نمکتاب

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir
یاران صمیمی: yaran_samimii@




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۹، ۱۰:۴۷ - یاسمن گلی:)
    عالی:))

۱۱ مطلب در اسفند ۱۳۹۹ ثبت شده است

جمعه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ۰۸:۰۶ ب.ظ

شهنواز

 

کتاب شهنواز : ماجرای درگیری بین یک دوراهی عجیب… کدام ماندگار است؟؟؟

کتاب شهنواز

نویسنده: رضا رسولی
انتشارات کتابستان معرفت

بریده کتاب:

یادم هست پارسال یکی از اساتیدمان، استاد جامعه ‌شناسی درمان، گزارشی از انعکاس بلوچ و بلوچستان تو رسانه ‌های کشور داد که اشکمان درآمد؛ یعنی هم من، هم همۀ بچه ‌های بومی کلاس گریه‌ مان گرفت؛ گریه ی واقعی.
توی گزارش آمده بود تصویری که مردم از بلوچ ‌ها و بلوچستان دارند این است که اکثرا یا دزدند یا قاچاقچی یا قاتل و جانی. درست است که ما استان مرزی هستیم و هزارجور مشکل داریم، اما بلوچستان کم از فرهنگ و هنر ندارد. من توی کتاب‌ های تاریخی خواندم که بلوچ ‌ها اصیل ‌ترین قوم آریایی هستند. کلی هنر و سابقه هنری دارند…

بریده کتاب(۲):

حالت عجیبی بود. انگار صدای قلب خودش را می ‌شنید. حس می ‌کرد از تونل زمان درحال ورود به یک مکان و زمان ناشناخته است. هر قدمی که برمی ‌داشت، اضطراب و دلواپسی ‌اش بیشتر می‌ شد. تنها شانس شهنواز این بود که میان این عرق ریختن، میان این همه بهت و حیرت، شیخ به او نگاه نمی ‌کرد. پایش بی ‌حس شده بود.
شیخ متوجه نمی ‌شد که شهنواز چه می ‌بیند و چه حالی دارد. فقط دعا می کرد که اتفاق بدی نیفتد.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ اسفند ۹۹ ، ۲۰:۰۶
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

مهمان شام

کتاب مهمان شام: خاطراتی کوتاه از جوانی دهه شصتی، یک شهید زنده

کتاب مهمان شام

نویسنده و انتشارات: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

خلاصه:

خاطراتی کوتاه از جوانی دهه شصتی که اخلاص در تمام رفتارهای او و کلام او جلوه داشت؛ کارفرهنگی و انس با شهدا از خصوصیات با ارزش بود و شهید زنده لقبی بود که دوستانش از عمق جان برای او استفاده می ‌کردند و در اوج جوانی نیز به این مقام رسید.

بریده کتاب:

یه بار خسته بودم. هیچ روحیه‌ ای برام نمونده بود، تنها کسی که به ذهنم رسید کمکم کنه سید بود. براش پیام فرستادم: سید خسته و بیچاره شدم چیکار کنم؟؟
سید بلافاصله جواب داد: کسی که از خدا دوره بیچاره است، نکنه خدای نکرده از خدا دور شدی؟
جوابش همچون پتکی بر سرم فرود آمد. خیلی با من صحبت کرد و گفت: هر وقت نا امید شدی برو در خونه خدا، درمان همه دردها همون جاست. آرامش از صحبت‌ هاش می‌ بارید….

