نمکتاب

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir
یاران صمیمی: yaran_samimii@




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
طبقه بندی موضوعی
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

۵۶۵ مطلب با موضوع «2. جوان» ثبت شده است

چهارشنبه, ۲۸ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

سلیمانی عزیز

سلیمانی عزیز
نویسندگان:
عالمه طهماسبی، لیلا موسوی، مهدی قربانی
انتشارات: حماسه یاران

بریده کتاب:

از آخر شب که وقت استراحت بود تا اذان صبح چندبار بیدار می شد. دو رکعت نافله شب می خواند و می خوابید. دوباره بلند می شد وضو می گرفت، دو رکعت نماز می خواند و می‌خوابید. یازده رکعت را یک جا نمی خواند. بخش بخش می کرد مثل پیامبر که نیمه‌ های شب چندین بار برای نماز از خواب بر می خاست.
ص۳۱

بریده کتاب(۲):

هیچ‌ کس روی کره زمین پیدا نمی شود که از حاجی دلخوری داشته باشد، هرچه بود همان ساعت های اول از دل طرف در می آورد.
ص۳۸

بریده کتاب(۳):

اگر موسی در کنار نیل وقتی فرعون و سپاهش به او نزدیک می شد … خدا نیل را برای او شکافت، فاطمه در هور، فاطمه در کربلای ۵ ، فاطمه در اروند، فاطمه در کوه های سخت و سرد کردستان مادری کرد.
ص۴۱

بریده کتاب(۴):

هر وقت در سختی های جنگ فشار بر ما وارد می شد، مضطر می شدیم و کاری ازمان بر نمی آمد پناهگاهی جز زهرا نداشتیم.
ص۴۰

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

همرزمان حسین علیه السلام

 

همرزمان حسین(ع) : ده گفتار از آیت الله خامنه ای در تحلیل مبارزات سیاسی امامان معصوم

همرزمان حسین(ع)
انتشارات: انقلاب اسلامی

بریده کتاب:

تحصیل کردن، یک نوع جهاد است. اسم این را می گذارند جهاد. از این جا شروع کنید تا بزرگ‌ ترین کارها و کوچک‌ ترین کارها که این ها همه‌ اش یک تلاشی است؛ اگر برای خدا بود، جهاد است.
ص۱۰۳

بریده کتاب(۲):

آن چه به نظر ما تفسیر واقعی کلمه‌ جهاد است، این است: جهاد عبارت است از درگیری با یک دشمن _ این دشمن، هر که می خواهد باشد_ به یکی از اَشکال و شقوق ممکن. به عبارت دیگر _ برای این که این تعریف، با معنای لغوی جهاد تناسبی داشته باشد_ جهاد عبارت است از تلاش و کوشش در راه پیشبرد هدف. منتها آن تلاش و کوششی که با درگیری با دشمن همراه است.
ص ۱۰۵ و ۱۰۶

بریده کتاب(۳):

اگر چنانچه کتاب لهوف ابن طاووس را بخوانید، خواهید دید که خطبه را فقط زینب و علیّ بن الحسین نخواندند، سکینه بنت الحسین خطبه خوانده، فاطمه بنت الحسین خطبه خوانده و خطبه هایشان به عین الفاظ در کتاب لهوف ثبت است. اینها دخترها و زن هایشان هم این جوری بودند. اینکه می گویند “زن مگو مردآفرین روزگار” من و تو عادت کرده ایم این را گفتند فوراً گریه را سر بدهیم و رویش فکر نکنیم؛ راست است، این ها مردآفرین بودند.
ص ۱۳۸

بریده کتاب(۴):

شما وقتی دانستید فلسفه امامت چیست و دانستید که امامان شما تأمین کننده این فلسفه و این هدف برای اسلام بودند، اوّلاً اعتقادتان به این بزرگوارها محکم تر و روشن بینانه تر می شود، عقیده شما قرص می شود؛ ثانیاً انسان وقتی که امام را شناخت، می تواند از او پیروی کند.
ص ۱۳

بریده کتاب(۵):

