نمکتاب

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir
یاران صمیمی: yaran_samimii@




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات

۱۲۵ مطلب با موضوع «نقد کتاب» ثبت شده است

شنبه, ۶ شهریور ۱۴۰۰، ۱۱:۳۲ ب.ظ

افسانه دل

نقد کتاب افسانه دل : داستان ظلم پدری ثروتمند در حق فرزندش ...
 

نقد کتاب افسانه دل: داستان ظلم پدری ثروتمند در حق فرزندش…

نقد کتاب افسانه دل
فریده رهنما

“افسانه دل” داستان دختری است که پدر تاجرش در حق او ظلم می‌ کند و نمی‌ گذارد با خواستگاری که دوستش داشته ازدواج کند. دختر ۱۸ سال از عمر خودش را می سوزاند و تباه می کند و راضی به ازدواج نمی شود.

مادرش از شدت غصه او بیمار می شود، اما او همچنان سماجت دارد در عدم ازدواجش و هدر دادن عمرش. نهایتاً با خواستگارش روبه ‌رو می‌ شود، در حالی که همسر سابقش را طلاق داده است و یک دختر دارد. آن دو بالاخره با هم ازدواج می کنند، اما در ادامه داستان، مشکلات زیادی پیش می‌ آید.

نمی‌ شود گفت که این کتاب درس آموز نیست، اما بهتر است بگوییم کتاب نتایج ساده و واضحی دارد، ساده نوشته شده و پر از نوشته هایی است برای سرگرم شدن طولانی. هر چند که بهتر از تلویزیون دیدن است. اما کلاً از کتابی که پر از مصیبت و بی تدبیری است، خسته می شوم. جای عقل را هیچ وقت نباید خالی گذاشت…!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ شهریور ۰۰ ، ۲۳:۳۲
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۷ مرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

عظمت خود را دریابید

 

نقد کتاب عظمت خود را دریابید: «من». «من» به معنی کسی که همه چیز و همه کس است!

قد کتاب عظمت خود را دریابید
وین دایر
ترجمه:محمدرضا آل یاسین

می ‌دانید در این کتاب ‌ها چه چیزی موج می زند؟

«من». «من» به معنی کسی که همه چیز و همه کس است!
اگر مشکل در زندگی از «من» است و رفع مشکل با من است، علت عالم هستی «من» هاست. یعنی یک مشکل، یک آرزو، یک موجود موثر، یک هدف، یک برنامه در عالم است که فقط انسان است و لاغیر.
برای انسان هم اصل باید خودش باشد؛ یعنی من باید از این دنیا و در این دنیا بهره مند بشوم، دیگران خیلی مهم نیستند و بسیاری از اوقات اصلاً در اولویت نیستند. این با اندیشه درست ما نمی خواند.

اول این که

چرا دروغ است را بگویم. سوال من این است که: این طور که کتب روانشناسی به وفور دارد در کشور ما ترجمه و چاپ می‌ شود، در آمریکا و اروپا با تیراژ بالاتر موجود است و با وجود این که این همه روانشناس موفق، دائم برای مردم جلسه و سخنرانی و کتاب و… دارند، پس چرا آمارهای خودشان چیزی غیر از آرامش مردمشان را نشان می‌ دهد؟

میزان مصرف داروهای آرامش بخش و اعصاب و روان، آمار بالای قتل و خشونت، زندانیان، مصرف مشروبات و مواد مخدر، خشونت علیه زنان و کودکان، آمار بالای زندگی های بدون ازدواج و…؛
این آمار انسان را قانع می‌کند که اگر «من» در اولویت باشد، موفق نخواهد بود.

اندیشه صحیح می گوید:

همان که تو را خلق کرده است، از نیستی هست کرده، هیچ نداشتی و همه چیز به تو داده، او باید محور باشد؛ خدا! و البته دستورات خدا. این کتب روانشناسی سرشار از دستورات و توصیه های فراوان اند، اما این نکته جالب است که چرا ما انسان‌ ها از توصیه‌ های خداوند رو بر می گردانیم و دستوراتش را انجام نمی‌ دهیم، اما دنبال دستورات این نویسندگانی هستیم که مثل خود ما هستند و پر از اشتباهات. بشر با حماقت خودش، خودش را ویران کرده است!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ مرداد ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
دوشنبه, ۴ مرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

قلعه محافظان

 

نقد کتاب قلعه محافظان: داستانی مرموز متشکل از پارامترهای نادرست

نقد کتاب قلعه محافظان

ناشر کتابستان معرفت

نویسنده فاطمه مسعودی

نکات کتاب:

بسیاری از اسامی و شخصیت‌ هایی که نامشان در این کتاب آمده است، نمادهای مثبتی در اسلام هستند که در روایات به خوبی از آن ها یاد شده است؛ اما در کتاب، همه آن ها شخصیت منفوری اند و یا با بدی ذکر شده‌ اند.
در روایات ما آمده است که خروس تسبیح خداوند می‌ گوید.
و یا این که طاووس حیوان مثبتی بیان شده است.