بریده کتاب(۲):

سید یک روز یک حرف عجیبی به من زد که هنوز هم باورش برای من مشکله؛ به من گفت: ۱۵ ساله که نماز صبح من قضا نشده!
من توی ذهنم حساب کردم دیدم سید زمان شهادت ۲۹ ساله بود! یعنی دقیقاً هیچ نماز صبح قضایی نداشت!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
سه شنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

علی بی خیال

کتاب علی بی خیال: از آن دسته انسان های خواندنی و البته آموختنی

 

کتاب علی بی خیال (خاطرات شهید علی حیدری)
نویسنده و انتشارات: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

بریده کتاب:

سوال کردم چرا آمدی و می ‌خواهی تخریب را یاد بگیری؟ گفت تخریب بی‌ ریاست و آخر اخلاص است. ساز و آهنگ صدایش می ‌آید. ولی نوازنده مشخص نیست. بویش می ‌آید ولی عطارش معلوم نیست. شب عملیات محور را باز می ‌کند، مانع شهید شدن و تلفات می ‌شود، ولی اصلاً حرفی و یادی از او نیست.
فقط اثر کارش دیده می ‌شود. اگر تخریبچی ‌ها نبودند بچه‌ ها قتل عام می‌ شدند.

بریده کتاب(۲):

آن موقع داشتن یک ضبط کوچک بین بچه حزب اللهی ‌ها خیلی خواهان داشت. داخل آن نوارهای عزاداری و مناجات می ‌گذاشتند و گوش می ‌دادند.
در سقز این ضبط‌ ها خیلی ارزان بود. رفته بودیم با علی حیدری که یکی از این ضبط‌ ها را بخریم. من از این ضبط ‌های کوچک خوشم می‌ آمد و می‌ خواستم قیمت بگیرم و بخرم. علی آرام آمد زیر گوشم گفت: عباس نخر، حرام است. این‌ ها قاچاق است. از طریق غیرقانونی وارد کشور می‌ شود.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۹ اسفند ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
يكشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

شاهین بر آفتاب

شاهین بر آفتاب: سرگذشتی خواندنی از یک آموزگار… پایانش فوق العاده است.

 

شاهین بر آفتاب (سرگذشت شهید غلام علی پیچک)
انتشارات مرکز مطالعات پژوهشی ۲۷ بعثت (نشر ۲۷)

بریده کتاب:

یکبار علی آمد منزل ما برای خداحافظی، من که خیلی نگران او بودم، گفتم: داداش؛ واقعاً تو با این جوانی، با این شادابی، فکر نمی ‌کنی توی این راهی که رفتی، کشته یا معلول می ‌شوی؟
خیلی آرام جوابم را داد و گفت: آبجی؛ من توی این راهی که انتخاب کردم، خیلی سختی کشیدم، خیلی محدودیت هارا لمس کردم و همه هدفم این است که زحماتم از بین نرود و از خدا می‌ خواهم که حتما این کارها را از من قبول کند و اجر مرا بدهد، اجر من تنها با شهادت ادا می‌ شود و اگر در این راه شهید نشوم همه زحماتم هدر رفته است.

بریده کتاب(۲):

در منزل ما، غلام‌علی اتاق کوچکی داشت که مخصوص خویش بود.
زمستان سال ۱۳۵۹، هوا به شدت سرد شده بود و ما برای اینکه کمی اتاق او را گرم کنیم، یک چراغ والور در آن‌جا روشن کردیم. وقتی آمد و آن را دید، گفت: آبجی؛ برای چه توی اتاق من چراغ روشن کرده ‌ای؟ گفتم: خب؛ هوا سرد است. سرما می‌ خوری؟
گفت: نه؛ این را ببر و از این به بعد هم هیچ وقت بدون اجازه‌، توی اتاق من چراغ والور روشن نکن. بگذار وقتی از جبهه به خانه می ‌آیم، فکر مردم جنگ ‌زده و آواره ‌ای باشم که الآن دارند توی سرما زندگی می ‌کنند و هیچ سرپناهی هم ندارند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
شنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۹، ۰۹:۰۲ ب.ظ

سیاه صورت

کتاب سیاه صورت: داستان نفوذ داستانیست عجیب، مخصوصاً اگر پای زن در میان باشد!