امام دو شغل دارد: یکی مربوط به مکتب، یکی مربوط به جامعه. امام دو بال دارد که با این دو بال در آفاق محیط پرواز می کند؛ یکی مربوط به فکر، یکی مربوط به عمل؛ یکی مربوط به ذهن، یکی مربوط به واقعیّت؛ یکی این است که قرآن را در دست بگیرد، دیگر این است که زمام جامعه اسلامی را قبضه کند. این دو کار به عهده امام است.
ص ۹۴

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
دوشنبه, ۲۶ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

کتابِ کتاب

 

کتابِ کتاب: رهیافتی به منظومه فکری رهبر معظم انقلاب درباره کتاب

کتابِ کتاب
نویسنده: مجید تقی‌زاده
انتشارات زائر رضوی

بریده کتاب:

هر هنرمندی به تنهایی یک دنیاست و این خاصیتِ هنری است که در وجود اوست.
ص۱۵۰

بریده کتاب(۲):

کتاب یک غذاست؛ یک غذای روح است؛ یک نوشیدنی روح است و چنانچه مقوّی باشد، روح را تقویت می کند… بیشتر باید تلاش کرد که کتاب های خوب، چاپ و منتشر شود.
ص۶۶

بریده کتاب(۳):

حقیقت آن است که کتاب یکی از ارزشمندترین فرآورده های بشری و گنجینه بزرگ ترین ثروت های بشر یعنی دانش و تحقیق است.
ص۲۵

بریده کتاب(۴):

من می خواهم از متفکّران کشورمان خواهش بکنم که به مسئله ارائه و تولید کتاب خوب و لازم برای مردم، به چشم یک نیاز فوری جامعه و کشورشان نگاه کنند.
ص۶۷

بریده کتاب(۵):

کتابخوانی باید یک سیره و سنّت رایج بین مردم ما بشود… البتّه در کنار این مسائل، باید به فکر باشیم و دغدغه نوع کتاب هایی که تولید می شود نیز در ما باشد. باید کتابِ خوب تولید شود.
ص۶۶

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
يكشنبه, ۲۵ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

قابیل از شکارگاه برمیگردد

کتاب قابیل از شکارگاه برمیگردد (فتوا- جلد دوم)

نویسنده: اکبر خلیلی

انتشارات: فرهنگ گستر

بریده کتاب:

از جا بلند شدند و به طرف کاخ رفتند. داخل خیابان شروع به قدم زدن کردند. هوا کمی سرد بود. از بالای درخت ها صدای جیغ طوطی ها به گوش می ‌رسید. در سرازیری قرار گرفتند. دوشیزه ی تنیس باز هم در همین مسیر با همین حال به روش شاهنشاه قدم میزد.
ص۱۱۰

بریده کتاب(۲):

علی سر جایش ماند. هوا تاریک شده بود. به نور کمرنگ چراغ که از آن فاصله طولانی به دیوارهای سیاه تابیده بود، خیره شد. با خود اندیشید: «چرا مردم اینجا به حرف من گوش نمی‌ دهند.» مرد استخوانی همچنان چهارزانو نشسته بود. علی آرام به طرف بسته رفت.
ص۱۶۳

بریده کتاب(۳):

از جایش بلند شد. این زیرزمین‌ها را تا حدودی می شناخت. چندین بار تا این پله ها آمده بود، ولی هیچ وقت داخل این زیرزمین نشده بود.
ص۱۸۲

بریده کتاب(۴):

فقط از دست من و خانم جون غذا می خوره. دیروز بردمش پارک شهر با هم قدم زدیم. دائم سیگار می کشید و با درخت‌های بزرگ حرف می زد.
ص۲۸

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
شنبه, ۲۴ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

عارفانه

 

کتاب عارفانه: زندگی ساده و پر رمز و راز یک شهید عارف از زبان اطرافیان

کتاب عارفانه
گروهی از نویسندگان
انتشارات شهید ابراهیم هادی

معرفی:

از نظر اطرافیان، سبک زندگی بسیار معمولی داشت و مثل بقیه بود؛ اما با کمی دقت در کارهایش متوجه می ‌شدند که سرّی در کارها و رفتارهایش وجود دارد! شهید احمدعلی نیری در تابستان سال ۱۳۴۵ چشم به جهان گشود.

