نمکتاب

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir
یاران صمیمی: yaran_samimii@




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۹، ۱۰:۴۷ - یاسمن گلی:)
    عالی:))

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «به نشر» ثبت شده است

جمعه, ۷ آذر ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

دایره های جادویی (ماندالا)

کتاب دایره های جادویی (ماندالا) : یک کتاب رنگ آمیزی جذاب و متفاوت برای رشد خلاقیت

 

کتاب دایره های جادویی (ماندالا)
انتشارات به نشر (آستان قدس رضوی)

معرفی:

رنگ آمیزی ماندالا باعث آرامش کودک می ‌شود، او از بازی با رنگ ها شاد می ‌شود، به نتیجه ی کار خود افتخار و توانمندی های خود افتخار می ‌کند.
مربیان کودک مدعی هستند که کار منظم با ماندالا سال هاست که در مهدکودک ها و دبستان های جهان به صورت هدفمند به کار گرفته می شود تا کودکان در سال های بعد معتدل تر، درک پذیرتر و متمرکز تر می شوند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ آذر ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
پنجشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

مجموعه شاه فراری شده

مجموعه شاه فراری شده: خاطراتی از دل واقعیت به زبان قصه هایی جذاب و ساده

مجموعه شاه فراری شده
نویسنده: مجید ملامحمدی
انتشارات: به نشر (انتشارات آستان قدس رضوی)

معرفی:

سخن نویسنده اش برای این مجموعه کتاب:
قصه هایی که در این کتاب می‌ بینید، بیشتر خاطراتی هستند که در سال های کودکی من که در شهر قم زندگی می کردم روی داده است.
برای اینکه بتوانم این خاطرات را به قصه تبدیل کنم ناچار شدم نام بعضی از آدم ها و مکان ها را تغییر بدهم، با این حال ماجرای قصه واقعی است، واقعیِ واقعی…
جای پدرم استاد محمد محمدی اشتهاردی خالی است تا بنشیند و این کتاب را بخواند…
مجموعه در مورد انقلاب بیشتر برای نوجوانان است، کمتر برای کودک به این قوت قلم و زیبایی نوشته شده است، تصویرگری جذابی هم دارد و ایده نویسنده برای فونت هم جالب است. اگر بخواهم در یک جمله خلاصه کنم می گویم:
داستان هایی خواندنی و زیبا از متن انقلاب که باید هر کودکی بداند.

بریده کتاب:

سرم گیج رفت. ستاره ها دور سرم چرخ می خوردند، اصلاً نفهمیدم آن روز چه طوری ساعت های مدرسه را به آخر رساندم. وقتی به خانه رسیدم داد زدم: مادر! من دیگر دوست ندارم شاگرد اول بشوم، من می‌ خواهم امتحان هایم را خراب کنم تا به دیدن شاه نروم.
مادر که توی حیاط داشت رخت می‌ شُست، سر بلند کرد و پرسید: به دیدن کی؟
_شاه

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...