 

کتاب سیاه صورت
نویسنده: نرجس شکوریان فرد
انتشارات عهد مانا

بریده کتاب سیاه صورت :پری سیما نیروی پشتیبانی داخلیه، یعنی روی هنرمندای داخلی داره حساب باز می کنه؛

و الا هنرمندایی که دو تابعیتی شدن یا ساکن، یه پرونده جدایی دارن توی کشورهای اروپایی و آمریکایی؛
روی بعضی از اونا سرمایه گذاری شده و نتیجه هم دادن!
چرا باید هنرمند ایرانی، طبق اندیشه و سبک فکری کشورهایی زندگی و کار کند، که همه آن کشورها، در تحریم ایران شریکند، در تحقیر مردم ایران هم پیمانند، در دشمنی با مردم ایران هم دستند، از بمب های شیمیایی تا فروش خون آلوده به ایدز، تا… دلش هم غصه دار بود که چه طور این به اصطلاح هنرمندها می توانند این خیانت ها را در حق مردمشان بکنند!

– گروه موسیقی زیرزمینی هم این جا، هم اون جا پرونده باز دارن؛ یعنی دیگه کل موسیقی و محتوا با اون ور هماهنگه، کلا بدون اجازه اون ور هیچ اجرایی این ور ندارن!
این هنرمندا بعداً می شن سلبریتی، سلبریتی طرفدار زیاد داره و پایه کارش روی جهالت مردم عامه!
اینا دو تا کار می کنن، یکی آن قدر فضا را پر از اندیشه های خودشون می کنن که مردم اصل مطلب رو متوجه نمی شن…
ص۱۱۲

 
بریده کتاب(۲):

زندگی در بعضی محله های تهران اصلاً مثل همه کشور نیست، نه ماشین هایش، نه رستوران هایش، نه پوشش زن و مردش… میان غوغای گرانی و حیرانی، مردم این محله تهران در پول غلت می زنند و برای خرج کردنش در مانده اند.
زندگی شان شیک است و چهره هایشان خالی!
خالی از هر چیزی که لذت داشته باشند؛ لذت هست، اما نیست!
می خواهندش و ادای داشتنش را هم در می آورند، اما اداست!
ص۹۹

 

بریده کتاب(۳):

حمید حال حرف زدن نداشت.
از صدای موسیقی که در گوشش می پیچید، از صدای قهقه هایی که نه از لذت بود، که از مستی زودگذر بود، از صدای هیچ چیز لذت نمی برد.
موبایلش را در خاموشی دل های مرده بیرون کشید و در صوت هایش گشت تا برای خودش و حافظ راهی باز کند؛ صدای آرام قرآن که بلند شد هر دو مات در خانه ای بودند که بازیگردانان صحنه های فیلم ها و صوت ها نه، گردانندگان لحظات عمر یک ملت اصیل در آن تشنه قدرت بودند و در خیال لذت های شهوانی خودشان اصالت این ملت را با بی غیرتی خودشان به دشمنی می فروختند که اولین بار خون آلوده به ایدز را وارد ایران کرد و حالا دریایی از ایرانی ها این خون فرانسوی را با زجر تحمل می کنند؛

کشوری که هشت میلیون ایرانی را کشت و بچه های این نسل خوشحالند که پرچم انگلیس را روی پیراهنشان داشته باشند؛ آلمانی که با بمب شیمیایی خفه کرد راه نفس هزاران جوان را و جان کندند تا شهید شدند و حالا هم مثل کفتار در تحریم ها همراه آمریکاست. سلبریتی ها و سیاسیون ما در خون تک تک ایرانی ها شریکند و حکم قاتل را دارند، اگر با حرف دشمن به ایران خیانت کنند!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ اسفند ۹۹ ، ۲۱:۰۲
نمکتاب ...
سه شنبه, ۱۲ اسفند ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

کتاب باید هلو باشد

کتاب باید هلو باشد: توصیه هایی پیرامون کتابخوانی و کتابنخوانی!

