نمکتاب

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir
یاران صمیمی: yaran_samimii@




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۹، ۱۰:۴۷ - یاسمن گلی:)
    عالی:))

۲۵ مطلب در خرداد ۱۴۰۰ ثبت شده است

دوشنبه, ۳۱ خرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

حل المسائل نماز

کتاب حل المسائل نماز : پاسخ های کوتاه به ۴۰ پرسش مهم جوانان
 

کتاب حل المسائل نماز: پاسخ های کوتاه به ۴۰ پرسش مهم جوانان

کتاب حل المسائل نماز
نویسنده: سید داود سید میرزایی، هادی قطبی
انتشارات بهار دلها

بریده کتاب:

خورشید چه نیازی به ما دارد؟ اگر همه ما پشت به خورشید خانه بسازیم و یا همیشه در تاریکی به سر بریم، خورشید ضرر کرده است یا خود ما؟ ما هستیم که برای تامین ویتامین بدنمان باید در معرض نور خورشید قرار بگیریم. ما هستیم که برای نور بهتر و آرامش روانی بیشتر خود و خانواده مان باید پنجره ای رو به خورشید داشته باشیم. خورشید به ما نیازی ندارد، ما به او نیاز داریم.
در عبادات نیز همین گونه است!

بریده کتاب(۲):

بسیاری از روان شناسان و روان پزشکان دریافته اند که توجه کامل به خداوند، با تمام اعضا و حواس که در حین نماز ایجاد می شود باعث به وجود آمدن حالتی از آرامش می شود که تاثیر بسزایی در کاهش ناراحتی های عصبی دارد. دکتر هاسیوب می گوید: مهم ترین عامل خواب آرامش بخش که من در طول سال های متمادی تجربه و درمان مسائل روانی به آن پی بردم، همین نماز است!

بریده کتاب(۳):

خواندن نماز به زبان عربی، نشان از جهانی بودن دین اسلام است، زیرا جمعیتی که آیین مشترک دارند باید زبان واحد داشته باشند؛ یعنی علاوه بر زبان مادری و محلی، از زبان عمومی و جهانی هم برخوردار باشند. در اسلام این زبان عربی است.
مهم تر از همه این که خواندن نماز به آن چه که خدا فرمان داده است و با زبان عربی، موجب حفظ کلمات و مصونیت از تحریف و آمیخته شدن با خرافات می شود، چون در اثر ترجمه ممکن است لغات در زبان های مختلف، معانی متفاوتی داشته باشند و نتوان مقصود اصلی را که در زبان اصلی به بهترین وجه بیان شده است، دریافت!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ خرداد ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
شنبه, ۲۹ خرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

مهمان صخره ها

کتاب مهمان صخره ها : زندگی کامل یک خلبان ایرانی، حس افتخار را تجربه کنید.
 

کتاب مهمان صخره ها: زندگی کامل یک خلبان ایرانی، حس افتخار را تجربه کنید.

کتاب مهمان صخره ها
نویسنده: راحله صبوری
انتشارات سوره مهر

بریده کتاب:

وقتی به هوش آمدم خبری از تخته سنگ ها و سیاه چادرها نیست. باد مرا از آن جا دور کرده بود و کاملا به فضای دیگری برده بود. به میان دره وسیعی که اطرافش را کوه های بلند و جنگلی انبوه فرا گرفته بود. در آن جا بار دیگر، پنج شش نفر از عشایر، که انگار سقوط مرا از قبل دیده بودند، از میان شیارها و صخره ها بیرون آمدند و در حالی که با داد و فریاد چیزهای نامفهومی می‌ گفتند، دسته جمعی دویدند دنبال چتر. من با چشمان نیمه باز می دیدم به زمین نزدیک شده‌ ام. شاید پنج شش متر با زمین فاصله داشتم. می خواستم چنگ بزنم و دو دستی زمین را بگیرم، اما هیچ امکانی برای نشستن نداشتم.

