نمکتاب

نمکتاب
امام علی(علیه السلام): کتاب غذای روح است.هر کس با کتاب آرامش یابد هیچ آرامشی را از دست ندهد.

قدمی برای تحول مطالعه کشورمان!

سایت نمکتاب:namaktab.ir
کانال نمکتاب: @namaktab_ir
یاران صمیمی: yaran_samimii@




در اين وبلاگ
در كل اينترنت
آخرین مطالب
طبقه بندی موضوعی
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۱۵ دی ۹۹، ۱۰:۴۷ - یاسمن گلی:)
    عالی:))

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نشر افق» ثبت شده است

چهارشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۹، ۰۳:۰۰ ب.ظ

مهمان مهتاب

کتاب مهمان مهتاب: داستانی از یک خانواده که هر کدام از جوان ها راه خودش را می رود

 

کتاب مهمان مهتاب
نویسنده: فرهاد حسن زاده
انتشارات افق

معرفی:

دوقلو بودن و یک خواهر دانشجو داشتند. بینشان دعوا شد و فاضل تو گوشی خورد. راه آن ها از هم جدا شد. فاضل و کامل دو برادر و هر کس به دنبال آرزوهایش رفت. خواندن داستان یک خانواده که هر کدام از جوان ها راه خودش را می رود و یک سرنوشتی را رقم می زند خالی از لطف نیست.

بریده کتاب:

آشپزخانه را پیدا کرد. در یخچال از شدت موج انفجار باز شده بود و خوراکی هایش ریخته بودند بیرون. در یخچال را بست و به خوراکی های ریخته بر زمین نگاه کرد. صدایی شنید، صدای حرف و گفت و گو و خنده. بعد صدای پا از داخل حیاط و ساختمان. صدا نزدیک شد. فاضل چسبید به دیوار و پشت یخچال پناه گرفت. گفت و گوی شان را واضح می شنید. عربی حرف می زدند.
ص٣٩٢

 
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۹ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۲۹ آذر ۱۳۹۸، ۰۳:۰۰ ب.ظ

سرزمین نوچ

سرزمین نوچ : یک مهاجرت، مهاجرتی به ظاهر جذاب و رؤیایی، انتهای ماجرا خواندنی ست

کتاب سرزمین نوچ نویسنده: کیوان ارزاقی انتشارات: نشرافق

سرزمین نوچ : یک مهاجرت، مهاجرتی به ظاهر جذاب و رؤیایی، انتهای ماجرا خواندنی ست

 

کتاب سرزمین نوچ
نویسنده: کیوان ارزاقی
انتشارات: نشرافق

معرفی:

یک زوجِ عاشقِ خوشبخت، که رفته اند در سرزمین رویاها (بخوانید آمریکا) زندگی کنند..ظاهرا همه چیز خوب پیش می رود تا زمانی که یک اتفاق، مردِ داستان را……….!؟
بخوانید تا ببینید چه می شود!!

بریده کتاب:

دختر کلاس اول دبستان دستخط های کج ومعوج، نقاشی کاردستی، ارشیو مجله ها، وروزنامه ها، آلبوم عکس ها، خنزرپنزر هایی که سالها از این خانه وآن خانه کشیدی حالا باید نکلیفش را مشخص کنی”وقتی تصمیم به مهاجرت میگیری، دوتا چمدان ۲۰کیلویینه قدرت تحمل این همه خاطره را دارد ونه تومیتوانی دل بکنی از همه چیز هایی که زمانی دلخوشی تمام زندگی ات بود.

وقتی آرش وصنم ایران را ترک می کردند نمی دانستنند مهاجرت به امریکا با اتفاق های غیر منتظره، شادی ها وتلخی های بزرگی همراه است.

کیوان ارزاقی در سرزمین نوچ بخشی از زنگی ایرانیان ساکن امریکا را به شکل واقعی ترسیم کرده

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ آذر ۹۸ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
دوشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۸، ۱۲:۴۷ ب.ظ

دکتر جکیل و آقای هاید

کتاب دکترجکیل و آقای هاید : خوشگذران است و پرتوقع این آقای دکتر، وای به روزی که...

کتاب دکترجکیل و آقای هاید نویسنده: رابرت لویی استیونسن مترجم: محسن سلیمانی انتشارات افق

کتاب دکترجکیل و آقای هاید: خوشگذران است و پرتوقع این آقای دکتر، وای به روزی که…

 

کتاب دکترجکیل و آقای هاید
نویسنده: رابرت لویی استیونسن
مترجم: محسن سلیمانی
انتشارات افق

خلاصه:

دکتر جکیل یک پزشک بسیار خوش گذران و پولداری است که درعین حال بسیار باشخصیت است و وجهه اجتماعی فوق العاده ای دارد.
جکیل برای رسیدن به تمام خواهش های دلش تصمیم می گیرد ماده ای بسازد تا بتواند با آن به بُعد خوش گذران شخصیتش برود و با خیال راحت کارهایی را که فکر می کند غلط است ولی جالب وهیجان انگیز است انجام دهد، در همین راستا در طی تحقیقات پزشکی وعلمی خود موفق به کشف یک محلول شیمیایی می شود که می تواند او را به آدم دیگری تبدیل کند (بُعد خوش گذران وهوس باز وجودش) دکتر جکیل هر بار با خوردن آن محلول تبدیل به یک انسان زشت و بد قواره، وحشت انگیز، جنایتکار و وحشی می شود و خلاف های مختلفی را که دلش می خواهد، انجام می دهد.


