نمکتاب

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir
یاران صمیمی: yaran_samimii@




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۹، ۱۰:۴۷ - یاسمن گلی:)
    عالی:))
يكشنبه, ۲۱ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

رسم جهاد

 

کتاب رسم جهاد: تجربه های کار جمعی در جهاد سازندگی به روایت حسینعلی عظیمی

 

کتاب رسم جهاد
نویسنده: علی مشایخی و محمدرضا حسینی و محسن جعفری
نشر: راه یار

بریده کتاب:

جهت‌ ها یکی بود ولی هرکس هدفی متفاوت را دنبال می کرد. جهت اصلی همان فرمان امام بود که ما وابستگی ها و محرومیت ها را از بین ببریم.
ص۲۴

بریده کتاب رسم جهاد (۲):

حرف جهادی ها با یک روستایی این بود: 《تو انسان و خلیفه خدا هستی. چرا فقط یک روستا را آباد کنی؟ بیا انقلاب اسلامی را پیش ببر، کشور را نجات بده، مستضعفان را نجات بده.》
ص۲۷

بریده کتاب(۳):

درجهاد، متناسب با نیاز کار تعریف می شد نه کار تعریف شود بعد نیاز!
هیچ چیز اضافه ای در سازمان جهاد وجود نداشت.
ص۲۶

بریده کتاب(۴):

اولین شرط برای انتصاب مسئولیت جهاد استان، تقوا بود. بعد به سراغ تخصص فرد می‌ رفتند که بتواند تشکیلات را اداره کند، و در نهایت این که واقعا مدیر و تصمیم گیر باشد.
ص۵۰

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
شنبه, ۲۰ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

دعوا سر اولویت است

کتاب دعوا سر اولویت است: چرا جبهه امام گاهی نیرو ندارد؟ دعوا سر اولویت است

کتاب دعوا سر اولویت است
نویسنده: سید علی اصغر علوی
انتشارات سدید

بریده کتاب:

خلوت،چه در دل کوه باشد چه در دل شب، مهم، خلوت در ژرفایی است که در خود باید بیابی و بکاوی، و کسی بدون این خلوت انس، لحظات بزرگ را درک نخواهد کرد…روز عاشورا هم رهاورد شب بزرگ عاشورا و خلوت های ژرف آن است. خلوت هایی که در دل خود، استعداد تربیت امثال حر را دارد.
ص۱۷

بریده کتاب(۲):

وقتی چیزی برای کسی اولویت شد، برایش همه کار می کنند و اصلا بهترین معیار برای تشخیص اولویت داشتن همین است:
برای آن حاضری چقدر خرج کنی؟ چه چیزی را؟ و اینجا فضیلت اشخاص مشخص می‌شود…
ص۲۱

بریده کتاب(۳):

باید امام حی را دنبال کرد. حج واجب، حرام می شود بر پیرو حسین، وقتی خود حسین در حج نباشد. چه حادثه شگفتی که واجب هم به پای او کنار می رود.
حتی حج واجب… چرا که حسین «اوجب» است و جایی که اوجب هست، ترجیح بر «واجب» پیدا کردن امری بدیهی است.
ص۲۹

بریده کتاب(۴):

خون ها باید به این نیت به حریم قلب وارد شوند که دوباره برای حسین پاک شوند، آماده آماده و اصلا قلب را برای همین ساخته اند.
ص۵۱

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۱۹ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

بازی کودک در اسلام

کتاب بازی کودک در اسلام
نویسنده: محمدصادق شجاعی
انتشارات بوستان کتاب قم

بریده کتاب:

اگر کودکی، مطیع و آرام و به اصطلاح خوش اخلاق باشد، هنگام بزرگسالی، وابسته، کودن، و کم هوش و ناشکیبا خواهد بود. چنان چه بازی، شیطنت، شکستن و به هم ریختن، حق طبیعی کودک و نشانه هوش و زیرکی او در بزرگ‌ سالی است. والدین باید به آثار تربیتی بازی توجه کنند و با الهام از سیره عملی معصومین (ع) که به فرزندان خود اجازه بازی و تفریح می دادند، به کودکان خود اجازه دهند تا به تفریح و سرگرمی مشغول باشند. بازی کودک در اسلام ص۳۸

بریده کتاب(۲):

بازی، یکی از عوامل مهمی است که بر روحیه و شخصیت کودک اثر می گذارد و بخش جدایی ناپذیر زندگی اوست. روان شناسان و جامعه شناسان بر این باورند که بازی در سال های اولیه بسیار حیاتی است و به جز پدید آوردن شادی، برای رشد جسمی و روان شناختی کودک اهمیت ویژه‌ ای دارد.
بازی کودک در اسلام ص۱۵