بریده کتاب(۲):

بعد از چهار روز، مرا از چادر بیرون آوردند. آفتاب هنوز توی آسمان بود، اما گرمایش ملایم بود و رمقی نداشت. نسیم بعدازظهر که به صورتم خورد، حالم را کمی بهتر کرد. از آن ها خواستم مدتی مرا بیرون چادر نگه دارند تا به آسمان نگاه کنم و آفتاب بخورم. آن ها قبول کردند و ده دقیقه ای تخت خواب مرا بیرون چادر گذاشتند.

بریده کتاب(۳):

برگشتم اندیمشک. فکر می کردم اگر پدرم بفهمد، می خواهم خلبان بشوم حتماً عصبانی می شود. با خود نقشه کشیدم اگر چیزی پرسید، چه بگویم که نفهمند، اما برخلاف تصورم، وقتی پدرم شنید برای خلبان شدن اقدام کرده ام، خوشحال شد و تشویقم کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ خرداد ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۲۸ خرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

بوسه بر دار

کتاب بوسه بر دار
نویسنده: محمدجواد مرادی نیا
انتشارات سوره مهر

بریده کتاب:

رئیس با عجله از پشت میز به این طرف آمد. ناظم چشم از حیاط برگرفت و به وسط دفتر آمد. معلم ها نیز از کلاس رفتن منصرف شده، ایستادند تا ببینند چه خواهد شد. رئیس جلو آمد و پرسید: «می شود بفرمایید حاج آقا چه اتفاقی افتاده؟ اول صبحی چرا با عصبانیت به مدرسه آمده اید و نظم مدرسه را به هم می زنید؟»
آیت الله پاسخ داد: «دیگر می خواستید چه اتفاقی بیفتد؟ این آقا روز روشن، سر کلاس، جلوی چشم سی چهل دانش آموز نوجوان، بطری عرق سر می کشد. آخر اینجا مدرسه است یا عشرتکده؟ محل آموختن علم است یا محل فاسد کردن بچه های مردم؟ آخر مگر این مدرسه صاحب ندارد؟…»

بریده کتاب(۲):

بازجو روی برگه بازجویی سوالاتی نوشت و شفاهی هم شروع به پرسش کرد.
– شما چرا به زندان آمده اید؟
– نیامدم، مرا آوردند.
– چرا آوردند؟ چرا دیگران را نیاوردند؟
– هر کسی که صدا داشته باشد، سرنوشتش زندان است.
– نظر شما درباره خمینی چیست؟
آیت الله غفاری در اینجا، کلمه «آقا» را بر کلمه خمینی اضافه کرد که ناگهان سیلی محکم بازجو، بر گونه اش نشست. در پاسخ نوشت: «دشمن خمینی، کافر است.»

بریده کتاب(۳):

نماینده دادستان ارتش، دادنامه اش را اینگونه شروع کرد: «به نام نامی اعلی حضرت همایون شاهنشاه آریامهر، متهم، غیر نظامی، حسین غفاری، فرزند عباس، متهم یک به اصطلاح روحانی جامد، افراطی و متعصب است…» هنوز دهان نماینده دادستان باز بود و داشت کلمات را یکی پس از دیگری با آب و تاب بر زبان می راند که فریاد آیت الله سخن او را قطع کرد: «ساکت باش مرد!»
رئیس دادگاه دخالت کرد. با چکش پلاستیکی اش روی میز زد و گفت: «زندانی! ساکت باش.»
آیت الله در حالی که ایستاده بود، دستش را به سوی رئیس نشانه رفت و گفت: «اگر می خواستم ساکت باشم، اینجا چه کار می کردم؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۲۷ خرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

زندگی موفق

کتاب زندگی موفق: دستورهای زندگی ساز برگرفته از سخنان پروردگار عالم و پیامبر(ص)

 

کتاب زندگی موفق
نویسنده: عباس رحیمی
انتشارات جمال

معرفی:

زندگی موفق بدون دانستن رازهای واقعی بهتر زیستن و به کار بستن آنها میسر نیست.
بی گمان تنها کسانی می ‌توانند این رازها را به خوبی بشناسند و به دیگران بیاموزند که انسان را به خوبی شناخته و این رازها را در عمل به کار گرفته باشند و زندگی آنان سرشار از موفقیت شده باشد؛ از این رو اثر حاضر، دستورهای زندگی ساز خود را از سخنان پروردگار عالم و خاندان پاک پیامبر (ص) برگرفته و به حق، رازهای واقعی بهتر زیستن را به ما هدیه داده است. کتاب زندگی موفق که به قلم حجت الاسلام عباس رحیمی استاد حوزه و دانشگاه، نگاشته شده اثری موفق در این زمینه بوده و بارها باز چاپ شده است.
مطالعه این اثر خواندنی و تاثیرگذار برای همه کسانی که خواستار خوشبختی دنیا و آخرت خویش اند بسیار سودمند است.