 

کتاب باید هلو باشد
نویسنده: محسن حدادی
انتشارات کتاب نشر

بریده کتاب:

بچه هایمان را هم از اول کودکی عادت بدهیم که کتاب بخوانند؛ مثلاً وقتی می خواهند بخوابند، کتاب بخوانند و بخوابند. وقتی که در طول روز فراغتی هست، یا مثلاً روز جمعه ای که بازی می کنند، بخشی از آن را حتماً برای کتاب قرار بدهند. در تابستان ها که بچه ها و جوانان تعطیل هستند، حتماً کتاب بخوانند؛ کتاب‌ هایی را معین کنند و بخوانند.

بریده کتاب(۲):

یکی از کارهایی که از قرائن فهمیده می شود که در بین اروپایی ها معمول است و متـأسفانه اینجا هیچ معمولی نیست، این است که مثلاً مادران یا بزرگتران برای بچه هایشان در فرصت هایی کتاب می خوانند؛ یا دو نفر، سه نفر آدم می نشینند، یک نفر برایشان کتاب می خواند؛ که اینجا این کارها هیچ معمول نیست.
رسم کتابخوانی را در بین مردم باب کنیم.

بریده کتاب(۳):

کتاب خریدن، باید یکی از مخارج اصلی خانواده محسوب بشود. مردم باید بیش از خریدن بعضی وسایل تزئیناتی و تجملاتی_ مثل لوسترها و میز های گوناگون و مبل های مختلف و پرده ها و این قبیل چیزها_ به کتاب اهمیت بدهند و اول کتاب را بخرند. مثل نان و خوراکی و وسایل معیشتی لازمی که در خانه هست، کتاب هم باید از این قبیل باشد. خلاصه باید با کتاب انس پیدا کنند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ اسفند ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
يكشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

توجیه المسائل کربلا

 

توجیه المسائل کربلا : توجیه ها وبهانه هایی برای با حسین (ع) نبودن

 

توجیه المسائل کربلا
نویسنده: سید اصغر علوی
انتشارات: بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)

بریده کتاب:

در دنیا هیچ چیز پیش نمی ‌آید که امتحان نباشد.
لقمه ای که جلوی آدم می‌ گذارند، امتحان است که بخورد یا نخورد، برای خدا بخورد یا برای نفس بخورد.
دو تا استکان که جلوی آدم‌ می ‌گذارند، امتحان است که سر پر را جلوی خودت بکشی یا سرخالی را.
دنیا از کوچکش تا بزرگش امتحان است.
سحر که بیدارت می ‌کنند، امتحان است که بلند می ‌شوی یا نه، حاضری این قدر از خوابت برای خدا بگذری؟!

ولی بعضی از امتحان ها، تکرار شدنی نیستند…

بریده کتاب(۲):

توجیه گناه، یک بیماری و یک بلای عمومی است که به صورت ‌های مختلف جلوه می‌ کند و خواص و عوام را از صراط مستقیم، منحرف می نماید و خطر بزرگ آن این است که راه های اصلاح را به روی گناه کار می بندد و گاه واقعیت‌ ها را در نظر او مسخ و دگرگون می‌ سازد.
گناهکار معترف، غالباً در فکر توبه است ولی توجیه گر در فکر سرپوش نهادن بر گناه است که نه تنها در صراط توبه نیست، بلکه او را در گناه راسخ تر و جری تر می ‌نماید.

بریده کتاب(۳):

کربلا برای همه آنانی که «نتوانستن» یا «نمی‌ شود» را فریاد می‌ زنند اتمام حجت است…
تقریبا هرکس در کربلا می تواند الگوی خود را بیابد،
تمام سنین در کربلا هستند، نوجوانان، جوانان، میان سالان.
همه رنگ ها در کربلا یافت می شوند، سیاه مانند جون غلام ابوذر و سفید مانند اسلم ترکی.
همه گروه های اجتماعی هم در کربلا نماینده دارند؛ معلمان، بازاریان، تازه ایمان آورندگان، غلامان…
کربلا، هرکس را که بخواهد با تکیه بر بهانه ها صحنه حق را رها کند، خلع سلاح می‌ کند!
حتی کودک با گریه خویشتن می‌ تواند نقش آفرین باشد…!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۸ اسفند ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