حتی روایت داریم که “المهدی طاووس اهل الجنه”، یعنی امام زمان (عج) طاووس و بهترین اهل بهشت است، یا هدهد پرنده ‌ای است که جزو یاران حضرت سلیمان محسوب می ‌شود. نام ملک سلیمان را هم که همه شنیده ‌ایم و می‌ دانیم که حکومت حضرت سلیمان (ع) بسیار باشکوه بوده است.

این سه نام به صورت مرموزی در کتاب ذکر شده اند. در کتاب، خروس حیوانی است که صدایش همه را اذیت می کند و هدهد بسیار بداخلاق است. طاووس حیوان خوبی نیست و سلیمان فرصت نکرد کار درست را راه بیندازد.
هم‌چنین در این کتاب آمده است باید کتاب مرجع از بین برود. در صورتی که بین ما شیعیان کلمه مرجع یادآور کتب مهم مستند و رساله که کتاب مرجع تقلید است. اما در این داستان، “کتاب مرجع” کتاب منحوسی است که باید از بین برود.

علاوه بر این،

علی شخصیتی از داستان است که در طی داستان دچار مشکل می‌ شود و به سراغ مهره‌ های قدرت، ثروت و… می ‌رود، که بد است.
نهایتاً در عید غدیر به جای بیان یک پیام مثبت، پیامی ناامیدانه به مخاطب می ‌رساند: تو نمی ‌توانی علی‌ وار زندگی کنی!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
يكشنبه, ۲۷ تیر ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

کاهن معبد جینجا

 

نقد کتاب کاهن معبد جینجا: پیرامون سفرنامه ای به کشور ژاپن

نقد کتاب کاهن معبد جینجا
نوشته ی وحید یامین پور

 

نقد کتاب کاهن معبد جینجا، نوشته وحید یامین‌پور.
“کاهن معبد نینجا” سفرنامه ‌ای است به کشور ژاپن، کشوری که از نظر پیشرفت و امکانات و… مطرح است. آقای یامین پور در ابتدای کتاب، ژاپن را طوری توصیف می کند که این بت‌ شکسته می‌ شود.
آقای یامین پور از روابطش با همراهان مشهورش می نویسد، از درون گرا بودن خودش، از آداب و عادات ژاپنی ها که خیلی برای مردم ایران به عنوان الگو یاد می شوند و البته در سیر خوراک و نظم و حرکات و عاداتشان، مخصوصاً دوستی و دشمنی شان صحبت می شود.

 

در کل یک “سیروا فی الژاپن” برای خواننده اتفاق می افتد که خالی از لطف نیست.
جالب است بدانید ژاپن در برنامه بزرگداشت کشته‌ شدگان حمله اتمی، که ۱۰۲ هزار نفر بوده اند، از سفیر آمریکا هم دعوت می ‌کند و او حتی به عنوان سخنران صحبت هم می کند و با پررویی تمام می ‌گوید: در جهان باید صلح برقرار شود!!!

حتی وقتی از اوباما پرسیدند: حاضرید به خاطر بمب هسته ‌ای از کشور ژاپن عذرخواهی کنید؟ گفت: نه!
آقای یامین پور در این کتاب جواب این سوال را از زبان ژاپنی ‌ها می‌ دهد. سوال این است: “چرا آن قدر طرفدار آمریکا هستید و چرا نمی‌ خواهید از آن ها انتقام بگیرید؟”
و جوابی که می ‌‌شنود:

۱- آمریکایی‌ ها زخمی ‌های این حادثه را درمان کرده ‌اند. (البته باید گفت پول‌ شان را هم گرفته ‌اند.)
۲- ما ژاپنی‌ ها می‌ خواهیم کینه ‌ای نباشیم.

حتی بعد از این که ایرانی‌ ها استدلال می‌ آورند، ژاپنی ‌ها می‌ گویند: ادامه ندهیم!
چرا ژاپنی ‌ها این طور خودشان را خوار و خفیف می‌ کنند؟!
این کتاب نقاط مثبت زیادی داشت، اما از این مورد هم نمی ‌توان گذشت که یک صفحه و نیم درباره قلیان کشیدن صحبت شده است. در صورتی که باید درباره آن دقت نظر بیشتری می ‌شد. چرا قلیان‌ خانه ‌ها آن قدر تبلیغ می ‌شوند؟! آیا نویسنده حاضر است فرزندش روزی یک بار به این مکان ‌ها برود و قلیان بکشد؟

خوب است قسمتی از متن کتاب که درباره قلیان کشیدن است را با هم بخوانیم:

“به عادت همیشگی سراغ کافه‌ ای را می‌ گیرم که دمی بیاساییم زین حجاب ‌های ظلمانی. کافه‌ ای که کاری به کارمان نداشته باشد، زن و الکل نداشته باشد و فقط قهوه ‌ای و قلیانی و سکوت و خنکای کولر. نیست، یافت می‌ نشود. گویا ژاپن قهوه‌ خانه و قلیان ندارد. خسران و فقدان بزرگی است.