در محضر آیت‌الله حق‌شناس شاگردی کرد و به درجات بالای عرفانی و ایمانی رسید. سرانجام این نوجوان که از همه‌ هم سن و سال ‌هایش در معنویت سبقت گرفته بود، در زمستان ۱۳۶۴ در جنگ با بعث عراق، در حالی که نوزده سال بیشتر نداشت به مقام شهادت نائل آمد.

کتاب عارفانه، خاطرات این شهید عارف است که توسط گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی جمع‌آوری شده و به چاپ رسیده است. در این کتاب به زندگی ساده و پر رمز و راز این شهید بزرگوار از زبان اطرافیان او پرداخته شده است.

خلاصه:

هر انسانی نقطه‌ عطفی در زندگی‌ اش دارد. برخی لحظات در زندگی انسان‌ هست که اگر انتخاب درستی داشته باشد و از امتحانش سربلند بیرون بیاید، سرنوشتش تغییر می‌ کند. گاهی یک عمر آدم، بستگی به همان لحظه کوتاه دارد. شهید احمدعلی نیری نیز این لحظه را در نوجوانی خود گذراند و با سربلند بیرون آمدن از امتحانش، به درجات بالایی در عرش دست پیدا کرد.

رو به رو شدن او با صحنه ‌ای که شاید خیلی ‌ها نتوانند از آن بگذرند، او را شکست نداد؛ بلکه بر آن لذت زودگذر غلبه کرد و از آن پس، به کرامات عجیبی دست یافت که دیگران را به شگفتی وامی‌دارد. او حتی موفق به دیدار با حضرت ولی عصر (عج) شد!

بریده کتاب:

وقتی که پیکرش در بازار و مسجد تشییع شد باز هم کسی او را نشناخت. از برخی علما شنیدم که می گفتند فقط یک نفر او را می شناخت آن هم کسی بود که این جوان را در دامان خود تربیت کرد.

استاد العارفین حضرت آیه الله حق شناس که فرمودند: آه آه، آقا در این تهران بگردید ببینید کسی مانند این احمد آقا پیدا می شود یا نه؟ صفحه ۱۰

بریده کتاب(۲):

من یقین دارم اینکه خدا به احمد آقا این قدر لطف کرد به خاطر تحمل سختی وصبری بود که در راه تربیت بچه های مسجد از خود نشان داد….. ص ۵۴

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۲۳ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

خواهر

 

کتاب خواهر:  زینب عفیفه ایست که در راه عفتش عباس می دهد اما نخ معجر نمی دهد…

کتاب خواهر
نویسنده: نرجس شکوریان فرد
انتشارات عهد مانا

بریده کتاب خواهر :

همه‌ جا می‌ گویند اولین مرد مسلمان پدرم علی بوده است؛ اما نمی‌ شود گفت که اولین بزرگ قبیله، اولین نام‌ آور مکه، اولین شیخ بنی‌ هاشمیان، که چون کوه ایستاد مقابل ابوسفیان و ابولهب و ابوجهل، آن هم یک‌ تنه و شجاعانه و مدبرانه، مسلمان نبوده است؛ که باید گفت ابوطالب را کسی ندید که بت بپرستد و به روش جاهلیت مقابل آن‌ها سر خم کند، به کسی شلاقی بزند، به همسایه و ضعیفی زور بگوید، از ناحقی دفاع کند، سر به تکبر برافراشته دارد و یا حتی یک‌ بار و یک لحظه در مقابل مشرکان، پشت محمد مصطفی را خالی کند!