بریده کتاب:

عقل تنها نردبان تکامل و دوری از لغزش و انتخاب راه بهتر است. اکنون این سوال مطرح می شود که آیا عقل و قدرت انتخاب در همه انسان ها یکسان است و آیا این عقل می تواند رشد و توسعه یابد؟
عقل بر دو گونه است: یک گونه، همان عقل طبیعی است که هر انسانی از بدو تولد با خود دارد؛ یعنی همان چیزی که او را از دیوانگان و جانوران وحشی ممتاز می سازد.
گونه دیگر عقل قابل توسعه و تکامل است و در هر کس به گونه ای ویژه قرار دارد و آن عقل تجربی و عقل زندگی است.

بریده کتاب(۲):

محاسبه اعمال از سفارش هایی است که در متون دینی به آن توجه شده، پس لازم است مومن با خرد اعمال خود را حسابرسی کند و از بد و خوب آن آگاه شود تا بداند پیشرفت داشته یا تنزّل نموده است. رشد و پیشرفت در گرو همین حسابرسی است وگرنه فردی که از کمال یا نقص خود آگاه نیست، هرگز در مقام اصلاح و تکامل بر نمی آید.

بریده کتاب(۳):

کسی که می خواهد سالم زندگی کند باید نسبت به برخی از امور بی اهمیت و بی توجه و نسبت به بسیاری از مشکلات کوچک، بی اعتنا باشد و در یک کلمه زندگی را سخت نگیرد.
در مسافرت رفتن، مهمانی رفتن، زن گرفتن، شوهر کردن و … سخت گیر نباشد.
تقید زیاد به چیزی و بزرگ کردن آن و سخت گرفتن کارها، عامل خستگی، فرسودگی، ناامیدی و از کار افتادگی خواهد شد.
انسان باید در عین مسئولیت پذیری و توجه به امور زندگی، آن را ساده بگیرد.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۲۶ خرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

من و کتاب

کتاب من و کتاب : بیانات و نظرات مقام معظم رهبری درباره اهمیت کتابخوانی
 

کتاب من و کتاب: بیانات و نظرات مقام معظم رهبری درباره اهمیت کتابخوانی

 

کتاب من و کتاب
نویسنده : 
سیدعلی خامنه ای
ا
نتشارات سوره مهر

بریده کتاب:

شما مربی عزیز، شما که در کتابخانه با کودک مواجه می‌ شوید، شما که قصه می‌ گویید، شما که کتاب می‌ فرستید، شما که کتاب می ‌خوانید، شما که در کار هنری و آفرینش هنری خودتان آن کودک را مخاطب قرار می‌ دهید، بدانید که الان درست روی خط اصلی و اساسی حرکت می‌ کنید. شما درست آن کاری را که باید انجام بگیرد، دارید انجام می ‌دهید.

بریده کتاب(۲):

نفس عرضه کتاب، نفس کشاندن مردم به میدان مطالعه کتاب کار مفیدی است. برای اصلاح فرهنگ عمومی، باید کتاب منتشر بشود. کوشش کنید که بیشتر به کیفیت پرداخته بشود.

بریده کتاب(۳):

من در دوره نوجوانی زیاد مطالعه می‌ کردم.
غیر از کتاب‌ های درسی خودمان که مطالعه می‌ کردم و می ‌خواندم، هم کتاب تاریخ، هم ادبیات، هم کتاب شعر، هم کتاب قصه و رمان می‌ خواندم. به کتاب قصه خیلی علاقه داشتم و خیلی از رمان ‌های معروف را در دوره نوجوانی خواندم‌. شعر هم می ‌خواندم. من در دوره نوجوانی و جوانی، با بسیاری از دیوان ‌های شعر آشنا شدم.
به حدیث هم علاقه داشتم؛ الان احادیثی یادم است که آن‌ها را در دوره نوجوانی خواندم و یادداشت کردم.