کاش می‌ توانستم به آن ها بگویم بد نیست بعضی کلاب‌ ها را به شکل قهوه‌ خانه ‌های ایرانی تغیر کاربری بدهند. مردهای خسته ژاپنی می‌ آمدند و چای داغ می‌ نوشیدند و دستی به زیر چانه، قلیانی دود می‌ کردند و در حرمان شاهد و حوری، شعرهای عاشقانه می ‌سرودند.‌ اگر هم به عادت همیشگی شان می ‌گفتند که وقت‌ مان تلف می ‌شود، می ‌گفتم ارزشش را دارد.

خرید و اجاره کردن چیزی که در طلب آنی، لذت کمتری دارد نسبت به آن جواهری که در طلب آن می‌ سوزی و می ‌گدازی؛ بد می ‌گویم؟ به خوانندگان بهداشتی این کتاب که از عنایت نویسنده به قلیان برآشفته ‌اند عرض می ‌کنم به گمان این حقیر قلیان، عارفانه‌ هایی دارد که باید در متن ادبیات و تاریخ تصوف و عشق و مهجوری، آن را یافت.

فقط به همین فقره فکر کنید که در همین ایران خودمان اگر بنا بود چیزی را جایگزین همین کلاب‌ های خاک‌برسری کنیم تا مرد خسته ایرانی بیاساید و انبساط خاطری به دست آورد، آن وقت بدون زن و الکل و رقص و مستی، چه چیز قابل ‌ارائه ‌ای غیر از قلیان وجود داشت که به او عرضه شود؟ خلاصه این که عرصه را آن قدر تنگ نکنید که فیل مرد اصیل ایرانی هم یاد هندوستان یا روپونگی و شیبویا کند.

به این می ‌اندیشم که اگر یکی از مسئولان کشور ژاپن از وزیر فرهنگ و ارشاد ایران بپرسد راهکار شما برای سرگرم کردن جوانان چیست، چه خواهد شنید؟ کشوری که بار و کلاب و لاوهتل و هوستس و اتاق ماساژ ندارد، پس دقیقا چه پیشنهاد جایگزینی برای دورهمی‌ های ارزان‌ قیمت و کم‌ حاشیه جوانان پیشنهاد می‌ دهد؟ پیشنهادی که هم تعرض و مزاحمتی در آن نباشد، هم امکان گفت‌ و گوی جمعی را محال نکند و هم دخلی به ارتکاب نواهی و رفتارهای خاک ‌برسری نداشته باشد.” (صفحه ۱۹۴- ۱۹۵)

یک سوال:

تا ده سال پیش که این همه قهوه خانه ها در ایران تبلیغ نشده بود و کشور ما که کشوری پر جوان است.
یعنی جوانان ما افسرده بودند چون تفریحی به نام قلیان نداشتند؟ در حالیکه خودمان هم می دانیم که جوان ده سال پیش نه افسرده بوده نه تنبل و ثمرات پر تلاشی آن نسل را حالا داریم می بینیم. این استدلال چندان خوشایند و به جا نیست!

در آخر نقد کتاب کاهن معبد جینجا

باید گفت آیا با وجود این که از نظر علمی برخی مضرات قلیان ثابت شده، باز هم باید از آن دفاع کرد؟ برای نمونه از مضرات قلیان می‌ توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- ابتلا به سرطان ‌های ریه، لب، دهان، حنجره،‌ مری، معده،‌ لوزالمعده، کبد و روده بزرگ از عوارض مصرف قلیان است.

۲- مواد سمی قلیان نه تنها کمتر از سیگار نیست، بلکه بعضی مواد خطرناک از جمله قیر یا دوده (ماده سرطان زا)، منوکسیدکربن (نوعی آلاینده) و نیکوتین (ایجادکننده وابستگی) موجود در دود آن از سیگار بیشتر است.

۳- در قلیان، برای گرم‌کردن تنباکو از زغال استفاده‌ می‌ کنند که باعث ایجاد دود حاوی میزان بالای مونوکسید کربن، هیدروکربن ‌های چندحلقه‌ ای آروماتیک سرطان‌زا (PAH) و دیگر مواد سرطان‌ زا می‌ شود. مطالعات دریافتند افرادی که قلیان می‌ کشند، سطح بالاتری از آنتی ‌ژن کارسینوامبریونیک (CEA) در خون خود دارند که با ایجاد تومور در ارتباط است.
باید دانست که آب قلیان هیچ محافظتی در مقابل دود ناشی از سوختن تنباکو ایجاد نمی ‌کند.

۴- تنباکو های تحت عنوان میوه ای و عطری نه تنها بی ‌ضرر نیستند، بلکه عوارض بیشتری نسبت به تنباکو های ساده دارند، زیرا ترکیبات حلقوی معطر موجود در آنها با سوخته شدن، خاصیت سرطان ‌ زایی و سمی پیدا می ‌کند و علاوه بر این، بو و مزه بهتر آنها باعث گرایش بیشتر جوانان و نوجوانان به سمت این مواد و ایجاد وابستگی در آنها می ‌شود.