کسی در تاریخ نگفته است که حتی یک‌ بار زبان به نصیحت پیامبر خدا باز کند تا از تبلیغ دین اسلام کوتاه بیاید، اما بارها تاریخ‌ نویسان نوشته‌اند که او ایستاد مقابل همۀ کفر یک تنه!
وعدۀ مال و جاه دادند و ابوطالب بود که جواب محمد را رساند شجاعانه:
– اگر خورشید و ماه را در کف دو دستم بگذارند از دین خدا دست نمی کشم…!
ص۲۰

بریده کتاب (۲):

پدرم علی در حالی دنیا را با آمدنش مزین کرد که خداوند، خانه‌ اش را قُرق او کرده بود. در هیچ دوره‌ای از خلقت، کسی این‌ طور مورد تکریم
الهی قرار نگرفته بود که به امر خدا دیوار خانۀ خدا شکافته شود و یک بانو، مهمان سه روزۀ مقدس‌ ترین مکان عالم شود و فرزند کعبه در
آغوشش به میان خلائق باز گردد!
خیلی‌ ها شاید عادت دارند در کوری زندگی کنند، شاید خودشان را کَر نشان دهند، شاید لال‌وار در مقابل همه ظاهر شوند؛ اما خداوند چه این‌ها بخواهند و چه نخواهند، برای مقدم علی پسر ابوطالب و فاطمه دختر اسد، کاری کرد که هیچ‌ کس در هیچ‌ جا نتوانست و نمی‌تواند آن را بپوشاند!

شاید کسی خودش را به کوری بزند تا حق را نبیند و در مقابل پدرم علی سر به تعظیم خم نکند؛ اما این واقعیت بوده و هست!
شاید کسی به عمد از این کار خدا برای معرفی علی‌ بن‌ ابی‌طالب به عالم لب ببندد و زبان به تقدیر و تحسین و تکریم نگشاید، اما همه باید بفهمند که خداوند می‌خواسته علی را بشناساند تا مسیر سعادت گم نشود!

شاید خیلی‌ ها نخواهند بشنوند چون می‌ خواهند در ذلت گمراهی زندگی کنند، اما و اما و اما چرا خداوند برای علی، تنها علی این کار را کرد؟
آیا علی سزاوار نیست تا امیر شود بر مؤمنین، حاکم شود بر خلق اجمعین! آیا خداوند نمی‌ خواسته از همان ابتدا، “ولی” را به مردم نشان دهد، تا هم راه را گم نکنند، هم تن به انتخاب فرد دیگر ندهند برای سرپرستی خودشان؟
چرا خداوند برای هیچ کس دیگر این خانه را نشکافت؟
ص۲۳،۲۵

بریده کتاب(۳):

مادر و پدرم کلامشان، هر کلمه‌ شان، رنگ خدا داشت؛ روشن و ثواب و شیرین!
مادر و پدرم عملشان، هر عملشان، رنگ خدا داشت؛ درست و محکم و پربرکت!
خانه‌ ای که خدا دارد، نه غم دارد، نه کسری، نه حسرت و نه تردید!
خدا خانۀ امن ما را، پناهگاه همه کرده بود؛ فقیران، سائلان عامی، تنهایان و در راه ماندگان!

مدیر خانه مادرم بود و سرپرست همه، پدرم علی (علیه السلام)!
من نمی‌ خواهم قصۀ مادرم را بگویم و قصۀ پدرم را!
من قصۀ خانه‌ ای را می‌ گویم که به وسعت عالم هستی بود و خداوند فاطمه (سلام الله علیها) را مدیر مادرانۀ این عالم کرده است و علی (علیه السلام) را سرپرست این عالم که ولایت بر خلق، حکم خداوند بود و حکم الهی تغییر ناپذیر است!
ص۳۲،۳۳ کتاب خواهر

بریده کتاب (۴):

مادرم دختر پادشاه روم نبود که لذت را انتخاب کند، دختر پادشاه ایران نبود که برتری‌ طلبی را انتخاب کند!
شأن مادرم، دنیاطلبی نبود!
کاخ و باغ و مرکب راهوار، شأن مادرم نبود! زیورآلات و جواهرات، فخر مادرم نبود!
خَدم و حَشم، آبروی مادرم نبود!
مادرم دختر فرستادۀ خدا بود و خدا همۀ عالم را در اختیار محمد و آل‌ محمد قرار داده بود!
عالم اندازۀ یک کاخ و یک باغ نیست، همۀ کرۀ زمین است و مادرم بردۀ این‌ها نبود!
مادرم و پدرم خانه‌ ای داشتند کاهگلی، وسائلی داشتند گلی؛ خوراکشان در شأن خودشان بود و نبود، اصلا مسئله این نبود!
شأن را خدا باید تعریف کند نه خلق خدا!
ص۳۶ کتاب خواهر