یتیمان کوفه بر شانه آفتاب

یتیمان کوفه بر شانه آفتاب: قصه هایی کوتاه و دانستنی از تاریخ اسلام

 

یتیمان کوفه بر شانه آفتاب
نویسنده: محمدصادق موسوی گرمارودی
انتشارات قدیانی

بریده کتاب:

اباذر آمد. خسته، بی رمق، تشنه، غبارآلود. با ته مانده ی قدرتش خودش را ایستاده نگه داشت و سلام کرد و به چهره ی مقدس نبوی نگریست. رسول خدا مهربان، نگاهش کرد و فرمود: «دیر کردی؟»
– بلی، عقب ماندم.
– آن ظرف چیست که با خود داری؟
– آب است بزرگوار من! در گودالی آن را صاف و پاکیزه یافتم، برایتان آوردم.
رسول کریم صلی الله علیه و آله نگاهی به لب های خشک و صورت آفتاب زده و تن بی رمق اباذر افکند و فرمود: «خودت نوشیده ای؟»
– نه یا رسول الله!
– چطور صحرا را تشنه آمده ای با آنکه آب گوارا داشتی؟
– نخواستم آب شیرین را زودتر از شما بنوشم.

بریده کتاب(۲):

مرد با اندوهی در چشم و خشمی پنهان در صدا گفت: «سردار بزرگ اسلام، مالک اشتر نخعی را می شناسی؟»
جوان، مبهوت و وحشت زده گفت: «کیست که نام آن بزرگ را نشنیده باشد؟!»
مغازه دار گفت: «از نزدیک او را می شناسی؟»
جوان گفت: «از نزدیک که نه، ولی نامش را و شجاعتش را و بزرگواریش را شنیده ام.»
مرد گفت: «آن کهنه پوش متواضع که صورتش را به ضرب بلال نیم خورده آزردی، مالک اشتر نخعی بود.»

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

فرزندان ایرانیم

کتاب فرزندان ایرانیم: جنگ را طنز کرده است که هم خواندنی تر شود هم مفرح…

 

کتاب فرزندان ایرانیم
نویسنده: داوود امیریان
انتشارات سوره مهر

بریده کتاب:

اتوبوس ها از جا کنده شدند و ما از پادگان بیرون رفتیم.
رحیم اتوبوس را رو سرش گذاشته بود. هرچه شعر آبکی بود، می خواند و ما را مجبور می ‌کرد جواب بدهیم. اول از شعرها و سروده های حماسی شروع کرد. وقتی کفگیرش ته دیگ خورد، شروع به خواندن شعرهای کودکانه کرد. ما هم سینه می ‌زدیم و جواب می ‌دادیم.

  • یه توپ دارم قلقلیه. سرخ و سفید و آبیه…
    بعد آخر سر به پیسی خورد و شروع به خواندن شعرهای من درآوردی کرد.
  • از اون دورا میاد یه دسته حوری
    همه چادر به سر گوگوری مگوری!
    فرمانده که کنار راننده نشسته بود و تا آن لحظه لب می گزید و سرخ و سفید می شد، بلند شد…

بریده کتاب(۲):

هر کس روحش صیقل بخوره، پخته بشه و در این تنور دنیا نسوزه و برشته بشه، برده. اما اگر خام و نپخته سفر کنیم باختیم.