دکتر جکیل هربار با خوردن این محلول از حالت خوب وجودش به حالت بد وجودش می رود و دوباره برمی گردد. اما کم کم می فهمد که در هر مرتبه، باید مقدار بیشتری از محلول را بخورد تا بتواند به حالت خوبش برگردد. تا اینکه در اخر عمر به جایی میرسد که احساس می کند بُعد شر وجودش بر او غلبه پیدا کرده و اورا رها نمی کند و نهایتاً با خوردن مقدار زیادی محلول به بُعد شر وجودش می رود اما هر کاری می کند دیگر نمی تواند به بُعد خیر خودش برگردد و نهایتا؟!…

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۸ ، ۱۲:۴۷
نمکتاب ...
چهارشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۲۱ ق.ظ

داستان دو شهر

داستان دو شهر : چه پرتلاطم است زندگی عاشقانه ای که آغازش با انقلاب فرانسه باشد...

داستان دو شهر : چه پرتلاطم است زندگی عاشقانه ای که آغازش با انقلاب فرانسه باشد…

 

داستان دو شهر : چارلز دیکنر، نشر افق

معرفی:

برای خیلی ها جذاب است که بدانند شروع شکل گیری توسعه اروپا چگونه بوده است. این کتاب داستان دختری است که زندگی عاشقانه اش در تلاطم انقلاب فرانسه دچار تلاطم های زیادی می شود…

خلاصه:

داستان انقلاب فرانسه و اتفاقات آن است که چه بکش بکش و قتل و غارت و ظلمی شده است و تمدن اروپا روی خون، سر پا شده است. ولی در قالب زندگی دختری که پدرش ۱۸ سال ظالمانه و بی دلیل در زندان های فرانسه بوده و وقتی آزاد می شود به انگلیس میبردش. آنجا با مردی فرانسوی ازدواج می کند که انقلاب فرانسه اتفاق می افتد و وقتی برای کاری برمی گردند به پایتخت، با توطئه و دسیسه افراد مختلف و به ظلم دامادشان را به گیوتین می سپارند اما…

 

داستان دو شهر : داستان فرانسه قبل از متمدن شدن

 

داستان دو شهر ، اثر چارلز دیکنز

کتاب، داستان دختر زیبایی است که زندگی سختی دارد. پدرش را ندیده چون پدر هجده سال بی هیچ جرمی در زندان های فرانسه سر کرده است. نه فرانسه الان، فرانسه قبل از متمدن شدن. آزاد که می شود می رود انگلیس و دختر پیدایش می کند.
در این میان مردم در تدارک انقلاب فرانسه هستند که رخ می دهد. جوانی زیبا و خوش پوش با دختر ازدواج می کند اما بی دلیل اسیر انقلابیون می شود و در طی یک رفت و برگشت محکوم به مرگ می شود. اسم گیوتین را شنیده اید. یک تیغه بلند و قطور و دراز که از بالا گردن افراد را می زند… .

چند نکته دارد این داستان، یا بهتر بگوییم:  این رمان نویس مشهور در داستان دو شهر چند نکته می خواهد بگوید:

  • قبل از انقلاب فرانسه، اروپا در حالتی بود که داد مردم هوا بود، حاکمان ظالم بی دلیل و با هر دلیلی مردم را به زیر یوغ خودشان کشیده بودند.
  • انقلاب می شود، مردمِ محروم و معترض انقلاب می کنند تا به این ظلم پایان بدهند.
  • بعد از انقلاب فرانسه یا از همان ابتدای انقلاب اتفاق عجیبی رخ می دهد.
  • همان هایی که به ظلم معترض بودند وقتی که روی کار می آیند چنان وحشیانه و بی رحمانه ظلم می کنند که روی همه قاتلین را سفید می کنند.
  • نویسنده نشان می دهد که آدم های پست وقتی به قدرت می رسند مثل سگ هار می شوند. زن و مرد هم ندارد. درنده اند و بی صفت!
  • طرفداران تمدن اروپا قطعا این کتاب و کتاب جان شیفته را نخوانند چون تمام زیر و بمی که کاخ آرزوهایشان را بر آن بنا کرده اند به لرزه می افتد.
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۸ ، ۱۰:۲۱
نمکتاب ...
جمعه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۸، ۰۳:۰۰ ب.ظ

پسری از گوانتانامو

پسری از گوانتانامو : حس یک زندانی بی گناه را با خواندن این کتاب درک کنید.