بریده کتاب(۵):

مادر من، عزت زن بود و آرامش‌ بخش مهم‌ ترین هستۀ جهان، خانواده!
مادر من، عطر بهشت می‌ داد و عطر عبادت!
مادرم تعریف عالم خلقت از زن را با صفات خوبی که داشت، تغییر داد!
زن شد مخلوقی که خداوند متعال لب به ستایش‌اش گشود که:
– یا رسول‌ الله اگر تو نبودی عالم را خلق نمی‌ کردم، اگر علی نبود تو را خلق نمی‌ کردم، اما یا رسول‌ الله، اگر فاطمه نبود، نه علی را و نه تو را، هیچ‌ کدام را خلق نمی‌کردم!

مادر من فاطمه بود! دورکنندۀ دوستدارانش از رنج سنگین جهنم،
‌‌‌‌‌بریده شده از لذت کوتاه دنیا،
وصل‌کنندۀ دل‌ های تنگ انسان‌ ها به آسمان،
پناه زن‌ های مورد ظلم قرار گرفته در استعمار و استکبار و شهوت!
مادر من فاطمۀ زهرا بود، نوری که تمام عالم را روشن کرد و وحشت تاریکی را زائل!
و من دختر بهترین زن عالم هستی شدم!
الحمد لله رب العالمین!
ص۲۷،۲۸

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۲۱ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

طعم مرگ

 

کتاب طعم مرگ
نویسنده: مهدی فربودی
نشر بقیه الله عج الله تعالی فرجه الشریف

بریده کتاب:

حضرت علی علیه السلام: بدان که شب و روز پیوسته به دنبال هم می گردند، با نهایت سعی و جد و جهد می کوشند که عمرها را کوتاه کنند و اموال را فانی و خراب کنند و اجل ها را درنوردیده و به آخرین نقطه آن را برسانند. هیهات، هیهات! چقدر دور است افهام مردم غافل از این واقعیت. ص۳۵

بریده کتاب(۲):

حضرت علی علیه السلام: زیرک ترین شما کسی است که بیشتر و بهتر آمادگی مرگ را داشته باشد. علامت آمادگی مرگ؛ عدم دلبستگی به دنیا و توجه داشتن به آخرت و تهیه زاد و توشه برای سکونت در گور و ترس از روز رستاخیز است. ص۳۹

بریده کتاب(۳):

حضرت رسول صلوات الله علیه و آله: “زیاد به یاد نابود کننده لذت ها باشید.” عرض کردند آن چیست؟ فرمودند: “مرگ است. آن کسی که به حقیقت از مرگ یاد می کند، اگر در راحتی و گشایش باشد غرورش برطرف می شود و دنیا بر وی تنگ می گردد، و اگر در مضیقه و سختی باشد با یاد مرگ، از فشار فکری و روحی رهایی می یابد و دنیا به نظرش وسیع و گسترده می نماید.

مرگ اولین منزل از منازل آخرت و آخرین منزل از منازل دنیاست. خیر و خوشبختی از آن کسی است که هنگام فرود آمدن در اولین منزل، مورد تکریم و احترام باشد و موقع بیرون رفتن از آخرین منزل به شایستگی و خوبی بدرقه شود. ص۴۰

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
دوشنبه, ۱۹ مهر ۱۴۰۰، ۰۹:۵۰ ق.ظ

حقایقی پیرامون انجمن حجتیه

 

حقایقی پیرامون انجمن حجتیه: نه درس گفتار در باب تاریخچه و اندیشه ها

 