بریده کتاب(۳):

روان شناسان براین باورند که اسباب بازی ساختِ خود کودک، برای اجرا کردن ایده هایش بهترین اسباب بازی است.
به همین دلیل است که سفارش می کنند مصالح اولیه ساخت اسباب بازی به مقدار لازم برای کودک فراهم شود تا او بتواند اسباب بازی مورد علاقه خویش را بسازد، زیرا روند ساخت اسباب بازی، خود یکی از مراحل بازی به شمار می آید که در آن خلّاقیت و ابتکار کودک به طور کامل تری ظاهر می شود. بازی کودک در اسلام ص۵۹

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

آقای تابستان

کتاب آقای تابستان
نویسنده: منیره هاشمی
انتشارات: کانون پرورش فکری کودک ونوجوان

معرفی:

شعر های موزون می‌ تواند در گفتار و آموزش کودک بسیار مفید و شیرین و موثر باشد.
امروزه یکی از درمان‌ های گفتار درمانی برای کودکان این است که مادران برای فرزندشان شعر بخوانند‌.
شعر های این کتاب زیبا و دلنشین و حقیقتا گوش نواز و وزین است.

بریده کتاب:

ای کوه پیر سنگی
کی آمدی به دنیا
آیا به یاد داری
روز تولدت را ؟

تو یادگار خوبی
از سال های دوری
پیری،ولی همیشه
زیبا و پر غروری

من می نشینم آرام
بر دامن قشنگت
صد حرف تازه دارد
هر دانه دانه سنگت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

شنود

کتاب شنود
جمعی از نویسندگان
انتشارات شهید ابراهیم هادی

بریده کتاب:

در اورژانس یادم است که یک دکتر بالای سرم آمد و مرا تکان داد و گفت: الان دقیقا چه مشکلی داری؟
نمی دانم چه کسی به زبانم انداخت که گفتم: فکر کنم مننژیت دارم.
دکتر سکوت کرد. شرایط مرا که بررسی کرد متوجه شد درست گفته ام!

بریده کتاب(۲):

من دیدم که آرایش و بدحجابی، جدای از معصیت خداوند به نوعی حق الناس است.
مشاهده کردم در صحرای قیامت، این خانم جوان، هزار سال به دنبال صدها نفر می گشت تا از آن‌ ها حلالیت بطلبد!
چون او یکی از کسانی بود که باعث نابودی زندگی صدها مرد و خانواده اش شده بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۱۷ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

حفره

کتاب خارجی حفره
نویسنده: جک گانتوس
مترجم: نیما م. اشرفی

بریده کتاب:

ص۸
سال ۱۹۷۱ ، بیست سالم بود که در شهر آشلند ایالت کنتاکی زندانی شدم، توی زندان یک عده بودند که فقط می خواستند به بقیه آزار برسانند.
اسمشان را گذاشته بودم «اسکلت»، تشنه خشونت بودند.
ترس اینکه خشونت وحشیانه سر من هم بیاید، روز و شب برایم نگذاشته بود… طرف را یک گوشه گیر می آوردند و با مشت یا یک چیز فلزی یا چوب بیسبال یا سنگ به صورتش می کوبیدند.
تا به حال این حد از خشونت را به چشم ندیده بودم.

بریده کتاب(۲):

۲-ص۱۳
در زندان بود که تصمیم گرفتم دست به قلم ببرم، شروع کردم به داستان نویسی.
نگهبان زندان بدگمان بود و نمی گذاشت کسی خاطره نویسی کند، احتمالا نمی خواست آن درجه از خشونت و رابطه جنسی که هم بین زندانی ها و هم بین نگهبان ها بود جایی ثبت شود.
اما‌ من هرجوری بود ‌شروع کردم به نوشتن، دفتر خاطرات مخفی من در واقع نسخه قدیمی یک کتاب بود که لابلای خطوط به هم چسبیده کتاب، داستان هایم را با حروف ریز می نوشتم.