بریده کتاب(۳):

رحیم و مجید شرفی آسایشگاه بودند. رحیم چیزی را به مجید نشان می داد و می خندید. من که رسیدم رحیم آن چیز را توی جیبش چپاند. گفت: چی پیدا کردی ناقلا؟
رحیم گفت: قول میدی آدم فروشی نکنی؟
گفتم: بابا ای واللّه، حالا ما آدم فروش شدیم؟
رحیم خندید و گفت: باید قسم سرخ‌ پوستی بخوری که حرفی به کسی نزنی.
خندیدم و با مشت بر سینه کوبیدم. رحیم گفت: این یه نصفه گاز اشک آوره. خاموشش کردم و برداشتمش. دست سازه.
بسته نیم سوخته را گرفتم و بو کردم. دماغم سوخت. رحیم بسته را گرفت. گفتم: حالا می خوای چه کارش کنی؟…

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

آداب و آفات تربیت کودک و نوجوان

کتاب آداب و آفات تربیت کودک و نوجوان : پاسخی جامع به نیاز تربیتی مخاطبان

کتاب آداب و آفات تربیت کودک و نوجوان
نویسنده: حجت الاسلام هادی قطبی
انتشارات بهار دلها

معرفی:

دغدغه پرورش و تربیت دینی کودکان و کنترل رفتارهای جنسی آن ها همواره مورد توجه والدین است.
این کتاب اثری است با پشتوانه دینی و علمی و کاربردی که به نیاز مخاطبان پاسخ می دهد.
این مجموعه محصول ٣ جلسه آموزشی خانواده با بیان استاد سید داوود سید میرزایی، روان شناس بالینی است، که راهکارهای عملی تربیت دینی و جسمی کودکان و نوجوانان را شرح داده است.

بریده کتاب:

بدانیم اگر خود را تغییر ندهیم، نمی ‌توانیم تغییری در دیگران ایجاد کنیم. وقتی خود را نشناسیم و تربیت نکنیم، قادر نخواهیم بود که دیگران را تحت تاثیر قرار دهیم. قرآن شریف چنین افرادی را مذمت کرده و می فرماید: آیا دیگران را به نیکویی دعوت می‌ کنید، ولی خود را فراموش می ‌کنید؟

بریده کتاب(۲):

دشمن نمی ‌خواهد فکر جوان ما فعال باشد. او بعد از دیدن صحنه ‌های ضد اخلاقی، تا چند ساعت قدرت تفکر و نشاط برای انجام‌ کارهای مفید و عبادی نخواهد داشت؛ حال او با چنین فکر بیماری که دائماً در اختیار چنین برنامه‌ هایی است، چگونه می ‌تواند به دنبال کسب علم و فضایل اخلاقی باشد. بنابراین قبل از هر چیز، باید از انتشار ویروس گناه در فکر جوان جلوگیری کنیم.

بریده کتاب(۳):

والدین می‌ توانند برای نشان دادن تاثیر دوست ناباب در فرزندان از اینگونه تمثیل‌ ها بهره ببرند؛ به عنوان نمونه: مادری برای نشان دادن تاثیر دوست بد، سیب خرابی را در میان سیب‌ های سالم قرار داد و بعد از چند روز از فرزند خود خواست تا مقداری سیب بیاورد. فرزند رفت و دست خالی برگشت و گفت: چرا همه‌ ی سیب‌ ها فاسد شده‌است؟ مادر گفت: اگر سیب ‌ها خراب شده‌ اند، حتماً به علت وجود آن سیب خراب بوده ‌است. پسرم! همان طور که یک سیب خراب، سیب‌ های دیگر را فاسد می ‌کند، دوست و همنشین بد نیز انسان را گمراه می ‌نماید.

بریده کتاب(۴):

تشویق معجزه می کند. اگر کودک در مسائل عبادی، تلاشی کرده است، باید تشویق شود. البته باید توجه داشت که تشویق به امور مادی محدود نشود تا کودک برای مادیات، عبادت نکند؛ بلکه تحسین باید به صورت مسائل معنوی مانند بوسیدن، تفریح بردن، برخورد محبت آمیز و… نیز انجام شود.
همچنین تشویق، چند وقت یکبار صورت گیرد، نه پیوسته و بعد از هر عمل عبادی؛ چراکه نوجوان را اهل معامله می کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...