدی قربانی
انتشارات: حماسه یاران

بریده کتاب:

از آخر شب که وقت استراحت بود تا اذان صبح چندبار بیدار می شد. دو رکعت نافله شب می خواند و می خوابید. دوباره بلند می شد وضو می گرفت، دو رکعت نماز می خواند و می‌خوابید. یازده رکعت را یک جا نمی خواند. بخش بخش می کرد مثل پیامبر که نیمه‌ های شب چندین بار برای نماز از خواب بر می خاست.
ص۳۱

بریده کتاب(۲):

هیچ‌ کس روی کره زمین پیدا نمی شود که از حاجی دلخوری داشته باشد، هرچه بود همان ساعت های اول از دل طرف در می آورد.
ص۳۸

بریده کتاب(۳):

اگر موسی در کنار نیل وقتی فرعون و سپاهش به او نزدیک می شد … خدا نیل را برای او شکافت، فاطمه در هور، فاطمه در کربلای ۵ ، فاطمه در اروند، فاطمه در کوه های سخت و سرد کردستان مادری کرد.
ص۴۱

بریده کتاب(۴):

هر وقت در سختی های جنگ فشار بر ما وارد می شد، مضطر می شدیم و کاری ازمان بر نمی آمد پناهگاهی جز زهرا نداشتیم.
ص۴۰

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

همرزمان حسین علیه السلام

 

همرزمان حسین(ع) : ده گفتار از آیت الله خامنه ای در تحلیل مبارزات سیاسی امامان معصوم

همرزمان حسین(ع)
انتشارات: انقلاب اسلامی

بریده کتاب:

تحصیل کردن، یک نوع جهاد است. اسم این را می گذارند جهاد. از این جا شروع کنید تا بزرگ‌ ترین کارها و کوچک‌ ترین کارها که این ها همه‌ اش یک تلاشی است؛ اگر برای خدا بود، جهاد است.
ص۱۰۳

بریده کتاب(۲):

آن چه به نظر ما تفسیر واقعی کلمه‌ جهاد است، این است: جهاد عبارت است از درگیری با یک دشمن _ این دشمن، هر که می خواهد باشد_ به یکی از اَشکال و شقوق ممکن. به عبارت دیگر _ برای این که این تعریف، با معنای لغوی جهاد تناسبی داشته باشد_ جهاد عبارت است از تلاش و کوشش در راه پیشبرد هدف. منتها آن تلاش و کوششی که با درگیری با دشمن همراه است.
ص ۱۰۵ و ۱۰۶

بریده کتاب(۳):

اگر چنانچه کتاب لهوف ابن طاووس را بخوانید، خواهید دید که خطبه را فقط زینب و علیّ بن الحسین نخواندند، سکینه بنت الحسین خطبه خوانده، فاطمه بنت الحسین خطبه خوانده و خطبه هایشان به عین الفاظ در کتاب لهوف ثبت است. اینها دخترها و زن هایشان هم این جوری بودند. اینکه می گویند “زن مگو مردآفرین روزگار” من و تو عادت کرده ایم این را گفتند فوراً گریه را سر بدهیم و رویش فکر نکنیم؛ راست است، این ها مردآفرین بودند.
ص ۱۳۸

بریده کتاب(۴):

شما وقتی دانستید فلسفه امامت چیست و دانستید که امامان شما تأمین کننده این فلسفه و این هدف برای اسلام بودند، اوّلاً اعتقادتان به این بزرگوارها محکم تر و روشن بینانه تر می شود، عقیده شما قرص می شود؛ ثانیاً انسان وقتی که امام را شناخت، می تواند از او پیروی کند.
ص ۱۳

بریده کتاب(۵):

امام دو شغل دارد: یکی مربوط به مکتب، یکی مربوط به جامعه. امام دو بال دارد که با این دو بال در آفاق محیط پرواز می کند؛ یکی مربوط به فکر، یکی مربوط به عمل؛ یکی مربوط به ذهن، یکی مربوط به واقعیّت؛ یکی این است که قرآن را در دست بگیرد، دیگر این است که زمام جامعه اسلامی را قبضه کند. این دو کار به عهده امام است.
ص ۹۴

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
دوشنبه, ۲۶ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

کتابِ کتاب

 

کتابِ کتاب: رهیافتی به منظومه فکری رهبر معظم انقلاب درباره کتاب

کتابِ کتاب
نویسنده: مجید تقی‌زاده
انتشارات زائر رضوی

بریده کتاب:

هر هنرمندی به تنهایی یک دنیاست و این خاصیتِ هنری است که در وجود اوست.
ص۱۵۰

بریده کتاب(۲):

کتاب یک غذاست؛ یک غذای روح است؛ یک نوشیدنی روح است و چنانچه مقوّی باشد، روح را تقویت می کند… بیشتر باید تلاش کرد که کتاب های خوب، چاپ و منتشر شود.
ص۶۶

بریده کتاب(۳):

حقیقت آن است که کتاب یکی از ارزشمندترین فرآورده های بشری و گنجینه بزرگ ترین ثروت های بشر یعنی دانش و تحقیق است.
ص۲۵

بریده کتاب(۴):

من می خواهم از متفکّران کشورمان خواهش بکنم که به مسئله ارائه و تولید کتاب خوب و لازم برای مردم، به چشم یک نیاز فوری جامعه و کشورشان نگاه کنند.
ص۶۷

بریده کتاب(۵):

کتابخوانی باید یک سیره و سنّت رایج بین مردم ما بشود… البتّه در کنار این مسائل، باید به فکر باشیم و دغدغه نوع کتاب هایی که تولید می شود نیز در ما باشد. باید کتابِ خوب تولید شود.
ص۶۶

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
يكشنبه, ۲۵ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

قابیل از شکارگاه برمیگردد

کتاب قابیل از شکارگاه برمیگردد (فتوا- جلد دوم)

نویسنده: اکبر خلیلی

انتشارات: فرهنگ گستر

بریده کتاب:

از جا بلند شدند و به طرف کاخ رفتند. داخل خیابان شروع به قدم زدن کردند. هوا کمی سرد بود. از بالای درخت ها صدای جیغ طوطی ها به گوش می ‌رسید. در سرازیری قرار گرفتند. دوشیزه ی تنیس باز هم در همین مسیر با همین حال به روش شاهنشاه قدم میزد.
ص۱۱۰

بریده کتاب(۲):

علی سر جایش ماند. هوا تاریک شده بود. به نور کمرنگ چراغ که از آن فاصله طولانی به دیوارهای سیاه تابیده بود، خیره شد. با خود اندیشید: «چرا مردم اینجا به حرف من گوش نمی‌ دهند.» مرد استخوانی همچنان چهارزانو نشسته بود. علی آرام به طرف بسته رفت.
ص۱۶۳

بریده کتاب(۳):

از جایش بلند شد. این زیرزمین‌ها را تا حدودی می شناخت. چندین بار تا این پله ها آمده بود، ولی هیچ وقت داخل این زیرزمین نشده بود.
ص۱۸۲

بریده کتاب(۴):

فقط از دست من و خانم جون غذا می خوره. دیروز بردمش پارک شهر با هم قدم زدیم. دائم سیگار می کشید و با درخت‌های بزرگ حرف می زد.
ص۲۸

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
شنبه, ۲۴ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

عارفانه

 

کتاب عارفانه: زندگی ساده و پر رمز و راز یک شهید عارف از زبان اطرافیان

کتاب عارفانه
گروهی از نویسندگان
انتشارات شهید ابراهیم هادی

معرفی:

از نظر اطرافیان، سبک زندگی بسیار معمولی داشت و مثل بقیه بود؛ اما با کمی دقت در کارهایش متوجه می ‌شدند که سرّی در کارها و رفتارهایش وجود دارد! شهید احمدعلی نیری در تابستان سال ۱۳۴۵ چشم به جهان گشود.

در محضر آیت‌الله حق‌شناس شاگردی کرد و به درجات بالای عرفانی و ایمانی رسید. سرانجام این نوجوان که از همه‌ هم سن و سال ‌هایش در معنویت سبقت گرفته بود، در زمستان ۱۳۶۴ در جنگ با بعث عراق، در حالی که نوزده سال بیشتر نداشت به مقام شهادت نائل آمد.

کتاب عارفانه، خاطرات این شهید عارف است که توسط گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی جمع‌آوری شده و به چاپ رسیده است. در این کتاب به زندگی ساده و پر رمز و راز این شهید بزرگوار از زبان اطرافیان او پرداخته شده است.