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

دختر مو شرابی

کتاب دختر مو شرابی
نویسنده: محمد حسین زاده
انتشارات کتابستان معرفت

بریده کتاب:

ترکیب حوض و درختان سر به فلک کشیده و کاشی های رنگی ساختمان ها با آن پنجره های چوبی بزرگ در کنار صدای چند پرنده خوش صدا که نغمه خوانی شان در هم تنیده شده، هر قدر آرامش بخش است، صدای این مرد آرامش بر هم زن است!
ص۹

بریده کتاب(۲):

ما در تهران با مشاوران و وزیران و درباریان شور کردیم و تصمیم بر آن شد برای دفع فتنه روس، یا با فرانسوی جماعت یا با انگلیسی جماعت هم دست و هم داستان شویم!
ص۲۰

 

بریده کتاب(۳):

خبرنگاری حادثه حال که هنر نیست برادر! اگر توانستی وارد قصه گذشته ها بشوی و برای آینده ها خبر بیاوری، هنر کردی!
اگر نمی خواهی تاریخ را بسازی، حداقل درست روایت کن تاریخ تاریخ سازها را!
ص۲۲۳

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۱۰ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

قدرت معنوی

کتاب قدرت معنوی
نویسنده: دکتر روبین وودزورث کارلسن( اندیشمند، شاعر و خبرنگار کانادایی، نویسنده ۱۵ کتاب و تعداد زیادی مقالات معتبر )
مترجم: معصومه یوسفی

بریده کتاب:

۱-ص ۷
در بهمن ماه سال ۱۳۶۰ «روبین وودزورث کارلسن» اندیشمند، شاعر و خبرنگار کانادیی به ایران سفر کرد.
وی در این سفر به ملاقات امام خمینی در جماران رفت و لحظاتی نیز با رهبر انقلاب اسلامی خصوصی دیدار کرد.
در این دیدار کارلسن تحت تاثیر جاذبه معنوی امام قرار گرفت و مجذوب شخصیت ایشان شد.
وی سپس خاطرات خود از این سفر را به نگارش درآورد و از آن به عنوان زیباترین تجربه خود یاد کرد.

بریده کتاب(۲):

۲-ص۲۱
همینکه نگاهم به جایگاهی افتاد که خمینی صدها سخنرانی خود را در آن ایراد کرده بود، چشمانم آرامشی عینی، خلوص و طراوت حقیقی را مشاهده نمود که در آن فضا معلق بود، یا به بیان دقیق تر طیفی از انرژی ناب و شفاف که به نظر می رسید با آن چه در هتل محل اقامتمان و با هر فضای دیگری که در سفرهای قبل خود به ایران تجربه کرده بودم، متفاوت بود.
حتی مساجد نیز چنین خاصیت و چنین انرژی یک پارچه ای را در خود انعکاس نمی دادند.

بریده کتاب(۳):

۳- ص۲۵
همین که خمینی در آستانه در ظاهر شد، همه جمعیت به یکباره از جا برخاستند و فریاد زدند: «خمینی!»، «خمینی!»، «خمینی!»
پر هیجان ترین اظهار شعف و ادای احترام قلبی به یک انسان بود که تا کنون شاهد آن بودم.
همین که از در وارد شد، احساس کردم گردبادی از انرژی وزیدن گرفت، و او با آن ردای قهوه ای، عمامه سیاه و محاسن سفید، گویی همه ذرات ساختمان را به حرکت درآورد و‌ چنان توجهت را به خود جلب می کرد که هر چیز دیگری غیر از او، از جلوی دیدگانت محو می گردید.
او طیف سیالی از نور بود که در ضمیر آگاه تک تک حاضران حسینیه رخنه می کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...

کتاب گزارش لحظه به لحظه از ولادت علی علیه السلام در کعبه
نویسنده: محمدباقر انصاری
انتشارات دلیل ما

بریده کتاب:

دیوار سنگ و گلی خانه ی خدا از همان سمت که فاطمه در برابرش ایستاده بود شکاف برداشت و دو سوی آن فاصله گرفت، فاطمه وارد شد، همان طور که به او دستور داده شد.

بریده کتاب(۲):

با تولد حضرت بت هایی که بر بام کعبه نصب شده بودند در برابر چشم دیگران به صورت بر زمین افتادند…
و شیطان ناله و بانگ برآورد:
وای بر بت ها و عبادت کنندگانشان
از ولادت این فرزند!!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
دوشنبه, ۸ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

پلاک61

کتاب پلاک ۶۱
نویسنده: هادی خورشاهیان
انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

بریده کتاب:

چند سال است عکس مرتضی را قاب گرفته ام، گذاشته ام روی طاقچه‌. روزی پنجاه بار نگاهش می کنم و می پرسم خیلی برایت سخت است دست کم یک دفعه به خوابم بیایی، ببینم توی این چند سالی که ندیده امت چه شکلی شده‌ ای؟ روزی پنجاه بار مرتضی همین طور زل می زند به چشم های خیسم و انگاری می گوید اگر دست خودم بود که می آمدم زن.
دستمال آبی گلدار خودش را بر می دارم و با نم چشمهایم قاب عکسش را پاک می کنم.

