پنجشنبه فیروزه ای

#پنجشنبه_فیروزه_ای
#سارا_عرفانی
📚 📚 📚
عاشق ها فکر می کنند رنگ آسمان فیروزه ای است،پنجشنبه ها فیروزه ای است. شاید آنها از پشت پنجره ی خاصی آسمان را فیروزه ای دیده اند، شاید پنجره شان فولاد بوده پنجره انداخته اند به شبکه های پنجره و آسمان را دزدیده اند راست می گویند: از پشت پنجره فولاد آسمان عاشقان فیروزه است....
خلاصه ی داستان👇
"پنجشنبه فیروزهای" رروایتی از یک #دانشجو ست که به سادگی مخاطب با آن همذات پنداری می کند؛ دانشجویی که اهل ادا در آوردن نیست.
رمان وارد رابطه ظریف چند دختر دانشجو میشود که برای زیارت راهی #مشهد شدند.
نویسنده با زیرکی و در عین حال توجه به جنبه های مختلف، مخاطب را به درون تو در توی ذهن #دختران_جوان_دانشجویی میبرد که در این سفر همراهند.
این رمان، از لحاظ بیان رویدادهای داستانی اثری به شدت #امروزی است.
به عبارت سادهتر این رمان در زمره آثار آپارتمانی و لوکس و شبه روشنکفرانه است.
#یه_پاراگراف_بی_مقدمه
🔻پدر مریم آرام به شهاب گفت:
«می دونی از صبح تا الان که اینجا نشستم چند نفر از فامیل و دوست و آشنا، پیام دادن که #عکس دخترمو با توی یه لا قبا توی سایت دیدن؟!
احتمالا مادر و خواهر که داری...
پس می فهمی چی میگم.
حالا مثل بچه آدم بلند شو از جلو چشمم تشریف ببر تا ادبیاتم عوض نشده! »
نقد رمان پنجشنبه فیروزه ای : بیان داستان یک جوانمرد و پرداختن به آرزوها و آسیب های قشر دانشجو
نقد رمان پنجشنبه فیروزه ای ، نویسنده: سارا عرفانی
پنجشنبه هم پایان است، هم آغاز شیرین.
داستان پایان جوانی کردن یک جوان و آغاز زندگی یک جوانمرد.
قهرمان داستان جوانی خوش قد و قامت است.
او به سبک همه امروزی ها برای خودش دنیایی از عشق و موتور و موسیقی و درس ساخته است.
او با یک اتفاق و یک حرکتِ جوانمردانه مسیرش تغییر میکند.
نویسنده سعی کرده است در فضای دانشجویی موجود کشور، آرزوها و آسیب های این قشر را با نگاهی واقع گرایانه و دقیق به تصویر بکشد.
از طرفی وضعیت فرهنگی جامعه هم از نگاه تیزبین خانم عرفانی دور نمانده است و مورد نقد و بررسی مختصری قرار گرفته است.
پیام اصلی داستان:
(۱) در این کتاب افراد با اختیار و انتخاب های خودشان، مسیر زندگی و آینده شان را رقم می زنند.
انتخابی که از نوجوانی و جوانی تبلور حرکتی در زندگی افراد پیدا می کند و در طول عمر، خوشبختی و بدبختی فرد را رقم می زند.
(۲) البته، نویسنده عمده وقت و همت خود را روی زندگی جوانی به نام سلمان می گذارد.
او در مسیری حرکت می کند که چندان به خیر نیست.
اما در جریانی که برایش رقم می خورد در وادی دیگری قدم می گذارد.
وادی که او را به اوج می رساند و دیگران را هم با خود همراه می کند.
پیام فرعی داستان:
طی طریق از من تا او، از شر تا خیر و از ظلمت به نور مفهوم عمیق این کتاب است.
باز کردن زوایای پنهان روحیات و اخلاق فردی شخصیت ها به کتاب جذابیت خاصی داده است.