احادیثی را که دیروز یا همین هفته نگاه کرده باشم یادم نمی ‌ماند؛ اما آن‌ هایی که در دوره نوجوانی خواندم کاملا یادم است. شماها واقعا باید دوره نوجوانی و جوانی را قدر بدانید.
هرچه امروز مطالعه کنید برایتان می ‌ماند و هرگز از ذهنتان زدوده نمی‌ شود.
این دوره نوجوانی، برای مطالعه کردن و یاد گرفتن، دوره خیلی خوبی است.
واقعا یک دوره طلایی است و با هیچ دوران دیگری قابل مقایسه نیست.

بریده کتاب(۴):

این عادت هنوز در بین مردم ما جا نیفتاده است که بروند کتابی را بخرند، بعد آن را بخوانند، بعد به دوستشان یا به فرزندشان هدیه بدهند، تا آن‌ها هم بخوانند؛ این‌طوری نیست. ای بسا کتابی را می ‌خرند، بعد آن را کناری می‌ گذارند؛ یا مثلاً کتابی را دوستی به دوستی هدیه می ‌دهد، او هم کناری می ‌گذارد! واقعاً کتاب خواندن در مملکت ما جا نیفتاده است و این درد بزرگی است. ما از اهمیت و عظمت این درد غافلیم. اگر کتاب در بین همه مردم تقسیم بشود، ببینید چقدر سطح فرهنگ جامعه بالا می‌آید و چه منافعی از این ناحیه عاید می ‌شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ خرداد ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
سه شنبه, ۲۵ خرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

مجید بربری

کتاب مجید بربری: عاشقانه ترین کتاب شهید مدافع حرم، حر زمانه ما… مجید قربانخانی.

 

کتاب مجید بربری
نویسنده: کبری خدابخش
انتشارات شهید کاظمی

بریده کتاب:

توی آن ظلمات شب، تنها نور چراغ های ماشین بود که غلظت تاریکی را گرفته بود. حاج سعید در ماشین را که بست و خواستند راه بیفتند، صدای مجید را شنید که پرده شب را می شکافت و پیش می آمد:
حاج سعید، حاج سعید، عموسعید! به مولا قسم خودت فردا می بینی این دردسر رو، هم خاکش می ‌کنن، هم پاکش می کنن!

بریده کتاب(۲):

از نجف که پیاده راه افتادند به سمت کربلا، مجید با قافله رفقا بود و نبود. شاعر راست گفته بود:
من در میان جمع و دلم جای دیگر است!
هشتاد کیلومتر راه بود و به عبارتی؛ هزار و چهارصد و پنجاه و خرده ای عمود. مجید توی این راه دور و دراز ، آرام بود و مثل آدم غریق، در افکار خودش دست و پا می زد. انگار روی دهانش مهر زده بودند و جز به ضرورت، حرف نمی زد؛ ساکت و خاموش و لب دوخته، عینهو صدف. گرچه بیرونش آرام و خاموش بود، ولی پیدا بود که درونش، طوفان و تلاطم است.

حال مجید تا آخرین عمود و تا خود منزل آخر همین بود، اما همین که پا به حرم کربلا گذاشت و چشمش به گنبد اباعبدالله و بین الحرمین افتاد، همان جا روی زمین فرو ریخت. انگار با قامت فرو افتاده و زانوی در بغل، خودش خیمه عزا شده بود.