خلاصه:

هر انسانی نقطه‌ عطفی در زندگی‌ اش دارد. برخی لحظات در زندگی انسان‌ هست که اگر انتخاب درستی داشته باشد و از امتحانش سربلند بیرون بیاید، سرنوشتش تغییر می‌ کند. گاهی یک عمر آدم، بستگی به همان لحظه کوتاه دارد. شهید احمدعلی نیری نیز این لحظه را در نوجوانی خود گذراند و با سربلند بیرون آمدن از امتحانش، به درجات بالایی در عرش دست پیدا کرد.

رو به رو شدن او با صحنه ‌ای که شاید خیلی ‌ها نتوانند از آن بگذرند، او را شکست نداد؛ بلکه بر آن لذت زودگذر غلبه کرد و از آن پس، به کرامات عجیبی دست یافت که دیگران را به شگفتی وامی‌دارد. او حتی موفق به دیدار با حضرت ولی عصر (عج) شد!

بریده کتاب:

وقتی که پیکرش در بازار و مسجد تشییع شد باز هم کسی او را نشناخت. از برخی علما شنیدم که می گفتند فقط یک نفر او را می شناخت آن هم کسی بود که این جوان را در دامان خود تربیت کرد.

استاد العارفین حضرت آیه الله حق شناس که فرمودند: آه آه، آقا در این تهران بگردید ببینید کسی مانند این احمد آقا پیدا می شود یا نه؟ صفحه ۱۰

بریده کتاب(۲):

من یقین دارم اینکه خدا به احمد آقا این قدر لطف کرد به خاطر تحمل سختی وصبری بود که در راه تربیت بچه های مسجد از خود نشان داد….. ص ۵۴

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۲۳ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

خواهر

 

کتاب خواهر:  زینب عفیفه ایست که در راه عفتش عباس می دهد اما نخ معجر نمی دهد…

کتاب خواهر
نویسنده: نرجس شکوریان فرد
انتشارات عهد مانا

بریده کتاب خواهر :

همه‌ جا می‌ گویند اولین مرد مسلمان پدرم علی بوده است؛ اما نمی‌ شود گفت که اولین بزرگ قبیله، اولین نام‌ آور مکه، اولین شیخ بنی‌ هاشمیان، که چون کوه ایستاد مقابل ابوسفیان و ابولهب و ابوجهل، آن هم یک‌ تنه و شجاعانه و مدبرانه، مسلمان نبوده است؛ که باید گفت ابوطالب را کسی ندید که بت بپرستد و به روش جاهلیت مقابل آن‌ها سر خم کند، به کسی شلاقی بزند، به همسایه و ضعیفی زور بگوید، از ناحقی دفاع کند، سر به تکبر برافراشته دارد و یا حتی یک‌ بار و یک لحظه در مقابل مشرکان، پشت محمد مصطفی را خالی کند!

کسی در تاریخ نگفته است که حتی یک‌ بار زبان به نصیحت پیامبر خدا باز کند تا از تبلیغ دین اسلام کوتاه بیاید، اما بارها تاریخ‌ نویسان نوشته‌اند که او ایستاد مقابل همۀ کفر یک تنه!
وعدۀ مال و جاه دادند و ابوطالب بود که جواب محمد را رساند شجاعانه:
– اگر خورشید و ماه را در کف دو دستم بگذارند از دین خدا دست نمی کشم…!
ص۲۰

بریده کتاب (۲):

پدرم علی در حالی دنیا را با آمدنش مزین کرد که خداوند، خانه‌ اش را قُرق او کرده بود. در هیچ دوره‌ای از خلقت، کسی این‌ طور مورد تکریم
الهی قرار نگرفته بود که به امر خدا دیوار خانۀ خدا شکافته شود و یک بانو، مهمان سه روزۀ مقدس‌ ترین مکان عالم شود و فرزند کعبه در
آغوشش به میان خلائق باز گردد!
خیلی‌ ها شاید عادت دارند در کوری زندگی کنند، شاید خودشان را کَر نشان دهند، شاید لال‌وار در مقابل همه ظاهر شوند؛ اما خداوند چه این‌ها بخواهند و چه نخواهند، برای مقدم علی پسر ابوطالب و فاطمه دختر اسد، کاری کرد که هیچ‌ کس در هیچ‌ جا نتوانست و نمی‌تواند آن را بپوشاند!

شاید کسی خودش را به کوری بزند تا حق را نبیند و در مقابل پدرم علی سر به تعظیم خم نکند؛ اما این واقعیت بوده و هست!
شاید کسی به عمد از این کار خدا برای معرفی علی‌ بن‌ ابی‌طالب به عالم لب ببندد و زبان به تقدیر و تحسین و تکریم نگشاید، اما همه باید بفهمند که خداوند می‌خواسته علی را بشناساند تا مسیر سعادت گم نشود!