بریده کتاب(۲):

رباب از زیر سقف آمد زیر باران ایستاد. قطره های باران با اشک هایش قاطی شد. نتوانستی گریه نکنی. مثل همیشه آرام و ریز اشک هایت روی گونه هایت سرازیر شدند. گفت: “مرتضی قول بده برگردی. برگردی و دست ما را بگیری و ببری شهر خودمان. من خانه موشک خورده خودمان را بیشتر دوست دارم. دوباره باز با سطل از چاه آب می کشم، رخت و لباس ها را می برم لب شط می شویم، زیر نور گردسوز بافتنی می بافم، ولی دوست دارم توی خانه خودم باشم. توی خانه خودم، دلم قرص تر است تا این جا.”
راه آهن جای سوزن انداختن نبود. انگاری همه تهران آمده بودند بدرقه تو. تو در یک قطار آدم تکثیر شده بودی که می‌خواستند خاک شان را پس بگیرند. یک وجب خاک از همه تاریخ بیشتر برایت ارزش داشت. در همه ایستگاه تکثیر شده بودی؛ در همه شهر.

بریده کتاب(۳):

امروز صبح آلبوم را ورق می زدم. آن عکس را خیلی دوست دارم که لباس آبی گلدار پوشیده ام و تو مرا روی کولت سوار کرده ای و خودت روی‌ موتور چوپای آبی ات نشسته ای. مادر و رباب روی بهار خواب نشسته اند و می‌ خندند. بچه هایت توی آن عکس نیستند. نرگس که آن وقت ها به دنیا نیامده بود، ولی مصطفی و حمید هم توی عکس نیستند. دلم برای بچگی هایم تنگ شده بود. مادر می گوید من اصلا بزرگ نشده ام. می گوید اصلاً انگار نه انگار شانزده سالت شده است. مرتضی، من در همان هشت سالگی مانده‌ام. بچه مانده ام که وقتی برگشتی، دوباره مرا کولت بگیری و دور حوض بدوی.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
يكشنبه, ۷ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

جاسوسان خط آتش

کتاب جاسوسان خط آتش
نویسنده: ساموئل کاتز
مترجم: محسن اشرافی

بریده کتاب:

در یکی از محله های فلسطین، یک خانواده تحصیل کرده و بزرگ یهودی به نام آرانسون، برای آنکه وضع یهودیان نزد انگلیسی ها بهبود یابد، به ابتکار خود و داوطلبانه برای آنها جاسوسی می کرد.
این محفل جاسوسی را نیلی نام نهاده بودند.

چند هفته ای نگذشته بود که سیل اطلاعات از سوی آرانسون به سوی قرارگاه انگلیسی ها در قاهره به راه افتاد.
انگلیسی ها به محفل جاسوسی نیلی اعتماد نداشتند و به آن ها مشکوک بودند: یک محفل جاسوسی که در مقابل خدمات خود، پول قبول نکند، به هرحال مظنون است!

 

بریده کتاب(۲):

اسرائیلی ها، هرچیزی را که برای تبدیل شدن به یک سرباز آلمانی لازم بود، به شاگردان یهودی آموزش می دادند.
در کلاس های درس، نقش یک سرباز آلمانی از زمانی که آموزش های ابتدایی را فرا می گیرد تا زمانی که به خدمت گماشته می شود، مورد مطالعه قرار می گرفت.

یهودیان را برای کار با همه سلاح های زرادخانه آلمان، آموزش می دادند.
همه مشخصات زندگی روزمره نظامیان آلمانی و برنامه های روز به روز آنها را به این افراد می آموختند.
سپس؛ کارا ترین این یهودیان آموزش دیده را به عنوان اسیر جنگی به اردوگاه های اسرای جنگی آلمانی در انگلستان می فرستادند و در آنجا این افراد با قاطی شدن با اسرای آلمانی، همه اطلاعات آنها را تخلیه می کردند و مقادیر قابل توجهی از انواع اطلاعاتی که از طریق بازجویی و یا عکس برداری هوایی قابل تهیه نبود، به دست می آوردند!