خواندن این کتاب برای یک بار خوب است!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۲۵ تیر ۱۴۰۰، ۰۶:۲۱ ب.ظ

سه پنجره، سه زن

 

نقد کتاب سه پنجره، سه زن: داستان پرفراز و نشیب زندگی یک دختر

 

نقد کتاب سه پنجره، سه زن
نویسنده: مژگان رفیعی
نشر علم

“سه پنجره، سه زن” داستان دختری است که ماجراهایی را پشت سر می‌ گذارد و دچار بلاهایی می شود. دختر با پیرمردی که ۶۰ سال بزرگتر از او است، به اجبار ازدواج می کند. پیرمرد که می میرد، ارثیه اش به دختر می‌ رسد و ثروتمند می شود؛ پس با شاهزاده ای ازدواج می کند. شاهزاده هم به جنگ می رود و کشته می‌شود.
در ادامه کتاب، خواهر شوهرش داستان خودش را می گوید و…

کتاب پر فراز و نشیبی است و برای افرادی که به دنبال سرگرمی می گردند خوب است و ۲۰ ساعتی مشغول شان می کند. اما اگر بخواهیم بگوییم واقعا مفید است یا نه، باید گفت: نه، سرگرمی است و برای کسانی که ذهن و فکر و عمرشان را دوست دارند توصیه نمی شود.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ تیر ۰۰ ، ۱۸:۲۱
نمکتاب ...
جمعه, ۲۰ فروردين ۱۴۰۰، ۱۰:۰۰ ب.ظ

کف خیابان2

 

نقد کتاب کف خیابان ۲ : خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می رود دیوار کج. . .

مجموعه اطلاعات‌؛‌ چه سپاه،‌ چه… باید به یک مدل برسد. مدل ارائه واضح از حضور و وجود خودشان در اذهان مردم و در فضای جامعه! اگر این کار را زودتر انجام ندهند،‌ به همین زودی،‌ با یک پازل نامرتبی روبرو خواهند شد از نویسنده ­ها و انگیزه­ هایشان،‌ قلمشان،‌ اندیشه­ شان و البته اگر نگوئیم اغراض و امراضشان،‌ که دیگر جمع نخواهد شد! باید بپذیرند که مدیریت محتوا را از هر قلم به دستی بگیرید و در محدوده و چارچوب تعریف شده­ ای دربیاورید تا نخواهند بعدها هزینه کنند!

شاید بتوان گفت آقای حدادپور شروع مسیرکجی هست که با ‌پشتیبانی، کم ­اطلاعی، صفحات مجازی، بد قلمی، ساده ­­گی مخاطب، این سیر را افتتاح کرده­ است و متاسفانه جای پایی هم بین طرفداران انقلاب و کم کتاب خوانده ­اند و هبجانات را دوست دارند باز کرده است!

نفرات بعدی هم در راه هستند. دیر یا زود. (کتاب”برنگرد” را بخوانید. این کتاب ماجرای گروهک ضدانقلاب خارج از کشور و مدیریت و آموزش و اجرای برنامه اش در داخل کشور را بازخوانی می­ کند، و البته بیش­تر جنگ و موفقیت “مجازیات” و اثر آن بر روی اذهان عمومی و استفاده از نیروهای جوان و ناآگاه و گول­خورده را نشان می ­دهد)

چند نکته:

۱- اینکه نویسنده تلاش کرده تا اطلاعات عمومی مردم و آگاهی­ سازی نسبت به مکر دشمن را انجام دهد. درست اما:

الف: قلم ایشان… و کوچه ­بازاری! خودشان هم می­ گویند نویسنده نیستند،‌ پس چه اصراری­ست که بنویسد.

این مدل نوشتن،‌ مثل مجلات زرد است،‌ حیف این موضوعات با این سطح!

ب: آقای حدادپور را باید یک دور از صحنه ­ها و الفاظ پورن ‌پاک­سازی کنند. چرا باید این کلمات،‌ این صحنه­پردازی­ ها،‌ این…

یک حیایی در جامعه مومنین بود که این کلمات یا شوخی­ ها یا تصویرسازی ­ها را نداشتند،‌ اما همین جامعه مومنین به یک نویسنده به اصطلاح طلبه اعتماد می­ کند،‌ کتابی با موضوع به اصطلاح نیروهای انقلابی و سربازان گمنام دست می­ گیرد تا بخواند…

نتیجه:

صحنه­ ها و کلمات و فضاسازی­ هایی را مطالعه می­ کند که تا به حال یا نداشته یا اگر در کتابی دیگر دست فرزند خودش می­ دید،‌ اسمش را می ­گذاشت: کتب مستهجن یا ضاله!