شاید خیلی‌ ها نخواهند بشنوند چون می‌ خواهند در ذلت گمراهی زندگی کنند، اما و اما و اما چرا خداوند برای علی، تنها علی این کار را کرد؟
آیا علی سزاوار نیست تا امیر شود بر مؤمنین، حاکم شود بر خلق اجمعین! آیا خداوند نمی‌ خواسته از همان ابتدا، “ولی” را به مردم نشان دهد، تا هم راه را گم نکنند، هم تن به انتخاب فرد دیگر ندهند برای سرپرستی خودشان؟
چرا خداوند برای هیچ کس دیگر این خانه را نشکافت؟
ص۲۳،۲۵

بریده کتاب(۳):

مادر و پدرم کلامشان، هر کلمه‌ شان، رنگ خدا داشت؛ روشن و ثواب و شیرین!
مادر و پدرم عملشان، هر عملشان، رنگ خدا داشت؛ درست و محکم و پربرکت!
خانه‌ ای که خدا دارد، نه غم دارد، نه کسری، نه حسرت و نه تردید!
خدا خانۀ امن ما را، پناهگاه همه کرده بود؛ فقیران، سائلان عامی، تنهایان و در راه ماندگان!

مدیر خانه مادرم بود و سرپرست همه، پدرم علی (علیه السلام)!
من نمی‌ خواهم قصۀ مادرم را بگویم و قصۀ پدرم را!
من قصۀ خانه‌ ای را می‌ گویم که به وسعت عالم هستی بود و خداوند فاطمه (سلام الله علیها) را مدیر مادرانۀ این عالم کرده است و علی (علیه السلام) را سرپرست این عالم که ولایت بر خلق، حکم خداوند بود و حکم الهی تغییر ناپذیر است!
ص۳۲،۳۳ کتاب خواهر

بریده کتاب (۴):

مادرم دختر پادشاه روم نبود که لذت را انتخاب کند، دختر پادشاه ایران نبود که برتری‌ طلبی را انتخاب کند!
شأن مادرم، دنیاطلبی نبود!
کاخ و باغ و مرکب راهوار، شأن مادرم نبود! زیورآلات و جواهرات، فخر مادرم نبود!
خَدم و حَشم، آبروی مادرم نبود!
مادرم دختر فرستادۀ خدا بود و خدا همۀ عالم را در اختیار محمد و آل‌ محمد قرار داده بود!
عالم اندازۀ یک کاخ و یک باغ نیست، همۀ کرۀ زمین است و مادرم بردۀ این‌ها نبود!
مادرم و پدرم خانه‌ ای داشتند کاهگلی، وسائلی داشتند گلی؛ خوراکشان در شأن خودشان بود و نبود، اصلا مسئله این نبود!
شأن را خدا باید تعریف کند نه خلق خدا!
ص۳۶ کتاب خواهر

بریده کتاب(۵):

مادر من، عزت زن بود و آرامش‌ بخش مهم‌ ترین هستۀ جهان، خانواده!
مادر من، عطر بهشت می‌ داد و عطر عبادت!
مادرم تعریف عالم خلقت از زن را با صفات خوبی که داشت، تغییر داد!
زن شد مخلوقی که خداوند متعال لب به ستایش‌اش گشود که:
– یا رسول‌ الله اگر تو نبودی عالم را خلق نمی‌ کردم، اگر علی نبود تو را خلق نمی‌ کردم، اما یا رسول‌ الله، اگر فاطمه نبود، نه علی را و نه تو را، هیچ‌ کدام را خلق نمی‌کردم!

مادر من فاطمه بود! دورکنندۀ دوستدارانش از رنج سنگین جهنم،
‌‌‌‌‌بریده شده از لذت کوتاه دنیا،
وصل‌کنندۀ دل‌ های تنگ انسان‌ ها به آسمان،
پناه زن‌ های مورد ظلم قرار گرفته در استعمار و استکبار و شهوت!
مادر من فاطمۀ زهرا بود، نوری که تمام عالم را روشن کرد و وحشت تاریکی را زائل!
و من دختر بهترین زن عالم هستی شدم!
الحمد لله رب العالمین!
ص۲۷،۲۸

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۲۲ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

بچه های راه آهن

 

کتاب بچه های راه آهن
نویسنده: ادیت نزبیت
انتشارت قدیانی
مترجم پری منصوری

بریده کتاب:

۱-ص۷
آن ها از اول بچه های راه آهن نبودند. آنها بچه های عادی بودند که در خانه زیبایشان زندگی می کردند.
مادر این سه بچه، وقتش را با دید و بازدیدهای بی مورد هدر نمی داد و تقریبا همیشه در خانه می ماند و آماده بود که با بچه ها بازی کند و برایشان کتاب بخواند.
پدری هم داشتند که هرگز بدخلقی نمی کرد، هرگز پا روی حق نمی گذاشت و همیشه آماده بود که در بازی و تفریح با بچه ها همراه شود.
آن ها واقعا خوشبخت بودند؛ تا زمانی که آن اتفاق ناگوار ناگهانی پیش آمد!
پدر از پیش آنها رفت، و مادر مجبور شد ساعت های طولانی را بیرون از خانه بگذراند…

بریده کتاب(۲):

ص۵۵
آن روز مادر مجبور شد توی رختخواب بماند چون سرش به شدت درد می کرد. دست هایش از تب می سوخت و چیزی نمی توانست بخورد. گلویش هم به سختی درد می کرد.
مادر اول نمی خواست دنبال دکتر بفرستد، اما آن شب انقدر حالش بد شد که پیتر را دنبال دکتر فرستاد.
دکتر گفت مادر آنفولانزا دارد و باید انگور، شیره گوشت، سودا و شیر بخورد تا حالش بهتر شود.
اما مادر در حالیکه توی تخت دراز کشیده بود گفت: «ما انقدر پول نداریم که تمام این ها را بخریم…»

بچه ها گفتند: «خودمان باید کاری کنیم…»
آن ها فکر کردند، کمی باهم گفتگو کردند، بعد یک قیچی، یک شمد سفید، یک قلم‌موی نقاشی و یک قوطی مرکب سیاه برداشتند و مشغول به کار شدند.

وقتی کارشان تمام شد، پارچه نوشته شده را برداشتند و کنار ایستگاه راه آهن رفتند. روی پارچه نوشته شده بود:
به ایستگاه توجه کنید
وقتی قطار ایستاد، مسافران به ایستگاه توجه کردند اما متوجه چیزی نشدند، اما همینکه قطار میخواست دوباره حرکت کند، پیرمردی که هر روز بچه ها برایش دست تکان می دادند، فیلیس(فرزند کوچک خانواده) را دید که نفس زنان داشت به او می رسید، همان طور که قطار داشت حرکت می کرد، فیلیس یک نامه گرم و مرطوب را توی دست او انداخت…

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

طعم مرگ

 

کتاب طعم مرگ
نویسنده: مهدی فربودی
نشر بقیه الله عج الله تعالی فرجه الشریف

بریده کتاب:

حضرت علی علیه السلام: بدان که شب و روز پیوسته به دنبال هم می گردند، با نهایت سعی و جد و جهد می کوشند که عمرها را کوتاه کنند و اموال را فانی و خراب کنند و اجل ها را درنوردیده و به آخرین نقطه آن را برسانند. هیهات، هیهات! چقدر دور است افهام مردم غافل از این واقعیت. ص۳۵

بریده کتاب(۲):

حضرت علی علیه السلام: زیرک ترین شما کسی است که بیشتر و بهتر آمادگی مرگ را داشته باشد. علامت آمادگی مرگ؛ عدم دلبستگی به دنیا و توجه داشتن به آخرت و تهیه زاد و توشه برای سکونت در گور و ترس از روز رستاخیز است. ص۳۹

بریده کتاب(۳):

حضرت رسول صلوات الله علیه و آله: “زیاد به یاد نابود کننده لذت ها باشید.” عرض کردند آن چیست؟ فرمودند: “مرگ است. آن کسی که به حقیقت از مرگ یاد می کند، اگر در راحتی و گشایش باشد غرورش برطرف می شود و دنیا بر وی تنگ می گردد، و اگر در مضیقه و سختی باشد با یاد مرگ، از فشار فکری و روحی رهایی می یابد و دنیا به نظرش وسیع و گسترده می نماید.

مرگ اولین منزل از منازل آخرت و آخرین منزل از منازل دنیاست. خیر و خوشبختی از آن کسی است که هنگام فرود آمدن در اولین منزل، مورد تکریم و احترام باشد و موقع بیرون رفتن از آخرین منزل به شایستگی و خوبی بدرقه شود. ص۴۰

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...