نمکتاب

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir
یاران صمیمی: yaran_samimii@




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۹، ۱۰:۴۷ - یاسمن گلی:)
    عالی:))
شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۸، ۰۷:۵۴ ب.ظ

وقت بودن

وقت بودن : وقت ماندن است، وقت ماندن و جوانمردی کردن...حتی به قیمت جان دادن

وقت بودن نویسنده: جلیل سامان انتشارات: کتابستان معرفت

وقت بودن : وقت ماندن است، وقت ماندن و جوانمردی کردن…حتی به قیمت جان دادن

 

وقت بودن
نویسنده: جلیل سامان
انتشارات: کتابستان معرفت

معرفی:

خیلی ها وقتی که باید باشند نیستند، وقتی که نباید حاضرند. رمان داستان جوانمردی است که به وقتش هست، می ماند و جان و مال و ناموس عده ای را نجات می دهدو وقتی هم که نباید آرام و بی صدا می رود.

 

نقد رمان وقت بودن: بیان یکی ازمعضلات موجود درجامعه مستعضف جنوب کشور.

 

نقد رمان وقت بودن نوشته ی جلیل سامان
داستانی ساده و قابل فهم .
نویسنده معضل موجود جامعه مستعضف جنوب کشورمان را، با دیدی نه منتقدانه، که محبانه نگاه کرده است.
او سعی کرده تا راه حل ارائه بدهد.
مشکل رسیدگی نکردن مسئولین به مناطق محروم کشورمان،
خرج بودجه های بیت المال در جاهایی که تاسف بار است ،
دست و پا زدن مردم این مناطق با مشکلاتشان و روی آوردن به راه حل هایی نادرست.
این ها نه فقط گناهش بر گردن مسئولین است که نتیجه اش هم خودش یک معضل بزرگ شده و بر دامان جمهوری اسلامی نشسته است.

نویسنده فراتر از کم کاری ها بیان می کند که یک فرد دلسوز هم می تواند کمک کار باشد و باری را از روی زمین بردارد.
که یک دولت با حجم عرض و طولی که دارد نتوانسته، چون نخواسته است.

داستان قاچاق سوخت و مواد درروستاها و شهرهای جنوب شرقی است که عده ای به دلیل فقر مالی و عده ای به دلیل سود هنگفت دست به این کار می زنند.

خلاصه داستان:
یک سرهنگ نیروی انتظامی، سال آخر خدمتش به این مناطق اعزام می شود و با دید روشن و سبک برادرانه، برای رفع بیکاری و رویگردانی از قاچاق، مردم سنی نشین روستا را یاری می دهد.
از سوی دیگر با قاچاقچیان ماهر منطقه مقابله می کند.
هر چند که به دلیل سکوت متعصبانه ی قومی عده ای، کاری از پیش نمی برند و همچنان شهید روی دستش می ماند.
سر آخر برای نجات زندگی یکی از همین مردم از پست و مقام و آبرویش می گذرد.

نویسنده شاید می خواسته:
الگوی عملی نشان دهد،
یا راهکاری ارائه دهد،
یا یادی از نیروهای به نام، اما مخلص کرده باشد،
یا مظلومیت مردم مناطق محروم را نشان دهد …
خلاصه در همه ی این ها، به اندازه یک داستان بلند توفیق داشته است.
در نهایت اینکه رمانی سالم و خوب است.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">