بریده کتاب(۳):

راستی حاجی! با این دردسری که برا خودم درست کردم، چی کار کنم؟
عمو سعید یک آن جا خورد، پرسید:
چی داری می گی؟ دردسر چی؟ مجید به جای جواب، آستینش را بالا زد. روی دستش خال کوبی عجیبی بود. عمو سعید تا به حال ندیده بود. شنیده بود بین بچه ها، کسی هست که خال کوبی دارد، اما فکرش را هم نمی کرد آن آدم، مجید باحال و بامرام باشد. هیچی مجید جون، کاری نمی خواد بکنی!
نمی دونم چی کار کنم. آبروم رو برده. ناراحت نباش، خداوند توبه پذیره، خدا می بخشه. اگه نبخشیده بود که این جا نبودی، مدافع حرم نمی شدی. قدر جایی رو که هستی بدون.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
دوشنبه, ۲۴ خرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

معنویت اوشو

کتاب نیم نگاهی به معنویت اوشو
نویسنده: حمزه شریفی دوست
انتشارات: موسسه فرهنگی بهداشت معنوی-عصر آگاهی

بریده کتاب:

در بیان اشو، خدا هر چند حقیقت دارد؛ موجودی است ناقص و ضعیف که نباید و نمی تواند «غایت» سیر سالک واقع شود. دین هم تجربه ای است درونی و فردی و تهی از رسالت های اجتماعی. این سیر درونی که از منظر اشو در قالب مراقبه انجام می پذیرد، اگر با هدف تحصیل شادمانگی استمرار یابد، دیانت نام میگیرید. هم‌چنین او معتقد است اصولا خداوند برای انسان نظامی به نام شریعت برپا ننموده است.

بریده کتاب(۲):

اشو یکی از کسانی است که در روزگار ما سعی کرد مذهب تانترا را به جهان معرفی کند و موفقیت هایی هم در این خصوص به دست آورد. در مورد ایده های اشو به طور خلاصه باید گفت اشو بسیاری از امور را مخدوش می داند و مورد حمله قرار می دهد؛ از جمله خانواده، علم و فلسفه، تمدن غرب، سیاست مداران، ادیان و مذاهب، هیچ کدام در نظر اشو جایگاهی ندارند. از طرف دیگر، وی خود را از بسیاری از بزرگان و دانشمندان حتی از پیامبران الهی هم برتر می داند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
يكشنبه, ۲۳ خرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

شوهر دوست داشتنی

کتاب شوهر دوست داشتنی
تدوین: زهرا گلپایگانی، مرضیه عزتی وظیفه خواه، مطهره عابدینی، صغری ناطقی پیکانی، فاطمه بلغانی

بریده کتاب:

بی‌هیچ دلیلی دستم را بگیر و ابراز محبت کن، به خصوص در زمان‌ هایی که ناراحتم، این کار مسکن خوبی است.

بریده کتاب(۲):

امام صادق (علیه السلام):
دل به نوشته و مکتوب اعتماد می ‌کند و آرام می ‌گیرد. آداب تعلیم و تعلم در اسلام صفحه ۴۸۲

بریده کتاب(۳):

گاهی اوقات خود را به‌ جای همسرت بگذار؛ و یادت باشد همان ‌طور که تو به محبت او نیاز داری، او هم به تو و محبت تو نیاز دارد.

بریده کتاب(۴):

در مواقع پرتنش، لطفاً با کلمات آرام ‌کننده با من حرف بزن تا به خودم بیایم و تعادلم را به دست آورم.

بریده کتاب(۵):

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم):
تکریم نمی ‌نمایند زنان را مگر افراد بزرگوار و تحقیر نمی ‌نمایند آن‌ ها را مگر فرومایگان. نهج الفصاحه صفحه ۳۱۸

بریده کتاب(۶):

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم):
جبرئیل همواره سفارش زن ها را می کرد، چنان که خیال کردم مرد حق ندارد (حتی کوچکترین کلمه توهین آمیزی مثل) «اوف» به او بگوید. مستدرک، ج ۱۴ صفحه ۲۵۲

بریده کتاب(۷):

در مقابل دیگران از من حمایت کن. در خلوت می ‌توانیم راجع به اختلافاتمان حرف بزنیم. گاهی برایم یادداشت عاشقانه بگذار، این کار وقت زیادی از تو نمی‌ گیرد، ولی برای من یک دنیا می ‌ارزد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
شنبه, ۲۲ خرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

او یک مدرس بود

او یک مدرس بود : خاطراتی از تیزبینی سیاسی، اخلاق،منش اجتماعی و فردی شهید مدرس
 

او یک مدرس بود : خاطراتی از تیزبینی سیاسی، اخلاق،منش اجتماعی و فردی شهید مدرس

او یک مدرس بود
نویسنده: مهدی آقایی
انتشارات نشر معارف

بریده کتاب:

دیدم آقا بسته ‌ای برایم آورده. به من گفت:
_این را همراه داشته باش.
اولش فکر کردم پولی، اسکناسی باید باشد، اما وقتی بازش کردم جا خوردم. فکر کردم این دیگر برای چه؟ به ذهنم رسید شاید آقا می ‌خواهد بگوید همیشه آماده رفتن باش.
راستی آقا برایم یک کفن آورده بود.