پسری از گوانتانامو : حس یک زندانی بی گناه را با خواندن این کتاب درک کنید.

پسری از گوانتانامو : آنا پررا،مترجم: کیوان عبیدی، نشر افق

معرفی:

۲پسر نوجوان که در دو کشور مختلف که از طریق اینترنت باهم ارتباط دارند. آن ها بازی«بمب افکن» را اختراع کرده اند وبا گروه هم بازی شان در فضای مجازی بازی می کنند. توسط یک جاسوس شناسایی می شوند و یک شب گروهی به خانه شان می ریزند و تمام بازی کنان را دستگیر می کنند و…

بریده کتاب(۱):

جیم سرش را به نشانه ی مخالفت تکان می دهد:« در حال حاضر از دید دولت امریکا تمام مسلمانان تهدید به شمار می آیند.» نوع حرف زدن جیم، خالد را بیش تر از قبل نگران می کند. ای کاش زودتر پدرش را پیدا می کرد و به راچ دیل برمیگشتند و زندگی عادی شان را از سر میگرفتند.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۸ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...
جمعه, ۱۰ فروردين ۱۳۹۷، ۰۳:۰۰ ب.ظ

منِ او


کتاب من او
نویسنده: رضا امیرخانی
انتشارات: نشرافق

خلاصه کتاب:
سال ۱۳۱۲ شمسی، تهران، خانی آباد، خانه اعیانی حاج فتاح، صاحب کوره آجرپزی فردوس، باب جون علی و مریم. علی، رفیق شش دانگ کریم، پسر اسکندر و ننه (نوکر و کلفت خانه فتاح) بود.
اسکندر و ننه یک "مهتاب" هم داشتند‌. علی "برای خود آرام زمزمه کرد 'مهتاب'. ته دلش دوباره لرزید. حالا او هم برای خودش چیزی، رازی، یا کسی داشت!"  درویش مصطفی اما از رازش خبر داشت: "تنها بنایی که اگر بلرزد محکم‌تر می‌شود، دل است."
پدر علی رفته بود باکو بار شکر بیاورد. اما هیچ وقت برنگشت... . یک انگشتش را بریده بودند. کسی نفهمید ماجرا از چه قرار بوده. اما سید مجتبی نواب صفوی، رفیق علی، می‌گفت کار حکومت است.
گذشت و گذشت تا سال‌های کشف حجاب. پاسبان عزتی، روسری از سر مریم کشید..‌‌. . مریم دیگر تاب نیاورد. کند و رفت. جایی که بتواند آن جور که می‌خواهد زندگی کند‌ و یک چیزهایی را فراموش کند. چند سال بعد هم مهتاب به او ملحق شد تا او هم چیزهای دیگری را فراموش کند...

باب جون و مامانی هم علی را تنها گذاشتند و رفتند. کریم هم که همان سال‌های جوانی رفیق نیمه راه شد. مریم هم همان جا در فرانسه با یک آزادی‌خواه الجزایری ازدواج کرد‌.
علی اما هیچ وقت جرات نکرد پا پیش بگذارد. آخر، درویش مصطفی یک چیزی به علی گفته بود: "هر زمانی که فهمیدی مهتاب را به خاطر مهتاب دوست داری، با او وصلت کن. آن موقع حکماً خودم خبرت می‌کنم."
و خبرش کرد. حالا دیگر مهتاب برگشته بود ایران و با مریم در یک خانه زندگی می‌کردند.
علی راهی شد. همان روز موشک باران سال ۶۷‌ ...
"مَن عَشَّقَ فَعَفَّ ثُمَّ ماتَ ماتَ شهیدا"
مهتاب شهید شد...
اما علی...
اما شاه بیت غزل داستان علی آقای فتاح، آن جاست که "مات شهیدا" و به جای یک شهید گمنام، در قطعه شهدا دفن شد.

 

 

بریده کتاب من او :

نبضش را گرفتم. فهمیدم که باید قلقلکش داد. همه ی عاشق ها همین
جوری اند. برای این که بفهمم کسی که او می خواهدش کجاست، دستم را دور ستون فلزی حلقه کردم. خوب می دانستم کجاست، اما خواستم رد گم کنم. اول چندجا را الکی گفتم. برلین؟ صدایی نیامد. لندن؟ صدایی نیامد. رم؟ صدایی نیامد. واشنگتن و نیویورک؟ صدایی نیامد. گفتم بگذار کمی بدوانمش. توکیو؟ خندید. بعد گفتم مکه؟ بگویی نگویی یک صدایی آمد، گرومب. مشهد؟ یک صدایی ناسوری آمد. گرومب. طاقتم طاق شد. تهران؟ صدا بیشتر شد، گرومب گرو…مب. نبضش می زد. سر شوق آمدم. از میدان اعدام می آیی؟ صدا بلندتر شد. خانی آباد؟ صدا خیلی بلندشد. گرومب گرومب.

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۰۰
نمکتاب ...