کتب این آقا مثل برنامه خندوانه است. برنامه ­ای که در قالب ظاهرا موجه، موسیقی را به خانه مومنین تزریق کرد. هر کس که مراقب بود موسیقی در ذهن و قلبش ننشیند، ‌با یک ترفند ساده صدا وسیما و البته گاهی دعوت از مهمانانی مثل: جانبازان و خانواده شهدا و… موسیقی را هم پذیرفت. بعد رامبد جوان پشت کرد به همه آرمان­ های همین شهدا و کشف حجاب همسرش رو راحت رسانه ­ای کرد، رقص رو، عدم افتخار به ایرانی بودن رو….

ج: نیروی اطلاعات برای مردم ‌ناشناخته ­اند و بوده ­اند،‌ در سیر کتب آقای جهرمی و البته این کتاب،‌ راحت دستتان می ­آید چند چیز:

۱-داخل خانه مهربانند و زن­دوست(خوب است) اما

۲-بیرون عصبی،‌ بدبرخورد،‌ گاهی وحشی

۳-شکنجه، اصلی در اعتراف و بازجویی­ است

۴-بی­ برنامگی و سر دنبال دشمن­ داشتن و دور خوردن­ ها،‌ از چند زن و مرد جوان!

۵-آسیب­ پذیر بودن

۶- غالبا وقتی به خودشان می­ آیند که چند بار رو دست خورده اند و کم­ آورده­ایم!

۷-خلاصه این­که بی­ برنامگی و عدم تسلط را با توسل می­ شود حل کرد!

د: خوب است که ما تسلط اطلاعات برون ­مرزی­مان را کمی به رخ بکشیم نه این­که تنها تعقیب­ کننده خوبی باشیم!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۰۰ ، ۲۲:۰۰
نمکتاب ...
دوشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ۱۰:۱۳ ق.ظ

مروارید

 

کتاب مروارید: رمانی که واقعیت ها را نشان می دهد.

کتاب مروارید

کلیتی درباره کتاب:

این کتاب، نوشته یکی از نویسندگان آمریکایی است
و پرفروش­ ترین­ های زمان خودش هم بوده و به ده­ ها زبان هم ترجمه شده و در دنیا، سری بین سرهای کتاب ها بلند کرده است.

آمریکا برای اقشار مختلف:

فکر کن جایی را که همیشه فکر می‌ کردی یک بهشت ناب است، ناگهان ورقش برایت برگردد و بفهمی پشت آن بهشت، بیابانی سوزان است.

امریکا هم برای خیلی ­ها بهشت روی زمین است؛ بعضی سوداگران، شهرت آمریکا را یک مأمن می ­خوانند،

محل امنی که می ­شود در آن قدم زد و سلفی گرفت و بعد هم عکس­ ها را در فضای مجازی منتشر کرد.

یک دو تابعیتی بودن ناب؛ برای آن­هایی که شهرتشان برایشان از شرفشان مهم ­تر است!

“مروارید” اما برایت این ورق را برمی‌ گرداند و پشت صحنه را به نمایش می‌ گذارد.

ریزموضوعات کتاب:

کتاب مروارید داستان سرخ پوستان آمریکایی است که در چه فقر و بدبختی ­ای به سر می برند!

و سفید پوستان چگونه آن­ها را تحقیر می­ کنند، طوری که به خودکم پنداری و خودبدبخت پنداری می افتند!

در تحقیر هایی که شده اند، حتی دیگر توان تصمیم گیری ندارند؛

تا جایی که این ساکنان اولیه آمریکا، خودشان را زیردستان و بردگان می پندارند.

کتاب مروارید داستان مروارید نیست، داستان ظلمی است که در تاریخ آمریکا توسط سفید پوستان بر ساکنان اولیه آمریکا رفته است!

سلبریتی هایی که برای کشته شدن یک سگ،

خودشان را به در و دیوار می زنند و برای دفاع از یک مجرم صدا بلند می کنند،

از کشته شدن کودکان سوریه و یمن و عراق و سیاه پوستان امریکا حرفی نمی زنند.

آمریکا بهشت شیفتگان قدرت است، تشنگان شهرت هالیوودی…

اما این بهشت برای خود مردم آمریکا نیست…

برای پنجاه میلیون کارتن خواب آمریکایی نیست…

برای هر سه دقیقه یک تجاوز به یک زن…

برای مغازه های فروش زن حتی با قیمت یک شیشه مشروب…

برای…

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ آذر ۹۹ ، ۱۰:۱۳
نمکتاب ...
دوشنبه, ۲۶ آبان ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

نادیا

 

نقد کتاب نادیا: کتابی از نویسنده ای که خودش به هیچ رسیده و همه وجودش گم است .

 

نقد کتاب نادیا

کلیتی درباره کتاب:

چه بخواهیم چه نخواهیم انسان موجودی دو وجهی است: هم جسم و هم روح.

روح را خیلی ها: اندیشه، قلب، ذهن و فکر هم معنا کرده اند.

روح سرگردان، تنها و شبح وارِ بی مزه فروید و راسل،
احساسات مرده و زندگی خشک و بی روح، تردیدها، دربه دری ها، ناتوانی ها را به همراه می آورد.
سرگرمی های ناآرام، همه ماحصل بی توجهی به روح و مهم دانستن جسم و اولویت داشتن لذات جسمانی است.