 

بریده کتاب(۳):

نتایج تقریبا مصیبت بارِ عملیاتِ «روتم» در اوایل سال ۱۹۶۱، موجی از شوک به ستاد کل ارتش اسرائیل وارد کرد.
مصری ها صحرای سینا را در اختیار گرفته و یک تشکل نظامی قوی در آن پدید آورده بودند. اسرائیل از این کار آنان دچار غافلگیری مطلق شده بود!
در این شرایط، اسرائیل با وضعیت فوق العاده خطرناکی روبرو بود که علت آن، ناکامی سازمان های اطلاعاتی اش در زمینه کسب اطلاعات و دادن هشدار به موقع، به وزارت دفاع اسرائیل در مورد حمله در شرف انجام بود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
شنبه, ۶ شهریور ۱۴۰۰، ۱۱:۳۲ ب.ظ

افسانه دل

نقد کتاب افسانه دل : داستان ظلم پدری ثروتمند در حق فرزندش ...
 

نقد کتاب افسانه دل: داستان ظلم پدری ثروتمند در حق فرزندش…

نقد کتاب افسانه دل
فریده رهنما

“افسانه دل” داستان دختری است که پدر تاجرش در حق او ظلم می‌ کند و نمی‌ گذارد با خواستگاری که دوستش داشته ازدواج کند. دختر ۱۸ سال از عمر خودش را می سوزاند و تباه می کند و راضی به ازدواج نمی شود.

مادرش از شدت غصه او بیمار می شود، اما او همچنان سماجت دارد در عدم ازدواجش و هدر دادن عمرش. نهایتاً با خواستگارش روبه ‌رو می‌ شود، در حالی که همسر سابقش را طلاق داده است و یک دختر دارد. آن دو بالاخره با هم ازدواج می کنند، اما در ادامه داستان، مشکلات زیادی پیش می‌ آید.

نمی‌ شود گفت که این کتاب درس آموز نیست، اما بهتر است بگوییم کتاب نتایج ساده و واضحی دارد، ساده نوشته شده و پر از نوشته هایی است برای سرگرم شدن طولانی. هر چند که بهتر از تلویزیون دیدن است. اما کلاً از کتابی که پر از مصیبت و بی تدبیری است، خسته می شوم. جای عقل را هیچ وقت نباید خالی گذاشت…!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۰۰ ، ۲۳:۳۲
نمکتاب ...
جمعه, ۵ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

چند ایست تا بیست

کتاب چند ایست تا بیست
نویسنده: مجید همتی
انتشارات: امام خمینی

بریده کتاب:

بازی و شیطنت جزو نیازهای طبیعی کودک است و زمینه رشد او را فراهم می کند. کودک سالم باید شاداب و با تحرک باشد. استعداد ها و توانایی های او در پرتو بازی شکوفا می شود. رسول خدا «صلوت الله علیه» در این باره می فرمایند: «بازیگوشی و شیطنت بچه در دوران کودکی، نشان دهندهٔ فزونی عقل او در بزرگ سالی است.»

برای کودکان، بازی میدان تمرین زندگی است. کودک در بازی درس های فراوانی می آموزد و به واسطه آن، زمینه های اعتماد به نفس در وی رشد کرده، برای زندگی پر مسئولیت آینده آماده می شود. بی توجهی به این نیاز کودک برای وی آثار زیان باری در پی دارد. (چند ایست تا بیست، ص۴۰)

بریده کتاب(۲):

محبت والدین به یکدیگر در واقع آرامش و امید به آینده را به کودک منتقل می کند. کودکی که والدین او همواره بر سر هر موضوع کوچکی نزاع می کنند احساس حقارت و نا امیدی شدیدی می ‌یابد و هیچ گاه احساس امنیت خاطر نخواهد داشت و مستعد ابتلاء به اختلالات روانی است. (چند ایست تا بیست، ص۶۹)

بریده کتاب(۳):

اگر والدین خود مهار گر نباشند، تنبیه یا توصیه های پیاپی به آن، برای ایجاد این مهارت در کودک سودی ندارد؛ زیرا کودک مهمترین آموخته هایش را از راه مشاهده نمونه ها و الگوها فرا می‌ گیرد. امام کاظم  «علیه السلام» در این باره می فرماید: «رفتار کودک بر اثر رفتار درست والدین محفوظ می ماند.» گفتار بدون عمل افزون بر اینکه نتیجه ای در پی ندارد موجب ایجاد تعارض در وجود کودک می شود (که رفتار والدین درست است یا گفتارشان)، و او را سردرگم می کند.

