برادر انگلستان
کتاب برادر انگلستان : داستان جوانی که تمام دارایی اش را خرج مسیرش کرد…
کتاب برادر انگلستان
نویسنده: علیرضا قزوه
انتشارات: سوره مهر
معرفی:
چشم بستن بر روی تلخی ها خوب است اما اگر بدانی این تلخی درهمین ایرانمان و برای اجدادمان بوده و ممکن است سر خودمان هم بیاید، عاقلانه است که بدانیم تا دوباره ضربه نخوریم. این رمان تاریخی چند ده سال قبل خودمان است. بخوانید و لذت ببرید و تعجب کنید و … .
اسماعیل هستم پدر و مادرم از ترس مجازات شدن فرار کردند و من تا جوان قدبلند و موفقی هم شدم ندیدمشان. خودم قید زندگی آرام و مرغ وار را زدم، رفتم دنبال آن که پیدایشآن کنم، ندیدمشان اما تاریخ کشورمان به حقایق بیشتری دست پیدا کردم. وقتی سرکشیدم به پستوهایی که بر علیه ما پر بود از دسیسه ها و حیله ها، با چند تا آمپول دخلم را آوردند… دستنوشته ها پر از رمز و راز است. دقیق بین ها و عمیق خوانها بخوانند.
خلاصه:
داستان جوانی خوش فکر و خوش قد و قامت است به نام اسماعیل که برای انقلاب فعالیت میکرده و توسط ساواک و در انگلیس دارویی به او تزریق می شود و تا آخر عمر تعادل روانی اش را از دست می دهد. البته در حقیقت کتاب، داستان دشمن مردم ایران است که با هر ترفندی و با وسیله ای ظلمی در حق مردم ما می کنند و یک نمونه اش همین ساواک و از بین بردن جوانهای ما است.
نقد رمان برادر انگلستان: واقع نمایی ایران است و برادر انگلیسش!!!
نقد رمان برادر انگلستان نوشته ی علیرضا قزوه
داستان، داستان ایران است و مردمش.
قدمت تاریخی این سرزمین . عادت ها و آدابشان. اما نویسنده می خواهد برای من و شما، رمان ایران به اضافه انگلیس را بنویسد. انگلیسی که مثل برادر چسبیده است به کشور ما البته نه اینکه مثل برادر پشت و پناه باشد. بلکه برای عده ای از داخلی ها برادر وارانه (دو طرفه) عمل می کند و چپو می کند سرمایه هایمان را. رمان داستان اسماعیل جوان خوش قد و قامت و خوش استعدادی نیست که برای درس می دود انگلیس و آن جا وقتی می بیند شیر است و غیور و ضد شاه و انقلابی، با آمپول هایی او را دیوانه می کنند و تا آخر عمر کسی نمی فهمد این چند نفر جوان حسابی چرا این طور بی مقدمه اعصاب و روانشان به هم ریخت. داستان کشور برادر پر لبخند است. انگلیس که صد سال پیش از بیست میلیون جمعیت ایران، ۸ میلیون نفر را کشت و کاری کرد که در کتابهای تاریخ ما ننویسند و خودش در اسناد انگلیس جنایت قتل عام ایرانیان را با افتخار درآورده است. داستان انگلیسی که افغانستان و بحرین را از ما جدا کرد. رضا خان به اضافه جنایت هایش را حاکم کرد، … حالا اسماعیل را اگر قبول نکند جاسوسش بشود و معتقد بماند با دارو نابود می کند…
و هنوز مردم ما کشور انگلیس را بعنوان پیشرفته ترین کشور اروپایی می شناسند و نه به عنوان جنایت کارترین در حق مردم ایران زمین . رمان برادر انگلیس واقع نمایی ایران است و برادر انگلیسش که مثل کنه چسبیده و خون ما را می مکد.
علیرضا قزوه سعی کرده است در بین حرف های درهم و گنگ و پراکنده اسماعیل که مظلومانه با آمپول بیمار شده است واقعیت های تلخ تاریخ این سرزمین و بلاهایی که بر مردمش رفته است را بگوید.
آفتاب پر از توصیف مکانی و زمانی و شخصیت هاست که خواننده را در عمق کتاب غرق می کند و دل نگران شخصیت ها می شود. اتصال گذشته و حال کار دشواری است که به قلم توانای قزوه رخ داده است و خواننده را سردرگم نمی کند.
بهرحال پرداختن به تاریخ گذشته و اتصال آن به حال کار دشواری است و قطعا خوانندگان این رمان باید آثار واقع گرایانه و همراهی با شخصیت های عام و راوی را دوست داشته باشند. ساعات شیرینی را می شود به تلخی تاریخ طی کرد.