در مقدمه این کتاب نویسنده در پنج، شش صفحه تلاش می کند که به خواننده بقبولاند که اگر در میان سطر و پاراگراف و صفحه عصبی و بی حوصله و گم شوی تقصیر خودت است.

و می گوید: کتاب بر اساس تردید و شبح، بر اساس اندیشه راسل، بر اساس رویداد انگاری، براساس حقایق ناشناخته، اتفاق و احتمال عینی، بر اساس سورئالیسم، بر اساس… نوشته شده است.

فصل اول:

فصل اولش سرگردانی هویت نویسنده و نقش اول داستان است که می خوانی و نمی دانی!

نویسنده چون خودش به هیچ رسیده و همه وجودش گم است ، در ضمنی که فلسفه ها را خوانده و نخوانده، فهمیده و نفهمیده، می خواهد قلمی اش کند، فصلی تولید می کند که از اولش خسته ای و تا آخرش نه می فهمی و نه می دانی خودت کیستی وخودش که بود.
این همان سرگردانی بشر در مدل زندگی بی خدا و غربی …است.

فصل دوم:

فصل دوم زنی به نام نادیا، کنار مرد بی هویت فصل اول قرار می گیرد که فقیر است و زیباست.
دیوانه است و دلبر است
و آخرش هم ساکن تیمارستان!

تمام تلاش نویسنده این است که صحنه هایی عاشقانه در سطور سرگردانی قلمش بکارد تا خواننده همراهش بیاید اما باز هم حرف یکی است، بشری که نمی داند از زندگی اش چه می خواهد:

زن، شراب، مواد، تئاتر، موسیقی و… آخرش هم هیچ.

در پایان:

آندره برتون، شاعر، نویسنده، رسانه نگار، منتقد فرانسوی و نظریه پرداز جنبش سورئالیسم است و…
و پدیدآورنده سرخوردگی ها و سردر گمی ها!

خواندن کتاب نادیا برای بی هویت و بی کارها هم توصیه نمی شود، چه برسد به اندیشمندان و فرهیختگان .

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۹ آبان ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

افغانستان تا لندنستان

 

نقد کتاب از افغانستان تا لندنستان: آیا این کتاب واقعا اعترافات یک جاسوس و نفوذی است؟

 

نقد کتاب از افغانستان تا لندنستان

خلاصه ای از کتاب:

داستان مربوط به پسری مسلمان است، که به همراه خانواده‌ اش در شمال  آفریقا زندگی می کند.

پدر خانواده که از تامین معاش زندگی شان ناتوان است؛

این پسر را برای ادامه تحصیل به یکی از مدارس مسیحی در اروپا می فرستد.

در همین زمان مادر خانواده به علت بداخلاقی های پدر، از او جدا می شود.

به همین علت پسر بعد از بازگشت به خانواده حسی را که به کشور و خانواده ‌اش داشته از دست می ‌دهد .

و به‌ دلیل تحصیل در مدرسه ای مسیحی اهل روابط نامشروع، خوردن شراب و تغییر در سبک و ظاهر زندگی می ‌شود.

با این تفاوت که برادر بزرگترش نسبت به اسلام تعصب خاصی داشته

و مرتباً از پسر تقاضا می کرده که به اسلام برگردد و از کارهای اشتباهش دست بردارد،

پسر بخاطر صحبت های برادرش و بدون اراده و خواست قلبی دوباره شروع به نماز خواندن می کند.

اما وقتی به اروپا بر می گردد به روش قبل خود رفتار می نماید تا جایی که حتی به فروش مواد مخدر روی می ‌آورد.


بعد از مدتی که پسر به خانه رفت و آمد می ‌کند،

متوجه تبدیل خانه به پایگاهی نظامی برای گروهی به اسم جهاد اسلامی می ‌گردد،

گروهی که هم به دنبال خرید اسلحه بودند،

هم سعی می کردند افکار خودشان را از طریق مجلات به دست مردم برسانند.

با این حال پسر سکوت کرده و حتی گاهی برای خرید تسلیحات به آنها کمک می ‌کند.

و در این میان برای آسیایی ها هم در خرید اسلحه واسطه گری می کند؛

و سود این کار را برای خودش هزینه می ‌کند.

این ماجرا تا زمانی که پسر احساس خطر می کند ادامه پیدا می کند

و او به سفارت فرانسه پناهنده می شود.

آنجا درخواست می کند تا به مادر و برادر کوچکش پناهندگی بدهند و فرانسه قبل از این کار از او می خواهد تا برایشان جاسوسی بکند.

ریزبینی های مهمی از رمان از افغانستان تا لندنستان :

فضای داستان به شکلی رقم خورده که گویا

اصلاً سازمان جاسوسی فرانسه از این جریانات اطلاعی نداشته و اخبار را توسط این پسر دریافت می کرده

و البته با وجود خدماتی که این پسر در اطلاع رسانی به سفارت فرانسه انجام می دهد،

فرانسه به او خیانت می کند ،

ولی این اتفاق در داستان خیلی کمرنگ بیان شده به شکلی که مخاطب حق را به طرف فرانسوی می دهد.