حقایقی پیرامون انجمن حجتیه

(نه درس گفتار در باب تاریخچه و اندیشه ها به ضمیمه متن کامل مناظره رضا اکبری آهنگر با یکی از سران انجمن):
نویسنده:

رضا اکبری آهنگر
انتشارات:
شهید کاظمی

بریده کتاب:

آخرین نکته در موضوع مباحث عقیدتی این که ما یک تشکیلات انجمن حجتیه داریم و یک جریان فکری انجمن حجتیه. این دو باهم فرق دارد. در برخی مواقع این دو با هم اشتباه می شود. بعضی افراد هستند اگر از آنان بپرسی که انجمن حجتیه چیست، نمی دانند. ولی ناخودآگاه تفکراتشان و یا حدّاقل بخشی از تفکراتشان مثل انجمنی ها شده است و خودشان هم نمی دانند.
ص۱۶۴

بریده کتاب(۲):

آیا در سیر تربیتی انجمن، تربیت سیاسی هم برای جوانان وجود دارد یا نه؟ یا می گوید تربیت سیاسی نداریم، که در این صورت می گوییم پس اصلا معلوم می شود که اسلام را نشناخته اید. اسلام بدون سیاست می شود برداشت تک بعدی از اسلام!
ص۱۷۳

بریده کتاب(۳):

برخی از سوالات هم هست که نفس پرسیدنش از آنها، باعث شناخت بیشتر شما از اعتقادات انجمن می شود. مثل این که عقیده سران انجمن نسبت به تشکیل حکومت اسلامی در دوران غیبت چیست؟
ص۱۷

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مهر ۰۰ ، ۰۹:۵۰
نمکتاب ...
جمعه, ۹ مهر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

دعا و اسرار اجابت دعا

کتاب دعا و اسرار اجابت
نویسنده: حبیب الله فرحزاد
انتشارات عطش

بریده کتاب:

ص۱۱۰
خدا چه می خورد؟ خدا چه می پوشد؟
خدا غم بنده های خود را می خورد، خدا عیب بنده های خود را می پوشد. کار خدا ستاریت است.
حضرت امیر می فرماید: «لو تکاشفتم ما تدافنتم» اگر هریک از شما از عیب و نقص پنهان دیگری اطلاع پیدا می کردید، هیچگاه همدیگر را دفن نمی کردید.

بریده کتاب(۲):

ص۴۸
یکی از موانع اجابت دعا، بدبین بودن به خداست. به خود بدبین باشیم طوری نیست، چون مقصر و‌ گناهکار هستیم ولی به خدا هرچه می توانیم باید امیدوار باشیم…

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مهر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
يكشنبه, ۲۱ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

رسم جهاد

کتاب رسم جهاد: تجربه های کار جمعی در جهاد سازندگی به روایت حسینعلی عظیمی

 

کتاب رسم جهاد
نویسنده: علی مشایخی و محمدرضا حسینی و محسن جعفری
نشر: راه یار

بریده کتاب:

جهت‌ ها یکی بود ولی هرکس هدفی متفاوت را دنبال می کرد. جهت اصلی همان فرمان امام بود که ما وابستگی ها و محرومیت ها را از بین ببریم.
ص۲۴

بریده کتاب رسم جهاد (۲):

حرف جهادی ها با یک روستایی این بود: 《تو انسان و خلیفه خدا هستی. چرا فقط یک روستا را آباد کنی؟ بیا انقلاب اسلامی را پیش ببر، کشور را نجات بده، مستضعفان را نجات بده.》
ص۲۷

بریده کتاب(۳):

درجهاد، متناسب با نیاز کار تعریف می شد نه کار تعریف شود بعد نیاز!
هیچ چیز اضافه ای در سازمان جهاد وجود نداشت.
ص۲۶

بریده کتاب(۴):

اولین شرط برای انتصاب مسئولیت جهاد استان، تقوا بود. بعد به سراغ تخصص فرد می‌ رفتند که بتواند تشکیلات را اداره کند، و در نهایت این که واقعا مدیر و تصمیم گیر باشد.
ص۵۰

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...