بریده کتاب(۲):

میرزاده عشقی، علیه مدرس شعر گفته بود، اما پشیمان شده بود. آمده بود برای عذرخواهی. سید آمد جلو، دست به سر و صورت عشقی کشید و گفت:
_پسرعموجان!
بیا که نوبت صلح است و دوستی و سلامت
به شرط آن که نگویی از آن چه رفت حکایت

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۲۱ خرداد ۱۴۰۰، ۰۳:۰۰ ب.ظ

شکفتن سهم توست

کتاب شکفتن سهم توست
نویسنده: داود حسینی، علی‌احمد پناهی
انتشارات: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)

بریده کتاب شکفتن سهم توست :

نوجوانی که برای اوقات فراغت و حتی ایام زندگی خود برنامه‌ ریزی دارد، از عزت‌ نفس بالایی برخوردار است. داشتن حُرمت خود (خود ارزشمندی) در سنین نوجوانی، از اهمیت بالایی برخوردار است و نوجوان را از انحراف نگه می ‌دارد؛ زیرا کسی که خودش را شخصی ارزشمند و دارای موقعیت اجتماعی می ‌داند و احساس می ‌کند که برای جامعه مفید است، هرگز این عظمت را با کارهای ضد اخلاقی تباه نمی‌ سازد.
(شکفتن سهم توست، ص۲۵۹)

بریده کتاب(۲):

از مسایل مشکل‌ آفرین برای نوجوانان، پرخاشگری و رفتارهای پرخاشگرایانه در روابط خود با اشیا، افراد و خود است.
بعضی از روان‌ شناسان پرخاشگری را رفتاری می‌ دانند که به دیگران آسیب می‌ رساند یا بالقوه می‌ تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی یا لفظی و یا به صورت تجاوز به حقوق دیگری باشد. عده‌ ای دیگر، پرخاشگری را رفتاری می‌ دانند که به قصد آزار کسی یا آسیب رساندن به چیزی ابراز می‌ شود.
پرخاشگری، نشان‌ دهنده شورش درونی فرد و حاکی از وجود احساساتی است که گویی فرد از بازگو کردن آن وحشت دارد. رنجی در درون او وجود دارد که نمی‌ تواند آن را رفع و جبران کند و ناگزیر تلافی آن را سر دیگران در می‌ آورد.
(شکفتن سهم توست، ص۱۷۵)

بریده کتاب(۳):

«برای تنظیم روابط سالم با والدین باید در نظر آورید که اگر شما خودتان به جای آن‌ ها بودید و آن ‌ها جای شما بودند، دوست داشتید چگونه با شما رفتار کنند، و شما چگونه با آن‌ها رفتار می‌ کردید. در هر سطحی از معاشرت برای رسیدن به یک ارتباط ایده‌آل و پسندیده، تنها یک معیار وجود دارد و آن این‌ که ارتباط را به شکل معکوس در نظر بگیرید؛ یعنی معاشران (والدین) در جای شما قرار بگیرند و شما به جای آن‌ ها باشید. آن‌ گاه است که آداب معاشرت و (روابط سالم) بدون کم و کاست را می ‌فهمید و به‌کار خواهید گرفت و باب یک ارتباط سالم فراروی شما گشوده خواهد شد.»

حضرت علی (ع) در وصیت خود به فرزندش امام حسن مجتبی (ع) می‌ فرماید:
« ان تُحِبّ للنّاس ما تّحِبُّ لِنَفسِکَ؛
دوست بدار برای مردم آنچه برای خود دوست می ‌داری» (شکفتن سهم توست، ص۵۳ و ۵۴)

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۰۰ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...