در جریان یک بمب گذاری که در فرانسه اتفاق می‌افتد،

پلیس فرانسه اهالی خانه را بازداشت می‌کند اما پسر موفق به فرار می شود.

و دستگاه اطلاعاتی فرانسه را تهدید می کند و اجبارا ماموریت می گیرد و به افغانستان می رود و عضو گروه های جهادی در این کشور می شود.

در نگاه پسر اعضای گروه های جهادی اشخاصی مومن، باتقوا و عامل به معارف دین، اهل ورزش و محبت کردن به هم هستند

و این اخلاق و مرام باعث شده بود از کشورهای مختلف برای عضویت در این گروه به افغانستان مهاجرت کنند از جمله کشورهای چین، انگلیس و…

او مدتی در افغانستان زندگی می کند

و پس از اطلاع از تمام اسرار و چم و خم فعالیت های این گروه جهادی و نحوه ساخت اسلحه توسط آنها،
اظهار خستگی کرده، به فرانسه باز می‌گردد.

و درباره این که می خواهد ازدواج کند صحبت می کند.

سفارت فرانسه از او می خواهد درباره نحوه ساخت اسلحه توسط گروه جهادی به آنها اطلاعات بدهد

و فرانسوی ها  از شنیدن نحوه کار این گروه و اینکه مسلمانان با هم اختلاف دارند و مرتباً در پی کشتار هستند اظهار تعجب و بی اطلاعی می کنند

و از پیشرفت گروه جهادی شگفت زده می شوند.

نکاتی مهمی که در این داستان به چشم می خورد:

۱. این که اروپایی ها مردمان خوب و متمدنی هستند.

و از نحوه پخش اسلحه در اروپا میان مسلمانان به هیچ وجه اطلاع ندارند.

این رمان کلا غرب و آمریکا را در تشکیل گروه طالبان بی طرف دانسته،

به نحوی که حتی این طور نشان می دهد که اروپایی ها اخبارشان را توسط این پسر دریافت می‌کردند.

۲. در این داستان علت کشتار مسلمانان را خود مسلمانان معرفی شده

و اختلاف دیدگاه بین آنها را دلیلی برای کشتار و خونریزی میان خودشان می‌داند.

۳. در سیر داستان گروه جهادی که در افغانستان مشغول به فعالیت هستند را افرادی باتقوا و اهل محبت به همدیگر معرفی می کند.

با این اوصاف

چه کسانی در افغانستان پاکستان و کشورهای دیگر عامل کشتار عده زیادی از مسلمانان و غیرمسلمانان شدند؟

۴.  آن چیزی که مسلمانان از آن به عنوان استکبار یاد می کنند در حقیقت توهمی بیش نبوده و خودشان عامل مشکلات و گرفتاری های خودشان هستند.

۵. در داستان هیچ اشاره ‌ای به اینکه مسلمانان اسلحه ها و مواد اولیه برای انفجار را از کجا تهیه می کردند نشده

و اینکه اصلاً به نقش اروپا در تشکیل طالبان اشاره نشده

و روسیه به عنوان کشوری که باید مسلمانان هدف شان را به سمت او متمرکز کنند معرفی می شود.

۶.  در این داستان سعی شده دستگاه های امنیتی اروپا را بدون پیچیدگی و هیچ گونه قصدی برای آزار مسلمانان نشان دهد.

آنها گویا فقط به دنبال امنیت مردم خودشان هستند .

و هرگونه برخورد آنها با مسلمانان برای تامین امنیت مردم خودشان است.

۷. با توجه به نقش آفرینی اسرائیل در تمام اتفاقاتی که در جهان مربوط به مسلمانان است،

در این داستان هیچ گونه اشاره ای به اسرائیل، نقش او و کارهای ضد بشری او نشده تنها به روسیه به عنوان یک کشور استعمارگر اشاره می شود.

سخن آخر:

به هر حال این کتاب نه اعترافات یک جاسوس و نفوذی است

بلکه این طور به نظر می رسد که کتاب از افغانستان تا لندنستان یک کتاب ساختگی باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
سه شنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

رویای یک دیدار (او سلمان شد)

 

📚رویای یک دیدار/ سید ناصر هاشم زاده

 

رویای یک دیدار : قصه نوجوان زرتشتی که برای یافتن حقیقت  تنها به خارج مسافرت می کند.

رویای یک دیدار : قصه نوجوان زرتشتی که برای یافتن حقیقت تنها به خارج مسافرت می کند.


ما مسلمانیم اما "سلمان" نیستیم.
سلمان انقدر عزیز زمین و آسمان بود که اهل_بیت او را از خودشان می دانستند.
این کتاب فوق العاده زیبا ،فوق العاده عمیق و جهت دهنده و حرکت بخش کمی ما را به سلمان نزدیک می کند.