اگر شما والدین محترم در رفتارتان خویشتن دار باشید، کودک شما نیز این گونه رفتار خواهد کرد، بدین ترتیب می توانید امیدوار باشید که کودک تان در آینده به راحتی در دام گناه و رفتارهای نا شایست اخلاقی و اجتماعی گرفتار نخواهد شد؛ وگرنه کودک رفتار نادرست والدین را می آموزد و با درونی سازی در آینده همان گونه رفتار خواهد کرد. (چند ایست تا بیست، ص۵۴)

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۴ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

بهائیت بنیانی سست تر از خانه عنکبوت

کتاب بهائیت بنیانی سست تر از خانه عنکبوت

بریده کتاب:

اصول و ایدئولوژی بهائیه… بر اساس تفکر و اعتقادات و تعالیم باب تنظیم یافت و دین اسلام را منسوخ اعلام کرد…
در فروع تعالیم بهائیه به احکامی بر می خوریم که بعضی از آنها عبارتست از:
۱- ازدواج با محارم غیر از زن پدر، حلال می باشد.
۲- معاملات ربوی آزاد و حلال است.
۳- حجاب زنان ملغی می باشد.
۴- دخالت در سیاست ممنوع می باشد.

بریده کتاب(۲):

– حقیقت ثابت نداریم حتی در دست انبیا و معصومین
– ارزش مطلق نداریم، زیرا ارزش ها زائیده پویایی جوامع بشری بوده اند!
– تمام مذاهب برحق هستند و تمام مذاهب هم دچار نقص و کمبود هستند.
– حق؛ مطلق نیست و‌متکثر است.
– ارزش های دینی دائما در حال تغییرند.
– هرکس باید به دین خود باشد و حتی کافران و مشرکان را نباید نفی و طرد کرد.
این عبارات و  تعابیر بهائیت درمورد همه ی مذاهب تحریف شده و خرافی و ساخته و پرداخته دست بشر است که همه را برحق می داند و خواهان تبلیغ و ترویج آن هاست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۳ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

حق السکوت

 

کتاب حق السکوت: لحظاتی با اشعار دلنواز و پرمعنا… آرامشت می دهد

 

کتاب حق السکوت
نویسنده: محمدمهدی سیار
انتشارات فصل پنجم

بریده کتاب:

خبر رسید که پاییز رو به پایان است
چه دل خوشید؟ که این اول زمستان است

تو ای خزان زده جنگل، مخوان سرود سرور
صبور باش که فصل درخت سوزان است
ص۲۶

بریده کتاب(۲):

دلم امروز گواه است کسی می آید
حتم دارم خبری هست گمانم باید…
فال حافظ هم هربار که می گیرم باز
مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
سه شنبه, ۲ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

وقایع نگاری بن لادن

نقد کتاب وقایع نگاری بن لادن : بیان اتفاقات و جریانات درونی طالبان و بن لادن

نقد کتاب وقایع نگاری بن لادن: بیان اتفاقات و جریانات درونی طالبان و بن لادن

نقد کتاب وقایع نگاری بن لادن
نویسنده: محمد علی علومی
انتشارات: ۱۳۸۷ نشر هزاره ققنوس

داستان از زبان دانای کل است که می خواهد اتفاقات و جریانات درونی طالبان و بن‌ لادن را بیان کند.

متاسفانه گنگی محتوا، شخصیت پردازی های ضعیف، ورود یک باره‌ی چندین شخصیت در داستان، نامفهوم بودن بسیاری از مطالب برای خواننده و روان نبودن قلم نویسنده، باعث می‌ شود که نتوان با رغبت ادامه داد.
برای خواننده ما، خود فضای افغانستان و فضای درونی طالبان گنگ است، حال با این گونه نوشتار سخت‌ تر هم درک می‌ شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۲ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
دوشنبه, ۱ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

نیمه پنهان ماه (۱۷) (شهید تحویلداری)

کتاب نیمه پنهان ماه (۱۷) (شهید تحویلداری)
ناشر: روایت فتح
نویسنده: سیده اعظم حسینی

بریده کتاب:

۱. ص۱۸ و ۱۹
ریورساید پارکی بود نزدیک خانه. فضای سبز و قشنگی داشت. آن روز کتی هم همراهم آمده بود. حرفمان تازه گل انداخته بود که پسری چهارشانه و تقریبا قدبلند آمد جلو و سلام کرد. ایرانی بود، لبخند دلنشینی داشت. دقیقا یادم هست پیراهن آبی و شلوار جین تنش بود. از لباس پوشیدنش معلوم بود که باید دانشجو باشد. بدون مقدمه پرسید: «شما ایرونی هستید؟» از حرف هایمان این را فهمید. کتی جواب داد: «بله ما ایرونی هستیم، هر دو مون درس می خونیم. شما چی؟»

جواب داد «منم درس می خونم» بعد هم با لحنی که هم شرم داشت هم کنجکاوی پرسید: «شما همیشه میاین اینجا؟»
کتی جواب داد: « آره بیشتر روزهای تعطیل» بعد هم لبخند معناداری زد و پرسید: «حتما شما هم زیاد این جا میاین؟»