 

معرفی:

عاشق نور زندگی متفاوت دارد.
نور کاری به این ندارد که آیینت زرتشت است، ایرانی هستی یا نه…
نور به دلت نگاه می‌کند.
به اشتیاقت.
آدمی اگر عاشق شود، متحمل بیابان‌ها هم می‌شود. زخم زبان یهودی را به جان می‌خَرَد، گرسنگی را نمی‌بیند و حتی به اسارت تن می‌دهد. این معجزه عشق است!
که عشق، “روزبه” را “سلمان” کرده است.

جوانی متفاوت و برومند بود، از خانه که فرار کرد دنبال یک رویا رفت تا با دیدارش آرامش را پیدا کند، کسی که زندگی تکراری و یکنواختش را لذت‌بخش کند. سیصد سال شب و روز متفاوت را تجربه کرد تا…
این داستان واقعی را پس از خواندن به دیگران هم خواهید داد.
کتاب رویای یک دیدار در ۱۶۷ صفحه توسط انتشارات عهد مانا در سال ۱۳۹۷ به چاپ رسیده است.
این کتاب روایتگر جوانی پارسی و برومند به نام روزبه است که خانواده او از موقعیت ممتازی در دوران ساسانیان برخوردارند. روزبه، زرتشتی است و مشتاق طراوت و نور. تا اینکه این اشتیاقش او را به سوی “فرار از خانه” پیش می‌بَرَد…

خلاصه:
کتاب رویای یک دیدار روایتی ست تاریخی از گوشه‌ای از زندگی سلمان فارسی.
زمانی که روزبه نوجوان به دنبال نور، از آیین زرتشت به مسیحیت گرویده می‌شود. این شوق در روزبه او را وادار می‌کند تا از خانه اشرافی پدر بگریزد و سختی بیابان‌ها و یهودیان و گرما و سرما را تحمل کند تا عاقبت به سرچشمه آب حیات برسد و بشود “سلمان منا اهل البیت”.

🧀برشی از کتاب:
آیا درراه راهزنان اموالت راغارت کرده اند ؟از سرزمین پارس که چنین ژولیده و فقیرانه بیرون نیامده ای ؟
نگاهی به چشمان کشیش انداخت نگاهی که تاعمق نگاه کشیش پیش می رفت .
-هرچه داشتم مسیح از من گرفت .
-مسیح ؟
-آری  او از همه راهزنان تیز تر ومهارت دار است .او پدر ومادرم را ازمن گرفت ومرا سرگشته بیابان ها کرد .(ص 126)

 

 

او سلمان شد: مسیر تاریخی انسانی که می خواهد از صفر بگذرد و به بی نهایت برسد

 

او سلمان شد ، سید ناصر هاشم زاده

سلمان یک فصل بهاری از زندگی انسان هاست. سلمان یک فرد نیست، مسیر تاریخی انسانی است که می خواهد از صفر بگذرد و به بی نهایت برسد و پا در گل زمین نماند. 

نوجوانی زرتشتی که جایگاه دینی، اقتصادی و سیاسی بالایی در میان زرتشتیان و حکومت دارد، اما فطرت حق طلبش نمی گذارد که به ثروت و لذت بسنده کند. در جوانی از خانه فرار می کند ، تا به هدف خلقت برسد.

روزبه(سلمان) که دین زرتشت دلش را راضی نمی کند و سوال های فکرش را پاسخ نمی دهد، راهی کلیسا می شود و پیش راهب هایی که حد فاصل بین حضرت عیسی تا آخرین پیامبر هستند شاگردی می کند. از کلیسای این شهر تا کلیسای شهرهای دیگر می رود. تنها و بی خانواده، اما راضی نمی شود. تا اینکه خودش در لباس آخرین وصی به آخرین پیامبر دنیا می رسد و سلمان، محمدی می شود. خستگی ناپذیر، دل سپرده به ندای فطرت و گریزان از راحت طلبی، متفکر و متوجه به اصل خلقت، راهی شهرها و کشور های دیگر می شود.
او یک حق جوی زرتشتی است که جزو حق طلبان مسیحی و یاران محمد مصطفی(صل الله علیه وآله) می شود و جزو یاران حضرت حجت (ارواحنا له الفداه) در آخرالزمان. (سلمان جزو ۳۱۳ نفر اصحاب حضرت هستند.)

داستان کتاب کشش خوبی دارد هرچند قلمی که نویسنده انتخاب کرده باعث شده است، ابتدا عده ای به راحتی با کتاب انس پیدا نکنند. هر چند کمی که از داستان می گذرد دلبسته می شوی و حتی چند جایی دلت می خواهد که با تفصیل بیشتری از اصل موضوع مطلع شوی. البته شاید دور بودن فضای تاریخی رمان باعث این خلاصه گویی ها شده باشد.

به هر حال کتابی ست که افراد درون گرا، دوستان معنوی خوان و اهل فکر، جوانان ی که متفاوت بودن را طالبند و می خواهند یک جوانی پر بار و نتیجه بخش داشته باشند، می توانند این رمان را چندین بار بخوانند که قابل است.

پایان نقد اول

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...