بریده کتاب(۲):

ص۳۳
بعد از عقد شش ماه طول کشید تا وضعیت آرمان مشخص شود. توی این مدت پیش خانواده ام بودم و همه اش منتظر.
وقتی آرمان مرخصی می آمد، انگار روی ابرها راه می رفتم. یک ساعتش هم برایم ارزش داشت. تهران دیگر تقریبا پارک و رستورانی نمانده بود که ما نرفته باشیم.
رستوران مکزیکی که آرمان غذاهایش را بخاطر تندی زیادش خیلی دوست داشت، رستوران سندباد هتل تخت جمشید که فضای داخلی اش شبیه کشتی بود و گارسون ها لباس نیروی دریایی می پوشیدند…

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
يكشنبه, ۳۱ مرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

بازی را جدی بگیرید

 

کتاب بازی را جدی بگیرید: با بچه ها باید بچه بود… باید بازی را زندگی کرد

کتاب بازی را جدی بگیرید
نویسنده: علی محمد صالحی
انتشارات: امام خمینی

بریده کتاب:

امروزه در روانشناسی کودک می گویند: با بچه ها باید بچه بود. بهترین راه مشارکت در بازی آن است که پدر و مادر با کودکان خود، متناسب با سطح فکری و زبانی شان با عبارت و واژه هایی که معانی آنها را می فهمند، سخن بگویند. به بیان دیگر، طوری با آنان رفتار کنند که گویا خود نیز کودک اند؛ چنان که حضرت رسول اکرم (صل الله علیه و آله) فرموده اند:

«مَنْ کانَ عنده صبی فَلْیتَصابَّ له» ؛ «هر که کودکی دارد، باید با وی رفتاری کودکانه داشته باشد.»
چون با کودک سرو کارت فتاد
پس زبان کودکی باید گشاد (بازی را جدی بگیرید، ص۳۶)

بریده کتاب(۲):

از بازی برای پرورش و رشد مهارت های اجتماعی کودکان به شکل گسترده ای می توان استفاده کرد. در بازی‌های گروهی و مانند آن کودک سازش اجتماعی، همکاری، همدلی و وفاداری، تحمل عقاید مخالف ، گذشت و توانایی تاثیر گذاری و نفوذ در دیگران را می‌آموزد.

کودک در خلال بازی محیط اطراف خود را کشف می کند؛ نخستین گام ها را برای اجتماعی شدن بر می دارد؛ مشارکت با گروه را فرا می گیرد و چگونگی تاثیر گذاری بر دیگران و تاثیر پذیری را می آموزد. کودکان در بازی می آموزند که چگونه می توانند از سوی افراد گروه پذیرفته شوند؛ به میزان توانایی های لازم برای موفقیت در گروه پی ببرند؛ و با چگونگی استفاده از توانایی های دیگران برای رفع نیازهای خود آشنا می شوند. (بازی را جدی بگیرید، ص۱۵)

بریده کتاب(۲):

علاقه کودک به بازی، نشانه سلامت اوست و اگر کودکی بازی نکند، باید به سلامت او مشکوک شویم و در اندیشه درمانش باشیم. انسان به حرکت و جنبش نیاز دارد، و بازی بخش مهمی از این نیاز است.

هر فرد برای رشد ذهنی و اجتماعی خود به اندیشیدن نیاز دارد و بازی، خمیر مایه این اندیشه است. آمادگی جسمی و روحی برای رویارویی با مشکلات، بخشی از فلسفه بازی کودکان است. بنابراین، هرچه گسترده تر، پیچیده تر و اجتماعی تر باشد، کودک مصونیت روانی بیشتری می یابد. کشف دنیای اطراف، بخش دیگری از فلسفه بازی است. کودک حس کنجکاوی خود را از این راه ارضا می کند. (بازی را جدی بگیرید، ص۹)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ مرداد ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
شنبه, ۳۰ مرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

کتاب مادر

 

کتاب خارجی مادر
نویسنده: لیوبا ورونکوا
مترجم: فاطمه زهروی

بریده کتاب:

-ص۸
جبهه‌ی جنگ از دهکده «نیچو» دور بود. مردم دهکده نمی توانستند صدای غرش توپ ها را بشنوند.
نمی توانستند هواپیماهایی را که آتش گرفته بودند در آسمان ببینند و شعله های آتشی را که دشمنان در آن سرزمین برافروخته بودند، تماشا کنند.
ساکنان دیگر شهرها، به سوی «نیچو» می گریختند و به دنبال خود سورتمه های پرباری را می کشیدند.
بچه های کوچک به دامن مادرانشان آویخته بودند و به زحمت در میان برف ها راه می رفتند.
پاهای آنها تا نیمه در برف بود، دماغ های کوچکشان از سرما کبود شده بود و وسیله ای برای گرم کردن خودشان نداشتند…

 

بریده کتاب(۲):

۲-ص۱۶
والنتین دوباره زیر لحاف رفت.
بعد از چند روز برای اولین بار احساس می کرد که گرمش شده است، در چند روز گذشته و در آن هوای سرد و برفی، خیال می کرد که بدنش پر از تکه های کوچک یخ است، یخ هایی که هرگز آب نمی شوند؛ اما حالا احساس می کرد که آن تکه های یخ آب شده اند و او از نو زنده و گرم شده است.
از غذایی که روی آتش بود، بوی مطبوعی بر می خواست.
شعله های آتش روی دیوارها می رقصیدند و شیشه های یخ بسته پنجره ها را روشن می کردند…
مادر به طرف والنتین آمد و با مهربانی از او پرسید: «گرم شدی؟»

 

بریده کتاب(۳):

۳-ص۳۰
دخترهای کوچک با آب و تاب برای والنتین تعریف کردند که چطور در بهار و تابستان، از توی دره، گِل رُس می آورند و چطور با آن ظرف درست می کنند و توی آفتاب می گذارند تا خشک بشود.
یکی از بچه ها گفت: «یکبار یک سماور درست کردیم، ما حتی یک بخاری از خاک رس درست کرده ایم. توی آن هیزم می گذاریم و آن را روشن می کنیم. هیزم ها توی آن می سوزد و دودش از لوله بیرون می رود.
حتی رومن هم یکبار یک قطار درست کرده بود.»

بریده کتاب(۴):

۴-ص۳۷
مادر ظرف های توی بخاری را بیرون آورد و به جای آنها و روی زمین اطراف بخاری، کاه نرم و تازه ریخت. آب داغ را توی تشتی ریخت و فرچه ای از شاخه های درخت سندر درست کرد و آنها را توی حمام گذاشت و گفت: «حمام حاضر است، کی اول می رود؟»
والنتین می ترسید که توی بخاری برود؛ اما وقتی توی آن رفت، از آن حمام خیلی خوشش آمد. حرارت دلچسبی همه بدنش را گرم می کرد.
تائیس فرچه را توی تشت پر از آب و صابون می زد و آهسته به پشت والنتین می مالید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۲۹ مرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

دلتنگ نباش

کتاب دلتنگ نباش
نویسنده: زینب مولایی
انتشارات روایت فتح

بریده کتاب:

ص۲۱ : ساعت حدود دو بعد از نیمه شب بود که به خانه رسید. به شدت عرق کرده بود و نفس نفس می زد. کوله اش را دراورد و گذاشت زمین. دستش را در جیبش برد تا کلیدش را درآورد. جیب سمت راست، جیب سمت چپ. درون کوله را هم گشت اما خبری از کلید نبود. نگاهی به ساعتش انداخت، تا اذان صبح ۳ساعتی مانده بود. دست به کمر زد و باخودش گفت: خب من اگه الان زنگ بزنم بابا از خواب می پره و می ترسه، فکر می کنه چه خبر شده این وقت شب.
خیلی خسته بود اما دلش نیامد پدرش را بیدار کند.

بریده کتاب(۲):

ص۵۰
قرار بود آن روز هردو جوابشان را به خانواده ها اعلام کنند. آخرهای صحبتشان بود. زینب به دستان روح الله خیره شده بود که با پوست میوه ها بازی می کرد، بدون مقدمه گفت:«می شه یه سوالی بپرسم؟»
-بله
– چرا دستاتون اینقدر زخمی شده؟
روح ‌الله نگاهی به دستانش کرد. انگار برای اولین بار بود که زخم های دستش را می دید. کمی مکث کرد «دیگه کار منم اینجوریه دیگه»
زینب سرش را پایین انداخت و با دلسوزی گفت:«بیشتر مراقب خودتون باشبن، دوست ندارم آسیبی بهتون برسه.»
روح الله چندثانیه به او خیره ماند. انتظار شنیدن این حرف را نداشت. دوباره به دستانش نگاه کرد. زخم هایی که به چشم خودش هم نیامده بود، حالا برای کسی مهم شده بود. سرش را بلند کرد. لبخند زد: «چشم از این به بعد بیشتر مراقبم»

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...